تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))

افسران - آیت الله بهجت: نماز مانند لیمو شیرین است، هر چه از اول وقت دورتر شود تلخ تر می شود!


[ یکشنبه 4 مرداد 1394 ] [ 05:02 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

 تخریب مردمی حرم امامزاده سید عبدالله کرمان در پی عدم همکاری میراث و اوقاف

دولت بهار: اوقاف و میراث فرهنگی کرمان تخریب حرم امامزاده سیدعبدالله(ع) را حاصل نارضایتی مردم از وضعیت بنای مخروبه آنجا می‌دانند و معتقدند که برخی از مردم آنجا یا هیئت امنای امامزاده باعث تخریب این بنا شده‌اند
  

به گزارش دولت بهار به نقل از فارس،  امامزاده سید عبدالله(ع) طبق قولی برادر تنی امام رضا(ع) و طبق قول دیگری از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است.

مردم ایران همواره خود را ارادتمند و وامدار اهل‌بیت پیغمبر(ع) و امامزاده‌های عظیم‌الشأن می‌دانند و با نذر و نیازهای فراوان و ابراز این ارادت همواره در جهت تکریم و تعظیم آنها کوشیده‌اند و هرگاه در گوشه‌ای از جهان به مقام شامخ آنها به هر نوع توهینی شود قطعاً آزرده خاطر و خشمگین می‌شوند.

اواخر اردیبهشت سال جاری، با توجه به دست اندازی میراث فرهنگی و اداره اوقاف در امر ساخت و احیای امامزاده منطقه مردم منتخب از همه محلات  در اعتراض به پاسکاری این دو اداره در امر ساختمان امامزاده  مرقد مطهر امامزاده سیدعبدالله(ع) را با استفاده از سکوت شب، تخریب کردند تا برای توسعه و زیارت امن اقدامات کافی صورت گیرد

 

امامزاده سید عبدالله کیست؟

در پایگاه جامع امامزادگان و بقاع متبرکه سازمان اوقاف و امور خیریه درباره شرح حال امامزاده سید عبدالله(ع) چنین آمده است: از آنجا که این مزار به عبدالله بن موسی(ع) شهرت دارد بعید نیست که خفته در آن سید عبدالله الطویل بن موسی بن محمّد الیمانی بن موسی بن عبدالله بن امام موسی الکاظم(ع) باشد، زیرا امام فخر رازی از سکونت سیّدیمانی بن موسی در سیرجان خبرداده و می‌نویسد برای او فرزندانی است. در کتاب فرهنگ جغرافیایی درباره شخصیت مدفون در این بقعه و آرامگاه چنین نوشته شده است: «امامزاده سیدعبدالله نارتیج به قولی که برادر تنی امام رضا(ع) است، دارای ساختمان از خشت و گل با سقف گنبدی است‌».

مسئولان تخریب حرم امامزاده سید عبدالله چه‌کسانی هستند؟

در جای دیگر می‌نویسد: «این امامزاده از نوادگان امام علی النقی (ع) است؛ اما هیچ گونه شجره نامه ای در این مورد وجود ندارد.» از آنجایی که این مزار به عبدالله بن موسی شهرت دارد، بعید نیست که خفته در آن سیدعبدالله الطویل بن موسی بن محمد الیمانی بن موسی بن عبدالله بن امام موسی کاظم(ع) باشد، زیرا امام فخر رازی از سکونت سیّدیمانی بن موسی در سیرجان خبر داده و می‌نویسد برای او فرزندانی است.

حرم مطهر این امامزاده در هفت کیلومتری شرق شهر بم قرار دارد.

مردم برای فشار به میراث فرهنگی و اوقاف بقعه را تخریب کردند

حجت‌الاسلام محمد قاسمی‌زاده، مدیرکل اوقاف کرمان در گفت‌وگو با فارس، در رابطه با تخریب بقعه شریفه امامزاده سید عبدالله از نوادگان امام موسی کاظم(ع) در هفت کیلومتری شرق شهر بم گفت: برخی موقوفه‌ها و بقاع امامزاده‌ها در کرمان سابقه میراث فرهنگی دارند و برای بازسازی یا ساخت‌وساز در آنها باید سازمان میراث فرهنگی طرح و نقشه و اجازه آن را به اوقاف بدهد.

مدیرکل اوقاف کرمان با بیان اینکه بقعه امامزاده سیدعبدالله(ع) هم جزو موقوفات ثبت‌ شده در میراث فرهنگی بود، گفت: این بقعه قبل از زلزله بم سابقه میراثی نداشت ولی بعد از آن زمانی که فقط یک ساختمان مخروبه باقیمانده بود در سازمان میراث فرهنگی ثبت شد.

قاسمی‌زاده ادامه داد: اداره کل میراث فرهنگی کرمان طرح و نقشه بازسازی این بقعه را با تاخیری یکساله به ما ارائه داد و این در حالی بود که مردم بسیار از مخروبه بودن این بنا به ما شکایت می‌کردند و از زیارت امامزاده به دلیل عدم امنیت بنا می‌هراسیدند.

وی در ادامه تصریح کرد: مردم زمانی‌ که دیدند از سوی اوقاف و میراث فرهنگی هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد اقدام به تخریب این بقعه برای ایجاد فشار بر این دو سازمان کردند.

فقط یک دیوار تخریب شده است

مدیرکل اوقاف کرمان با بیان اینکه قطعاً تخریب‌کننده این بنا  مردم بوده اند و کار دولتی‌ها نبوده، گفت: البته مردم راضی به این کار نبوده اند و قطعاً هم قصد هتک حرمت امامزاده را نداشتند و حتی به گونه‌ای تخریب کرده‌اند که سه دیوار از امامزاده باقیمانده و فقط یک دیوار تخریب شده است. صندوقچه قبر مطهر هم آسیب ندیده و حتی مصالح ساختمانی آن در درون بقعه متبرکه نریخته است.

مسئولان تخریب حرم امامزاده سید عبدالله چه‌کسانی هستند؟

قاسمی‌زاده افزود: اگر سازمان میراث فرهنگی اجازه دهد از ماه دیگر عملیات ساخت بنای جدید این امامزاده آغاز خواهد شد و بعد از پایان آن قطعاً برنامه‌های مذهبی و فرهنگی نیز در آنجا اجرا خواهد شد.

وی در ادامه گفت: چند وقت پیش نیز هیئت امنا با همکاری اداره اوقاف بدون اطلاع اداره میراث فرهنگی اقدام به نوسازی بخشی از این بنا کرده بود که با تلاش میراث متوقف شد. و میراث اساسا به تمام نقشه های تجدید بنا برای این اماکن مخالفت می کند.

موحد با بیان اینکه ثبت ملی یک اثر در میراث فرهنگی الزامی برای این سازمان برای بازسازی و مرمت آن بنا را نمی‌آورد، تصریح کرد: ما توان مالی را نداریم که بقاع متبرکه را که تحت نظارت اوقاف است بازسازی یا مرمت کنیم.این را همه مردم بدانند نه میراث و نه اوقاف از طرح های تجدید بنا استقبال نمی کند

مسئولان تخریب حرم امامزاده سید عبدالله چه‌کسانی هستند؟

حرم امامزاده را دوباره می‌سازیم

وی با اشاره به ساخت مجدد بنای این امامزاده گفت: اکنون چاره ای جز ساخت بنای مناسب برای حرم این امامزاده واجب التعظیم نیست و به زودی ما اینکار را شروع خواهیم کرد.


آیا حرم امامزاده سید محمد دیباج نیز به این سرنوشت دچار خواهد شد؟؟



بقعة این امامزاده در روستاى سابق قلعه چهارده که امروزه به شهر دیباج تبدیل شده، در 54 کیلومترى شمال باخترى شهر دامغان واقع شده و بسیار مورد توجّه اهالى است.

ساختمان بقعه هشت ضلعى و هر ضلع آن از داخل حدود 2 متر مى‏ باشد. ارتفاع بنا 11 متر است و از تاریخ بناى آن اطّلاع دقیقى در دست نیست. اما در تایخ مازندران تألیف اسماعیل مهجورى آمده است که سیّد رضى‏الدّین به فرمان شاهرخ (850 ـ 807 هـ. ق) آن را تعمیر نموده است. روى قبر این امامزاده صندوق چوبى قدیمى منبّت کارى سالم و بسیار نفیسى قرار دارد که در سال 770 هـ. ق ساخته شده و طول و عرض آن به ترتیب 25/3×60/1 و ارتفاع 10/1 متر است. گویا این صندوق در قرن گذشته از بین رفته و در سال 1254 هجرى سر دیگرى براى آن ساخته‏اند که به خوبى بدنه صندوق نیست.

روى بدنه صندوق، با خط بسیار زیبا، آیة الکرسى، صلوات کبیره، سورة فتح و آیات دیگرى از قرآن کریم و تاریخ ساخت صندوق و نام واقف آن کنده‌کارى شده است.

درِ ورودى حرم قدیمى و با ارزش است که از چوب ساخته شده و داراى ابعاد 35/1×2 متر مى‏باشد که بر روى آن نیز منبّت کارى زیبایى به چشم مى‏خورد و بر سردر آن دو عدد کاشى بسیار نفیس تعبیه شده و به نظر مى‏رسد که قبلاً کاشى‏هاى بیشترى در این بنا وجود داشته است.

در صحن بقعه، قبور زیادى به چشم مى‏خورد و در حریم بقعه در سال‌هاى 75 و 78 وضوخانه و سرویس بهداشتى ساخته شده و نسبت به تعمیر و مرمّت بدنه بقعه و گنبد اقدام گردیده است.

قدمت بنا را بیش از هزار سال تخمین زده‏اند و شالودة آن از گل و خشت خام و آجر مى‏دانند.

گنبد بنا مخروطى شکل و در ساقه‏اى هشت ضلعى به ارتفاع قریب به 75 سانتى متر قرار دارد و ارتفاع آن از سطح بام بقعه بیش از 3 متر است که با رنگ سبز نقّاشى شده است. مساحت بقعه 102 متر مربّع و مساحت کل بنا 250 متر و مساحت فعلى مجموعه اعم از عرصه و اعیان قریب به دو هزار متر مربّع مى‏باشد.

در سالیان اخیر، دور بناى قدیمى، شبستان بزرگى به صورت هشت ضلعى و به ابعاد هر ضلع قریب به 10 متر احداث شده که در هر ضلع آن دو پنجره هلالى تعبیه شده است.

به اعتقاد اهالى، شخص مدفون در این بقعه، محمّد دیباج فرزندِ بزرگوار امام جعفر صادق (است که در سال 203 هـ. ق در منطقه‏اى بین جرجان و طبرستان به شهادت رسیده و برخى روستاى چهارده یا شهر امروزه دیباج را مدفن آن بزرگوار مى‏دانند. مورخّان دربارة محل دفن وى اختلاف دارند، برخى
او را در میان آزاد شهر
از شهرهاى گرگان،
برخى در خرقان بسطام و عدّه‏اى در ابیورد و شهر دیباج ذکر نموده‏اند.

نخستین بار ابوالقاسم اسماعیل بن عبّاد بر سر مزار محمّد دیباج عمارتى ساخت که تا اوایل قرن هفتم هجرى باقى بود ولى در اثر حمله‏اى که به سال 620 هـ. ق در زمان سلطان
محمّد خوارزمشاه ـ محمّد بن تکش ـ به دست ترکان انجام
گرفت تخریب گردید.

اما در قرن هشتم هجرى مرقد محمّد دیباج مورد بازسازى
قرار گرفت چنانچه قاضى نور اللَّه شوشترى گوید: «سلطان
محمّد الجایتو (717 ـ 703 هجرى) بناى آن را مرمت و گنبدى
بر آن ساخت».

حمداللَّه مستوفى، متوفّاى 730 هجرى، مورّخ و جغرافیدان ایرانی که در قرن هشتم از جرجان دیدن کرده است چنین گزارش مى‏کند که: «از مزار اکابر تربت جرجان محمّد بن جعفر صادق و آن مزار به گور سرخ مشهور است و در آن‌جا دو سنگ آسیاب است هر یک بیست گز قطر و دو گز ضخامت آن مى‏باشد».

بعد از قرن نهم تا اوایل قرن چهاردهم هجرى هیچ گزارشى از وضعیّت مرقد محمّد دیباج بدست نیامده است.

تنها این که محمّد حسن خان اعتماد السلطنه بعد از گذر از چشمه على ـ شمال دامغان ـ و اقامت در چهارده کلاته از آن مرقد یاد مى‏کند و بیاد مى‏دارد که: «محمّد بن جعفر در چهارده کلاته از خاک گرگان به عهد مأمون خلیفه وفات نمود و مدفون گردید و نیز مى‏گوید مزار محمّد دیباج در چهارده کلاته واقع شده است».

اما تمام گزارشات فوق تنها کلّى گویى است. زیرا جرجان سابق که بسطام و شهر دیباج و رامیان را شامل مى‏شد، مى‏تواند تاریخ هر سه مزار را در برگیرد. زیرا علاوه بر ثبت میراثى بودن این سه مزار، همه آنان در قرن چهارم ساخته شده است. امام ابو نصر بخارى در هنگام شهادت محمّد بن زید داعى، برادر حسن بن زید داعى، مؤسّس دولت علویان، مى‏نویسد: او در کنار قبر دیباج در گرگان دفن نموده‏اند و اینک تنها جایى که قبر محمّد بن زید داعى را مى‏توان یافت، در کنار ضریح محمّد بن جعفر صادق (در رامیان آزاد شهر است که در پایین پاى محمّد دیباج مدفون و اینک داراى ضریح و سنگ قبر مى‏باشد. اتّفاقاً این گور را در گذشته به گور سرخ یا مشهد احمر مى‏گفتند چون با خاکهاى سرخ منطقه ساخته شده بود. به هر حال، مدفن محمّد دیباج فرزندِ امام جعفر صادق (
در شهر دیباج نمى‏تواند باشد، مدارکى در دست است که این
مرقد را از محمّد خوارزمى بن قاسم الشیخ بن محمّد الدیباج بن امام جعفر صادق (مى‏داند. او در خوارزم که یکى از دهات‏هاى جرجان سابق بود سکونت داشت و در مکان فعلى بدرود
حیات گفت. او نوادة بزرگوار محمّد دیباج است و در سال
303 از دنیا رفت. وى در نهضت حسن بن على الاطروش، نقش
به سزایى داشته است.

اعتماد السلطنه در مطلع الشمس پس از بیان موقعیّت امامزاده دیباج، لوح ایوان بقعه را بازنویسى کرده است، او مى‏نویسد:
«... در طرف غربى آبادى قریه قلعه بقعه امامزاده محمّد بن جعفر الصادق(است. این بقعه بر روى بلندى واقع شده گنبدى مثمن دارد بیرون گنبد محوّطه‏اى است ده ذرع در این محوّطه ایوانی است رو به مشرق که درِ بقعه در ایوان و رو به مشرق باز شده است. بقعه شبیه به مسجد مى‏باشد و سعادت مطابق‌تر و دولتى موافق‌تر و عمارت نیکوتر نبود که در مزار متبرّک و روضه منوّر المرحوم السعید الشهید امام بن الامام محمّد بن جعفر الصادق صلّى اللَّه علیه و السلم عمارتى بنیاد افتد و چیزى ساخته شود که سال‏هاى بسیار و قرن‏هاى بیشمار بر روى روزگار بماند در روز متوجّه این... شده و بنیاد این جنبد نموده و بوجه السیر باتمام رسانیده باز
توفیق هدایت به یمن میمنت این بزرگوار رفیق و یار شده در
خاطر عبور کرد که چون این.... باتمام پیوست و در یمن
بقعه شریفه از ظلم و ستم که حکام ماضى جارى نموده و از قدیم الایّام رفع این ستم و دفع این آلم...».

این بنا به شمارة 2423 و در تاریخ 30/06/1378 به ثبت آثار ملّی و تاریخی رسیده است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۲۷
محمد مهدی فقیه بحرالعلوم



کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است، اما برای چاپ مطالب اجازه کتبی مالک سایت و صاحب اثر لازم است!(مزارات ایران و جهان اسلام: http://shrines.blog.ir/)


[ شنبه 23 خرداد 1394 ] [ 09:24 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

[ جمعه 8 خرداد 1394 ] [ 11:22 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
یمنی‌ها اصل شیعه‌اند
34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر و هانی، یمنی بوده‌اند
دولت بهار: آنچه توجه به یمن و یمنی‌ها را این روزها دامن می‌زند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنی‌ها مطرح شده و این گمانه‌زنی را که شاید حوادث یمن برگی دیگر از نزدیک‌شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت می‌کند.
  

به گزارش دولت بهار به نقل از مشرق، کشور یمن این روزها به خاطر تجاوز وحشیانه رژیم آل سعود در کانون توجه مسلمانان و بویژه شیعیان قرار گرفته است. مروری بر آنچه در کتب تاریخی و روایی در باره یمن و یمنی‌ها آمده، بیانگر آن است که این سرزمین حامل فرهنگ و مردمی بس فرهیخته و محبوب نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اهل‌بیت علیهم‌السلام بوده است. آنچه توجه به یمن و یمنی‌ها را این روزها دامن می‌زند، نقشی است که در روایات آخرالزمان و ظهور برای یمنی‌ها مطرح شده است و این گمانه‌زنی را که شاید حوادث یمن برگی دیگر از نزدیک شدن تحقق علائم حتمیه ظهور است، تقویت می‌کند.

آنچه در زیر از نظرتان می گذرد مروری بر روایاتی است که در باره یمن در متون روایی شیعه و بعضا سنی در جست‌وجویی شتاب‌زده یافت شده که در سه بخش ارائه می‌شود:

الف. مدح یمن و یمنی ها در روایات

ب. چهره‌های برجسته یمنی در اسلام و تشیع

ج. نقش یمنی‌ها در ظهور

 

***


الف. مدح یمن و یمنی‌ها در روایات 
1. یمنی‌ها اولین قومی بودند که دعوت حضرت ابراهیم برای حج خانه خدا را اجابت کردند.
مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی از امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام روایت می کند که:

إِن�'َ إِب�'رَاهِیمَ أَذ�'َنَ فِی الن�'َاسِ بِال�'حَج�'ِ فَقَالَ أَی�'ُهَا الن�'َاسُ إِن�'ِی إِب�'رَاهِیمُ خَلِیلُ الل�'َهِ إِن�'َ الل�'َهَ یَأ�'مُرُکُم�' أَن�' تَحُج�'ُوا هَذَا ال�'بَی�'تَ ... وَ کَانَ أَو�'َلُ مَن�' أَجَابَهُ مِن�' أَه�'لِ‏ ال�'یَمَن یعنی ابراهیم علیه السلام مردم را به حج دعوت کرد و فرمود: ای مردم من ابراهیم خلیل الله هستم. خداوند به شما فرمان می دهد که حج این خانه (کعبه) را به جا آورید... اولین کسانی که دعوت ابراهیم را اجابت کردند گروهی از یمنی ها بودند. (کافی ؛ ج‏4 ؛ ص205)

2. یمنی ها توسط امیرالمؤمنین علیه السلام اسلام را پذیرفتند 
از مسلمات تاریخی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خالد بن ولید را به همراه جمعی از مسلمانان از جمله براء بن عازب برای دعوت مردم یمن به اسلام به آن سرزمین اعزام کرد اما پس از شش ماه تلاش حتی یک نفر هم اسلام را نپذیرفت. این امر بر پیامبر صلی الله علیه و آله ناخوش آمد و لذا امیرالمؤمنین علی علیه السلام را برای اعزام به یمن فراخواند و به او فرمود تا خالد و همراهانش را بازگرداند و البته فرمود اگر کسی از آنان مایل بود با علی علیه السلام بماند مانع او نشود.
 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است


براء بن عازب که از جمله کسانی بود که با امیرالمؤمنین علیه السلام باقی ماند می گوید: چون یمنی ها خبردار شدند که علی علیه السلام به یمن آمده است، سراغ او آمده و دور او را گرفتند. پس از آن که علی علیه السلام نماز صبح را با ما خواند، برخاست و پس از حمد و ثنای خداوند نامه پیامبر صلی الله علیه و آله را برای مردم قرائت کرد و در همان روز کل قبیله همدان اسلام را پذیرفتند. علی علیه السلام خبر مسلمان شدن همدانی ها را که از قبایل مهم یمن بودند، طی نامه ای به اظلاع رسول الله صلی الله علیه و آله رساند و چون حضرت نامه علی علیه السلام را خواند، بسی شکفته و شادمان شد و سجده شکر به جای آورد و پس از سجده نشست و فرمود: سلام بر همدان، سلام بر همدان. و دیری نپایید که دیگر قبایل یمنی نیز به اسلام گرویدند. (شیخ مفید، الارشاد، ج 1، ص 62 / بحار الانوار، ج 21، ص 363)

این واقعه ضمن آن که فضیلتی برای امیرالمؤمنین علیه السلام محسوب می شود، فضیلتی هم برای اهل یمن است که مسلمان شده به دست عالی‌ترین صحابی و برترین شخصیت جهان پس از پیامبر صلی الله علیه و آله می باشند و گویا اسلام نیاوردن آنها توسط خالد بن ولید نه از سر انکار و مقاومت بلکه به دلیل استقبال از تقدیری نیکو بوده است که خداوند برای آنها رقم زده بوده است و آن مسلمان شدن به دست امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است.

3. پیامبر صلی الله علیه و آله: آن که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته  و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است
امیر المؤمنین علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت می کند که فرمود: مَن�' أَحَب�'َ أَه�'لَ‏ ال�'یَمَنِ‏ فَقَد�' أَحَب�'َنِی وَ مَن�' أَب�'غَضَهُم�' فَقَد�' أَب�'غَضَنِی‏ یعنی هر که یمنی ها را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنها کینه ورزی کند با من کینه ورزی کرده است. (کمال الدین و تمام النعمة، ج‏2، ص 541/ کنز الفوائد، ج‏2، ص154/ بحار الانوار ج 34، ص 333)
 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است


4. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: بهترین مردان یمنی، ایمان یمنی و من نیز یمنی ام

در کتاب جعفر بن محم�'د بن شریح آمده است: روزی رسول خدا صل�'ى الل�'َه علیه و آله از اسب‌ها در نزد عیینة بن حصین بن حذیفه بدر سان دید. رسول خدا به او گفت: من اسب‏‌شناس‏‌ترم از تو. عیینة گفت: من مرد شناس‌ترم از تو. پیغمبر فرمود: چطور؟ گفت: بهترین مردان آنانند که تیغ بر دوش نهند و نیزه‏‌ها را بر شانه اسب‌هاشان گذارند و اینان مردم نجدند. پیغمبر فرمود:
کذبت ان خیر الرجال اهل‏ الیمن‏ و الایمان یمان و انا یمانى و اکثر قبائل دخول الجنة یوم القیمة مذحج یعنی: دروغ گفتى، بهترین مردان مردم یمن باشند؛ ایمان یمانى (یمانی منسوب به یمن و عبارتی دیگر از یمنی است( است و من هم یمانی‌ام و بیشترین تیره‏اى که روز قیامت به بهشت روند مذحج (قبیله ای یمنی که مالک اشتر از آن قبیله بود) باشند. (الأصول الستة عشر ، ص 81/ بحار الأنوار، ج‏57، ص233(

در روایتی دیگر همین ماجرا به صورت زیر نقل شده است

فَقَالَ رَسُولُ الل�'َهِ ص کَذَب�'تَ بَل�' رِجَالُ أَه�'لِ‏ ال�'یَمَنِ‏ أَف�'ضَلُ ال�'إِیمَانُ یَمَانِی�'ٌ وَ ال�'حِک�'مَةُ یَمَانِی�'َةٌ وَ لَو�' لَا ال�'هِج�'رَةُ لَکُن�'تُ ام�'رَأً مِن�' أَه�'لِ‏ ال�'یَمَنِ‏ ....‏ وَ مَذ�'حِجُ أَک�'ثَرُ قَبِیلٍ یَد�'خُلُونَ ال�'جَن�'َةَ
یعنی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دروغ گفتی، بلکه مردان یمنی برترند، ایمان یمنی و حکمت یمنی است و اگر نبود هجرت (یعنی اگر مامور به هجرت به مدینه نبودم یمن را به عنوان وطن انتخاب می کردم و یا اگر در زمره مهاجران نبودم خود را در زمره انصار که یمنی الاصل هستند، محسوب می کردم) و قبیله مذحج بیش از همه به بهشت وارد می شوند. (کافی، ج‏8، ص70)


5. خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی  
ابن عباس روایت می کند که هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله با جمعی یمنی برخورد می کردند، می فرمودند: مرحبا برهط شعیب و احبار موسى. آفرین بر خویشاوندان شعیب و دانشمندان شایسته موسی. (الأصول الستة عشر ص 251 /  بحار الأنوار، ج‏57، ص222)
از روایت چنین بر می آید که خویشاوندان شعیب که نزد قوم شعیب عزیز و محترم بودند و نیز دانشمندان شایسته پیرو موسی علیه السلام یمنی و یا یمنی الاصل بوده اند.

6. پیامبر صلی الله علیه و آله: نفس خداوند رحمن از جانب یمن به سویم می آید 
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: إِنَ‏ نَفَسَ‏ الر�'َح�'مَنِ‏ یَأ�'تِینِی‏ مِن�'‏ قِبَلِ‏ ال�'یَمَنِ‏ فَحَیِیَت�' بِذَلِکَ الن�'َفَسِ صُورَةُ ال�'إِیمَان‏ یعنی نفس رحمن از سوی یمن به سویم می آید و به این نفس است که صورت و بنای ایمان زنده و برپا می شود (عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، ج‏4، ص 97)

این مضمون به شکلی دیگر نیز روایت شده است:  ألا أن الایمان یمان و الحکمة یمانیة، و أجد نفس ربکم من قبل الیمن یعنی ایمان یمنی و حکمت یمنی است و من نفس پروردگارتان را از سوی یمن حس می کنم. (مسند أحمد بن حنبل، ج 3 ص 541)

محدثان در توضیح این روایت گفته اند که چون اهل یمن و از جمله انصار که یمنی الاصل بودند، بیشترین حمایت را از پیامبر صلی الله علیه و آله به عمل آوردند، آن حضرت آنان را این چنین ستوده است.

7. یمنی‌ها نرم‌دل‌ترین مردمند 
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باری در باره مردم یمن فرمودند: أهل‏ الیمن‏ أرق�'َ قلوباً وألینَ أفئدة و أبخع طاعة
یعنی مردم یمن رقیق القلب ترین و نرم دل ترین و مطیع ترین مردمند. (شرح کافی ملا صالح مازندرانی، ج‏4، ص 281)
 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است


8. افتخاری بی‌نظیر، انحصاری و با شکوه برای یمنی‌ها

در کتاب غیبت نعمانی از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است: مردمی از یمن با چهره‌هایی گشاده و بش�'اش به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله رسیدند و چون بر آن حضرت وارد شدند، فرمود: اینان مردمی نازک‌دل و دارای ایمانی راسخ هستند و «منصور» از ایشان است که با هفتاد هزار رزمنده برای یاری خَلَف من و خَلَف وصی�' من خروج می‌کند، رزمندگانی که حمایل شمشیرهای‌شان از مَسَد�' (طنابی از لیف یا برگ درخت خرما) است. عرض کردندیا رسول الله، وصی�' شما کیست؟ فرمود: او همان کسی است که شما را امر نمود که به وی چنگ زنید و خداوند عز�'وجل فرمود: «وَ اع�'تَصِمُوا�' بحَِب�'لِ الل�'َهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَر�'َقُوا»،(و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید.) گفتند: برای ما توضیح دهید که این ریسمان چیست؟ فرمود: این ریسمان مصداق کلام خداست که فرمود: «إِل�'َا بحَِب�'لٍ م�'ِنَ الل�'َهِ وَ حَب�'لٍ م�'ِنَ الن�'َاسِ»،(مگر آنکه به پناه امان خدا و زینهار مردم روند.) که«حَِب�'لٍ م�'ِنَ الل�'َهِ » کتاب اوست و «حَب�'لٍ م�'ِنَ الن�'َاسِ» وصی�' من است. عرض کردند: یا رسول الله، وصی تو کیست؟ فرمود: او همانی است که خداوند درباره‌اش فرمود: «أَن تَقُولَ نَف�'سٌ یَاحَس�'رَتىَ‏ عَلىَ‏ مَا فَر�'َطتُ فىِ جَنبِ الله»،(تا آنکه [مبادا] کسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهى ورزیدم‏».) گفتند: یا رسول الله، «جنب الله» کیست؟ فرمودهمانی است که خداوند درباره وی فرموده است: «وَ یَو�'مَ یَعَض�'ُ الظ�'َالِمُ عَلىَ‏ یَدَی�'هِ یَقُولُ یَالَی�'تَنىِ اتخ�'ََذ�'تُ مَعَ الر�'َسُولِ سَبِیلاً»،(و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى‏گَزد [و] مى‏گوید: «اى کاش با پیامبر راهى برمى‏گرفتم.») او وصی�' من است و راه رسیدن به من بعد از من است.

یمنی ها گفتند: یا رسول الله، تو را به آنکه شما را به حق�' فرستاد، او را به ما نشان دهید که مشتاق دیدن وی گشتیم! فرمود: او همان کسی است که خداوند او را آیت و نشانه‌ای برای مؤمنانی قرار داد که نور ایمان از سیمایشان می‌درخشد. اگر همانند کسی که صاحب دل باشد یا گوش دل فرا دهد در حالی که خود گواهی دهد به او بنگرید، خواهید دانست که او وصی�' من است همان‌طور که دانستید من پیامبر شما هستم؛ به میان صف‌ها روید و به چهره‌ها خیره شوید. پس دلتان به هرکس متمایل شد، وصی�' من اوست، زیرا خداوند عز�'وجل در کتاب خود می‌فرماید: «فَاج�'عَل�' أَف�'ِئدَةً م�'ِنَ الن�'َاسِ تهَ�'وِى إِلَیه�'ِم‏»،(پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرایش ده‏.) هم به سوی خودش و هم به سوی ذر�'یه او علیهم السلام.


 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است


جابر گوید: پس ابو عامر اشعری از میان اشعریان، أبو غر�'�'ۀ خولانی از میان خولانیان و ظبیان، عثمان بن قیس و عرنه دوسی�' از میان دوسیان و لاحق بن علاقه به پا خاسته و به میان صف‌های حاضران رفته و به چهره‌ها خیره شدند و دست أنزع أصلع بطین(علی علیه الس�'لام) را گرفته و گفتند: دل‌های ما به ایشان گرایش پیدا کرد یا رسول الله! پس پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: خدا را شکر که شما وصی�' رسول خدا را پیش از آنکه به شما معرفی شود، شناختید و دانستید که وصی�' من اوست. در این هنگام آن‌ها با صدای بلند گریستند، در حالی که می‌گفتند: یا رسول الله، به چهره‌های یک‌یک آن‌ها نگاه کردیم  ولی دل ما به هیچ‌کدام از آن‌ها گرایش پیدا نکرد و چون او را دیدیم دل‌هایمان لرزید و تکان خورد، آن‌گاه جان‌های ما آرامش یافته و جگرهایمان مضطرب گشته و چشمانمان پر از اشک شد و سینه‌هایمان خنک گشته و آرامش یافت چنان که گویی او پدر ما و ما فرزندان وی هستیم. پس پیامبرصلی الله علیه و آله فرمود: «وَ مَا یَع�'لَمُ تَأ�'وِیلَهُ إِل�'َا الل�'َهُ وَ الر�'َاسِخُونَ فىِ ال�'عِل�'م‏»،(تأویلش را جز خدا و ریشه‏داران در دانش کسى نمى‏داند.) شما به خاطر منزلتی که از آن نزد ایشان برخوردارید، مشمول لطف و احسان خداوند هستید و شما از آتش بدورید. جابر گوید: این جماعت مؤمن نورانی همان‌جا ماندند و به همراه امیرالمؤمنین علیه الس�'لام در جنگ‌های جمل و صفین شرکت کردند ـ خداوند همه آن‌ها را رحمت کند ـ رسول خدا صلی الله علیه و آله ایشان را به بهشت مژده داده بود و آنان را مطل�'ع ساخته بود که به همراه علی بن ابی طالب علیه الس�'لام به شهادت خواهند رسید. (غیبت نعمانی، ص 39 / بحار الأنوار، ج‏36، ص112)

کلام مرحوم شعرانی در باره یمنی‌ها یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

مرحوم آیت الله میرزا ابوالحسن شعرانی (متوفی 1352 هجری شمسی) در حاشیه اش بر شرح اصول کافی ملاصالح مازندرانی در باره یمنی ها می نویسد:

«در بسیاری از احادیث نبوی یمنی ها مورد ستایش قرار گرفته اند تا آنجا که حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرموده است: من نفس خداوند رحمن را از سوی یمن حس می کنم.

یمنی ها اصل شیعه اند و مذهب شیعه توسط آنها در اطراف عالم منتشر شد و امیرالمؤمنین علیه السلام اولین کسی بود که آنان را به فرمان پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام هدایت فرمود. اکثر شیعیان کوفه از قبیله های مهاجر یمنی بودند و نیز اشعری ها که به قم مهاجرت کردند یمنی بودند و باعث شدند تشیع از قم به دیگر شهرها گسترش پیدا کند. یمنی ها از حمله مغولها در امان ماندند و بر خلاف اکثر کشورهای اسلامی بر اصول اسلامی در جکومتشان باقی ماندند.  فرنگی مابی و عادات مسیحیان و رسم و رسوم کفار که ضررشان بر اسلام و مسلیمن از فاجعه حمله مغول هم بیشتر است تا زمان ما بر یمنی ها تاثیر نگذاشته است و آنان تاکنون بر احکام و آداب اسلامی باقی مانده و در همه عرصه ها تمدن فرنگی را پس زده و میراث اسلام را حفظ کرده اند. انشاء الله خداوند آنان را از وسوسه های شیاطین فرنگی حفظ کرده و بر طریق مستقیم اسلام حفظ نماید و سایر مسلمانان را به طریقه مردم یمن رهنمون فرماید و بدعتها و گمراهی ها و مفاسد اخلاقی و رسوم کفار را از آنها به حق محمد و آل محمد دور فرماید. (شرح کافی ملاصالح مازندرانی، ج‏4، ص281)


ب: چهره‌های برجسته یمنی در اسلام و تشیع
 

چهره های شاخص و برجسته ای از یمنی ها در تاریخ اسلام و تشیع رخ نموده اند که در زیر فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم:


   

[ سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 ] [ 04:31 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]


1. انصار ریشه یمنی دارند 
ریشه و اصل انصار که مرکب از دو قبیله اوس و خزرج بودند و در پیروزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر مشرکین و کفار جزیرة العرب و استقرار اسلام، نقشی بی بدیل داشتند، به قبیله ازد که یمنی است بر می گردد. و برخی از صاحبنظران ستایشهای پیامبر از یمن و یمنی ها را ناظر به همین مساله دانسته اند.

2. دفاع یمنی‌ها از اهل بیت علیهم السلام بعد از سقیفه 
از تعداد 23 نفری که هسته‌اولیه تشیع بعد از ماجرای سقیفه را تشکیل دادند ده نفر از انصار یمنی بودند. در گزارش دیگری آمده است که وقتی زیاد بن لبید انصاری نماینده خلیفه در حضرموت بود، برخی از سران قبایل یمنی به او گفتند: ما از اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله اطاعت خواهیم کرد، چرا شما آنان را از خلافت باز داشتید. (نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص 86 )

3. توصیه ابن عباس به امام حسین علیه السلام 
زمانی که امام حسین علیه السلام قصد رفتن به کوفه را داشت، عبدالله بن عباس از آن حضرت خواست تا به جای کوفه، به سرزمین یمن برود و در آنجا ساکن شود؛ چون در این سرزمین شیعیانی بودند که دل در گرو محبت اهل بیت داشتند. (اخبار‌الطوال، ابوحنیفه دینوری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، ص291 )

4. 34 تن از شهدای کربلا یمنی بوده اند    
برخی از مورخان از مجموع 72 تن شهید کربلا 34 تن آنان را یمنی دانسته اند. (نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص 200)

5. یمنی ها از عناصر اصلی در نهضت توابین بودند 
بعد از واقعه عاشورا، گروهی از شیعیان از این که در دفاع از سیدالشهداء  کوتاهی کردند، از رفتار خود سخت پشیمان شدند و برای این که گذشته را جبران کنند، هسته‌های مقاومت را علیه سلطه اموی ایجاد کردند. از جمله این تحرکات، اقدام نظامی گروه توابین بود که به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی حرکت اعتراضی خود را آغاز کرد. یمنی ها در زمره عناصر اصلی این نهضت شیعی بودند  و بعدها جان خود را در دفاع از اهل بیت از دست دادند. (مقاله مروری گذرا بر تاریخچه شیعیان یمن، نوشته فتاح غلامی به نقل از تشیع در مسیر تاریخ، ص 272)

 6. اویس قرنی 
اویس بن عامر مرادیِ قرنیِ یمنی به خاطر ایمان قوی و فوق العاده اش و به خاطر پذیرش ولایت امیرالمؤمنین و شهادت در رکاب آن حضرت یکی از نورانی ترین چهره های عالم اسلام و تشیع به شمار می رود.

اویس در زمان حیات رسول الله صلی الله علیه و آله مسلمان شد اما چون به خاطر ضرورت خدمت به مادرش موفق به دیدار آن حضرت نشد او را جزء تابعان بر شمرده اند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله او را برترین و عالی مقام ترین تابعان توصیف کرده (صحیح مسلم ج 4 ص 1968/ الطبقات الکبرى‏ ج 6 ص 163) و فرموده است که اویس در قیامت برای جمعی کثیر از مردم شفاعت خواهد کرد (إرشاد شیخ مفید، ج 1 ص 316/ رجال کش�'ی ج ،1 ص 316 ) و نیز فرموده است: «خَلیلی مِن هذهِ الام�'ةِ اویسُ القَرَنِی» یعنی خلیل و دوست من از امت اسلام اویس قرنی است. (طبقات کبرى‏ ج 6 ص 163/ تاریخ مدینة دمشق ج 9 ص 442)

اویس در عبادت خداوند بسی کوشا بود و گاه تمامی شب را به سجده می گذراند.

اویس از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل و صفین در رکاب آن حضرت جنگید و با وعده امیرالمرمنین به او برای نیل به مقام والای شهادت در نبرد صفین به شهادت رسید. (اسد الغابة: ج 1 ص 333 الرقم 331/ رجال الکش�'ی: ج 1 ص 316)

امام موسی بن جعفر علیهما السلام نیز توصیفی عالی از اویس قرنی دارند. ایشان می فرمایند:
«روز قیامت منادی ندا می کند: کجایند حواریون و یاران ویژه علی ابن ابی طالب جانشین محمد بن عبدالله رسول الله صلی الله علیه و آله؟ درپی این ندا عمرو بن حمق خزاعی و محمد بن ابی بکر و میثم تمار و اویس قرنی بر می خیزند.» (رجال کش�'ی: ج 1 ص 41 / بحار الانوار، ج 22 ص 342)

ابن عباس روایت می کند: امیرالمؤمنین  علیه السلام برای اخذ بیعت در ذی قار (پیش از نبرد جمل) توقف کرده بود که فرمود از سوی کوفه هزار مرد ـ نه کمتر و نه بیشتر ـ برای بیعت خواهند آمد. ابن عباس می گوید این سخن امیرالمؤمنین من را نگران کرد که مبادا بر خلاف پیشگویی وی تعداد کمتر یا بیشتری بیایند و همین امر برایمان مشکل ساز شود. به تدریج افراد آمدند و چون شمار آنان به نهصد و نود و نه نفر رسید، آمدن افراد متوقف شد. من گفتم انا لله و انا الیه راجعون، چه چیزی باعث شد که علی علیه السلام این سخن را بر زبان جاری کند؟! در همین حال که متفکر و نگران بودم، به ناگاه شخصی را دیدم که به سوی ما می آمد. چون نزدیک شد، دیدم قبای پشمین بر تن دارد و شمشیر و کمان و دیگر ابزار جنگ را نیز به همراه دارد. به سراغ امیرالمؤمنین رفت و گفت: دستت را بده تا با تو بیعت کنم. امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود: بر چه امری با من بیعت می کنی؟ گفت: بر پیروی و اطاعت از تو و نبرد در رکاب تو تا وقتی که مرگ را درک کنم و یا خدا پیروزی را نصیبت کند. امیرالمؤمنین پرسید: نامت چیست؟ گفت: اویس قرنی. امیرالمؤمنین فرمود: تو اویس قرنی هستی؟! اویس گفت: بله، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: الله اکبر، حبییم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من خبر داده بود که من مردی از امتش را درک می کنم که نامش اویس قرنی است. او از حزب خدا و حزب رسولش است و به شهادت خواهد رسید و در قیامت شفاعت مردمان بسیاری را در حد جمعیت قبیله ربیعه و مضر خواهد کرد.  (الثاقب فی المناقب، ص 267 / مدینة معاجز الأئمة الإثنی عشر ج‏2؛ ص299)

در امالی طوسی آمده است که به اویس قرنی گفته شد ای ابا عامر! چگونه شب را به صبح رساندی؟ اویس در پاسخ اظهار داشت: درباره کسی که با گذشت هر روز مرحله ای به آخرت نزدیک می شود و نمی داند که در پایان سفرش آیا بهشتی است یا دوزخی، چه گمان می برید؟ (امالی طوسی ص 641/ بحار الانوار ج 73 ص 17)

در کتاب حلیة الاولیاء از اصبغ بن زید روایت شده است: چون اویس قرنی را شب فرا می گرفت، می گفت: امشب شب رکوع است و تا صبح در حال رکوع بود و گاه می گفت: امشب شب سجود است و تا صبح در حال سجده بود. و در پایان روز هر آنچه از غذا و لباس در خانه اضافه داشت، صدقه می داد و می گفت: خدایا، اگر کسی گرسنه و یا برهنه مرد، مرا به واسطه آن مواخذه نکن. (حلیة الاولیاء ج 2 ص 87 / مکاتیب الأئمة علیهم السلام، ج‏1، ص 141)

7. مالک اشتر نخعی 
وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله برای دعوت مردم یمن به اسلام به آن سرزمین اعزام شد، از جمله قبایلی که پس از دیدار با امیرالمؤمنین به سرعت به اسلام گرایش پیدا کردند، قبیله مالک اشتر به نام نخع بود و از همین جا بود که آشنایی و پیوند ویژه مالک با امیرالمؤمنین آغاز شد. مالک چون موفق به دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله نشد و پس از رحلت ایشان به مدینه آمد، در زمره تابعان قرار دارد.

مرحوم علامه سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه می نویسد:

روزى در محضر پیامبرصلى‌الله ‌علیه ‌و آله ‌وسلم سخن از مالک به میان آمد، آن حضرت فرمود: انه لمومن حقا. یعنی مالک حقیقتا مؤمن است.

سید محسن امین، پس از نقل این روایت مى گوید: این گواهى، معادل گواهى سراسر جهان است؛ زیرا گواهى بزرگترین انسان جهان است، و صدور این سخن در آن زمان که مالک اشتر جوان بود، بیانگر آن است که مالک اشتر در سنین جوانى در جایگاه رفیعى از ایمان قرار داشته است. (اعیان الشیعه، ج 9 ص 40 به نقل از: مالک اشتر، نوشته محمد محمدی اشتهاردی)

مالک اشتر در زمان خلافت ابوبکر برای حفظ مصالح عالیه اسلام در نبرد مسلمانان علیه جریان ارتداد که در مناطقی از سرزمین اسلامی رخ داده بود، فعالانه شرکت کرد و در سرکوب مرتدان نقشی ممتاز ایفاء کرد.

مالک در برابر تجاوز رومی ها در منطقه یرموک به سرزمین اسلام در سال سیزدهم هجری نیز در پیشاپیش سپاهی از یمن شرکت داشت.

نقش مالک در نبرد قادسیه در سال چهاردهم هجری در دوران حکومت عمر نیز ممتاز بوده و از فرماندهان برجسته این نبرد به شمار می رود. پس از این نبرد بود که مالک ساکن در کوفه شد.
در دوران حکومت عثمان مالک اشتر در زمره عدالتخواهان و معترضان علیه حکومت عثمان بود و به همین خاطر به دستور عثمان همراه با کمیل بن زیاد و صعصة بن صوحان به شام تبعید شد. اما به دلیل ترس معاویه، فرماندار وقت شام، از گسترش افکار مالک و دیگر تبعیدیان در شام، مجددا به کوفه بازگردانده شد.

مالک اشتر در به حکومت رساندن امیرالمؤمنین  علیه السلام همراه با شخصیت هایی چون عمار یاسر نقشی فعال ایفا کرد. مالک در جنگهای جمل و صفین از فرماندهان برجسته سپاه امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

امیرالمؤمنین علیه السلام توصیفات بسیار عالی و بلندی در باره مالک دارد. وقتی آن حضرت مالک  را به عنوان حاکم مصر انتخاب نمود، این مسلمان و شیعه یمنی را برای مردم مصر چنین معرفی نمود:  

«همانا من بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم که در روزهاى ترسناک نمى‌خوابد، و در اوقات هراس‌انگیز از دشمن روى برنمىتابد. او از رزمنده‌ترین بندگان خدا، و داراى گرامى‌ترین حسب و شریفترین آن در میان آنهاست. بر نابکاران از سوزش آتش زیانبارتر است، و دورترین مردم از عار و ننگ است، و او همان مالک بن حارث اشتر است. وى بسان شمشیرى است که دندانه تیزش و تیزى لبه‌اش به کندى نگراید، زود از میدان نگریزد، و به هنگام رزم با متانت و سنگین است. اندیشه‌اى عمیق و ریشه‌دار و صبر و تحم�'لى نکو دارد، پس سخنش را بشنوید و امرش را فرمان برید. ( بحار الأنوار ؛ ج‏33 ؛ ص553 )

چون خبر شهادت اشتر به امیر المؤمنین علیه السلام رسید، آهى برکشید و بسیار افسوس خورد و فرمود: «آفرین خدا بر مالک، او اگر از کوه بود، البت�'ه بزرگترین ستون و صخره آن بود؛ و اگر از سنگ بود، همانا سنگ سختى بود. ای مالک! راستى که به خدا سوگند، مرگ تو جهانى را ویران ساخت، و مویه کنان بر چون توئى باید مویه سر دهند.» (بحار الأنوار ؛ ج‏33 ؛ ص554 )

۸. حجر بن عدی 
از دیگر چهره های درخشان یمنی در تاریخ اسلام و تشیع، حجر بن عدی است.  حجر مشهور به زهد و عبادت و شجاعت و بصیرت و فصاحت بود و  از یاران و فرماندهان برجسته امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در تمامی نبردهای حضرت حضور داشت. او باری وفاداری خود و قبیله اش را به امیرالمؤمنین چنین ابراز داشت:

«اى امیر مؤمنان، ما فرزند جنگ و مرد پیکاریم، کسانى هستیم که سر در پى جنگ نهیم و از آن بهره گیریم. جنگ ما را آزموده و ما خود، جنگ را آزموده‏ایم. ما را همدستانى با شایستگی هاى جنگى، و قبیله‏اى پر شمار و اندیشه‏اى آزموده و تحم�'لى ستوده است. زمام، به فرمانبردارى از تو و شنوایى فرمان تو سپرده است. اگر به خاورمان کشانى رو به خاور آریم و اگر به باخترمان خوانى جانب باختر شویم و هر فرمان که تو فرمایى همچنان کنیم. على گفت: «آیا رأى تمام افراد قوم تو چون رأى توست؟» حجر گفت: «من از ایشان جز نیک ندیده‏ام و اینک این دو دست من است که از جانب ایشان به شنوایى فرمان و اطاعت از تو و نیک پاسخى به تو فرا مى‏آرم و در دست تو مى‏نهم» امیرالمؤمنین علیه السلام به او فرمود: خیر باشد.» (پیکار صفین / ترجمه وقعة صفین ؛ ص144)

محمد بن حنفیه می گوید: ما شب بیستم ماه رمضان همراه پدرم خوابیدیم در حالی که سم�' به پاهای ایشان سرایت کرده بود و آن شب نشسته نماز می‌خواند و به ما وصیت می‌کرد و ما را دلداری می‌داد و تا سپیده دم ما را از کار خود آگاه می‌ساخت. چون صبح فرا رسید مردم برای ملاقات ایشان اجازه ورود گرفتند. امام علیه السلام به آن‌ها اجازه داد، آن‌ها وارد شدند و به ایشان سلام کردند. امام نیز جواب سلام آن‌ها را می‌داد. سپس فرمود: ای مردم قبل از اینکه مرا از دست بدهید از من سؤال کنید و به خاطر مصیبتی که به امامتان وارد شده است سؤالات را کوتاه کنید. آن گاه مردم به شدت گریستند و برای مدارا کردن با ایشان کم سؤال کردند. پس حجر بن عدی طائی�' برخاست و این ابیات را سرود:

«آه از حسرت و اندوهم برای مولای پرهیزگار و پدر طاهرین، حیدر پاک.
کافر، گناهکار و زنازاده، لعین و هرزه و فساد کننده در زمین و شقی، او را کشت.
پس پروردگار ما به کسانی که از شما روی گردان شوند، لعنت فرستد و لعنت را از شما و من دور گرداند.
چون شما در روز محشر ذخیره و توشه من هستید و شما عترت پیامبر هدایت گر هستید.»

هنگامی که امام او را دید و شعر او را شنید، فرمود: اگر از تو خواسته شود از من برائت بجویی چه چیزی ممکن است بگویی؟ او گفت: ای امیر مؤمنان! به خدا سوگند اگر با شمشیر تکه تکه شوم و در آتش سوزان بیفتم همه آن ها را بر برائت از شما ترجیح می‌دهم. امام علیه السلام فرمود: ای حجر! خداوند همه خوبی‌ها را نصیب تو گرداند، خداوند از اهل بیت پیامبرت به تو پاداش خیر عطا کند. (بحارالانوار ج 2 ص 290)

حجر در زمان امام حسن علیه السلام جزء جان نثاران و اصحاب سر�' آن حضرت بود. حجر از صلح امام حسن علیه السلام با معاویه دلخور شد و وقتی دلخوری خود را با امام در میان گذاشت امام به او فرمود: اگر یاران من چون تو بودند، معاهده صلح را امضاء نمی کردم. (أنساب الأشراف: ج 3 ص 365/ مکاتیب الائمه، ج1 ص 432)

بعد از شهادت امام حسن علیه السلام حجر که در کوفه اقامت داشت، توسط زیاد بن ابیه حاکم کوفه همراه با سه تن دیگر از شیعیان به زندان افکنده شد و سپس زیاد آنها را روانه دربار معاویه کرد تا آنکه به مرج عذراء (روستایى واقع در ناحیه غوطه دمشق) رسیدند. فرستادگان معاویه  نزد ایشان آمدند و به آنان گفتند ما مأموریم به شما پیشنهاد کنیم که از «على» بیزارى جویید و او را لعن کنید که اگر چنین کردید شما را رها سازیم و اگر امتناع کردید شما را بکشیم. آنان گفتند: ما هرگز چنین نکنیم، پس دستور دادند که آنان را به زنجیر کشند و کفنهایشان را نیز آوردند و آنان تمام شب را به اقامه نماز پرداختند و چون صبح در آمد ماموران معاویه آنها را به صف کردند و گفتند: آیا سرانجام از این مرد (على علیه الس�'لام) بیزارى مى‏جویید؟ پاسخ دادند: نه، بلکه ما بر دوستدارى او استواریم. پس هر یک از مأموران یکى از ایشان را به دم تیغ گرفت. حجر به مأموران گفت: رخصتم دهید دوگانه‏اى بگذارم که به خدا سوگند من هرگز وضویى نگرفته‏ام مگر آنکه پس از آن (حتما) نمازى خوانده باشم. (این درخواست مسبوق به وضویى بوده که از پیش داشته است). گفتند: نماز بخوان. پس نماز کرد و چون پایان داد گفت: من هرگز نمازى کوتاهتر از این نخوانده بودم و اگر نمى‏پنداشتند که از بیم مرگ نماز را طول مى‏دهم خوش داشتم که بیشتر از این نماز را ادامه دهم. پس هدبة بن فیاض اعور با شمشیر آخته به سوى او رفت و او را به شهادت رساند. (رهاورد خرد (ترجمه تحف العقول) ؛ ص121)

از افتخارات حجر بن عدی توصیفی است که امام حسین علیه السلام در باره وی کرده است. آن حضرت طی نامه ای به معاویه او را به خاطر به شهادت رساندن حجر و دوستانش سرزنش فرمود و در توصیف آنان نوشت:

«مگر تو قاتل حجر بن‏ عدى‏ برادر کنده و أصحاب صالح مطیع عابد او نیستى، آنان منکر ظلم بوده و بدعت را بد شمرده و حکم کتاب خدا را پیش مى‏انداختند، و در راه خدا از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ترسیدند، تو از سر ظلم و عدوان همه‏اشان را از لب تیغ گذراندى!». (إحتجاج طبرسی ج‏2 ؛ ص297/ بحار الانوار ج 44 ص 213)

۹. عمرو بن حَمَق خزاعی 
عمرو بن حَمق خزاعی نیز از جمله نام آوران یمنی در اسلام و تشیع است. عمرو از آن دسته از اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله بود که آن حضرت گواهی بر بهشتی بودنشان داده بود. بر اساس روایتی عمرو ماجرای مسلمان شدنش را این چنین شرح می دهد: عمرو می گوید مراقبت یکی از شتران قومش را بر عهده داشت و قوم او پایبند به عهد و پیمان پیامبر صلی الله علیه و آله بودند، و گروهی از یاران پیامبر بر او گذر کردند که پیامبر آنان را در لشکری رهسپار کرده بود. آنان پیش از حرکت گفتند: ای رسول خدا، توشه-ای همراه نداریم و راه را نمی‌شناسیم. پیامبر فرمود: به زودی با مردی سپیدرو روبه رو خواهید شد که به شما غذا خورانده و آب می‌نوشاند و راه را به شما می‌نمایاند. این شخص از اهل بهشت است.

عمرو می گوید: حرکت کردند تا اینکه در پایان روز به نزد من رسیدند. من به خدمتکارانم دستور دادم که چهارپایانی را قربانی کرده و برای آن قوم شیر ببرند. آنان شب‌هنگام  هر چقدر خواستند از گوشت خورده و از شیر نوشیدند. سپس شب را به صبح رساندند. به آنان گفتم: تا سیر نخورید و سیر نیاشامید، اجازه نمی‌دهم از نزد من بروید. یکی از آنان خنده‌ای کرد و مطلبی به دوستش گفت. گفتم: چه چیز تو را به خنده واداشت؟ گفت: به بشارت خدا و رسولش مژده بده. گفتم: آن بشارت چیست؟ گوید: آن مرد گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله ما را به این دشت فرستاد و ما به او گفتیم: توشه‌ای نداریم و راه را نمی-شناسیم. پیامبر فرمود: با مردی سپیدرو ملاقات می‌کنید که به شما غذا داده و شما را سیراب می‌گرداند و راه را به شما می‌نمایاند و آن مرد از اهل بهشت است. و ما با کسی جز تو که مطابق با توصیف پیامبر باشد، روبه رو نشدیم.

عمرو گوید: با آنان حرکت کردم و آن‌ها را به راه و مسیر رهنمون کردم، سپس به نزد خدمتکارانم بازگشتم و به خدمتکارانم گفتم شترم را آماده کنند و در همان حال به سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله به راه افتادم تا اینکه بیعت کرده و اسلام آوردم .

سپس عمرو گوید: پس با رسول خدا به پا خاستم و با او در غزوه‌های زیادی شرکت کردم تا اینکه خداوند ییامبرش را قبض روح کرد. (إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ ج‏1؛ ص414/ بحار الانوار ج 34 ص 278)

عمرو بعدا از یاران خاص امیرالمرمنین علیه السلام شد و در جنگهای جمل و صفین و نهروان از فرماندهان سپاه آن حضرت بود.

همان‌گونه که در باره اویس قرنی گفتیم امام موسی بن جعفر علیهما السلام در روایتی فرموده اند: «روز قیامت منادی ندا می کند: کجایند حواریون و یاران ویژه علی ابن ابی طالب، جانشین محمد بن عبدالله رسول خدا صلی الله علیه و آله؟ درپی این ندا، عمرو بن حمق خزاعی و محمد بن ابی بکر و میثم تمار و اویس قرنی برمی‌خیزند.»

عمرو باری وفاداری و تبعیت خود از امیرالمؤمنین علیه السلام را چنین عمیق و پرمغز ابراز کرد:

«سوگند به خدا به خاطر مال و ثروتی که به من بدهی، و به خاطر درخواست ریاستی که بدان نام مرا بلند گردانی، نزد تو شرفیاب نشده‌ام بلکه تنها مقصودم از آمدن نزد تو این است که تو پسرعموی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شایسته‌ترین و سزاوارترین مردم نسبت به او هستی، و به این خاطر که همسر فاطمه سرور زنان جهان، و پدر نسلی هستی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جا مانده است، و به این دلیل که نقش و جایگاه تو از مهاجران و انصار بزرگتر است. سوگند به خدا اگر انتقال کوه‌های ثابت و استوار و دریاهای مالامال را برای ابد بر عهده من بنهی تا اینکه روز مرگم فرا برسد، درحالی که در دستم شمشیرم باشد که با آن دشمنت را به لرزه درآورم و دوستدارت را نیرومند بگردانم و خداوند به واسطه شمشیرم مجد و بزرگی تو را بالا ببرد و حج�'تت را روشن و غالب سازد، گمان نمی‌کنم توانسته باشم حق�'ی را که از تو بر گردن من است ادا کنم.»

پس امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «پروردگارا قلب او را نورانی کن و او را به راه مستقیم هدایت فرما. ای کاش در میان شیعیان من صد نفر مانند تو بودند.» (اختصاص/ ص 15)

گواهی امام حسین علیه السلام در باره عمرو بن حمق خزاعی یمنی نیز بسیار عالی است. آن حضرت طی نامه ای به معاویه او را در باره به شهادت رساندن حجر بن عدی (که پیش از این گفتیم) و عمرو بن حمق خزاعی یمنی چنین سرزنش کرد:

«مگر تو قاتل عمرو بن‏ حمق‏، صحابه گرامى رسول خدا نیستى؛ بنده صالحى که شد�'ت عبادت او را تحلیل برده و رنگش را زرد و جسمش را نحیف کرده بود، پس از آنکه او را به عهد و میثاق الهى امانش دادى، امانى که اگر به پرندگان داده بودى همه آنها از بالاى کوه بر تو نازل مى‏شدند، سپس تو آن بزرگوار را از سر گستاخى و بى‏شرمى بر خداى و کوچک شمردن عهد و پیمان او به قتل رساندى! (الإحتجاج / ترجمه جعفرى، ج‏2، ص: 88)

برخی نسبت عمرو بن حمق را به امیرالمؤمنین علیه السلام همچون نسبت سلمان به رسول الله دانسته اند. (بحار الأنوار ج‏34 ؛ ص274)

امیرالمؤمنین علیه السلام خبر شهادت عمرو را پس از خود به وی داده بود و فرموده بود: «ای عمرو! تو بعد از من کشته خواهی شد و سرت را به جای دیگر می‌برند و آن اولین سری است که در اسلام از بدن جدا شده و به جای دیگر می‌برند. وای بر قاتل تو.»

پس از آن که عمرو به دستور معاویه کشته شد و سرش از بدنش جدا و برای معاویه فرستاده شد. معاویه سر عمرو را نزد همسرش که او را در شام زندانی کرده بود، فرستاد و سر را در آغوش او انداختند. زن گفت: مدت زمان طولانی او را از من پنهان کردید و اکنون کُشته او را به من هدیه دادید! پس خوشامد می‌گویم به هدیه‌ای که نه خشمگین می‌شود و نه بر او خشم می‌گیرند. ای فرستاده! آنچه را می‌گویم از طرف من به معاویه برسان: خداوند خونش را بستاند و با عذاب الهی نابودیش را پیش اندازد. او کاری بس زشت انجام داده و انسان بی‌گناه و پاکی را کشته است.

فرستاده آنچه را زن گفته بود به معاویه ابلاغ کرد. معاویه کسی را نزد او فرستاد و گفت: تو آن سخنان را گفتی؟ گفت: بله، نه از آن بازمی‌گردم و نه معذرت‌خواهی می‌کنم. معاویه به او گفت: از سرزمین من خارج شو. گفت: به خدا سوگند این کار را می‌کنم، اینجا وطن من نیست و من به زندان اشتیاق ندارم و در اینجا شب‌بیداری‌هایم طولانی و اشک‌هایم شهره مردم شده و قرض و بدهی‌ام زیاد گشته بی‌آنکه، چشمانم روشن و به شادمانی رسیده باشم.

عبدالله بن ابی سرح کاتب گفت: ای امیرالمؤمنین! این زن منافق است او را پیش شوهرش بفرست. زن به او نگریست و گفت: ای کسی که در میان ریش‌هایت چیزی شبیه بدن قورباغه است! چرا کسی را کشته‌ای که به تو خلعت بخشید و با کساء و لباس تو را مختص گردانید. در حقیقت منافق کسی است که سخن نادرست بگوید و بندگان را چون پروردگاران بگیرد که در این صورت کفرش در قرآن نازل شده است.

معاویه به دربان اشاره کرد که او را بیرون بیندازد. زن گفت: شگفتا از پسر هند! با انگشانش به من اشاره می‌کند و با زبان نافذ و بر�'نده‌اش مرا می راند. سوگند به خدا یا او را با سخنی درشت همچون آهن کوبنده سوراخ می‌کنم یا اینکه من آمنه دختر رشید نیستم. (اختصاص، ص 17/ بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏34 ؛ ص279)

10. هانی بن عروه 
 هانى بن عروه غطیفى مرادى از قبیله مذحج یمن، از شخصیتها و بزرگان کوفه بود. او از صحابه پیامبر صلی الله علیه و اله که حیات پیامبر را درک کرده، و از دوستان مخصوص امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در جنگ جمل، صف�'ین و نهروان شرکت داشت، و از ارکان قیام حجر بن‏ عدى‏ بر ضد�' زیاد بن ابیه بود. ابن زیاد او را در روز هشتم ذى حج�'ه سال 60 هجرى قمرى به دلیل حمایت از مسلم بن عقیل در کوفه به شهادت رساند و سربریده او و سر مسلم را براى یزید فرستاد.

11. کمیل بن زیاد 
کمیل بن زیاد نخعی نیز دیگر چهره درخشان یمنی ثبت شده در تاریخ اسلام و تشیع است. او پیامبر صلی الله علیه و آله را درک کرده و پس از رحلت آن حضرت در زمره یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام قرار گرفت و پس از امیرالمؤمنین نیز جزء یاران امام حسن مجتبی علیه السلام بود. کمیل به شجاعت و عبادت و زهد مشهور بود. روایت می کنند که کمیل‏ به حضور رسول صل�'ى الل�'َه علیه و آله عرضه نمود که «اصبحت مؤمنا موقنا» یعنى شب را به صبح رسانده ام در حالى که اهل ایمان و یقین هستم و رسول الله گفتار او را تصدیق فرمود. (درخشان پرتوى از اصول کافى ؛ ج‏2 ؛ ص74)

کمیل بن زیاد به خاطر محبتش نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام و خدماتش به اسلام و تشیع، مورد بغض و کینه حجاج بن یوسف قرار گرفت و به دستور او به شکلی فجیع در سن صد سالگی به شهادت رسید.

مرحوم شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد: چون حجاج- لعنه الل�'َه- در کوفه فرماندار شد، کمیل بن زیاد را خواست، کمیل بگریخت، حجاج که این خبر را شنید آن حقوقى که از بیت المال به فامیل و قبیله کمیل مى‏دادند، یکسره برید. کمیل که چنین دید با خود گفت: من پیرى سالخورده هستم و عمرم به سر آمده، روا نیست که به خاطر من حقوق قبیله من قطع شود. پس از آنجا که گریخته بود بیرون آمد و به کوفه رفت و خود را به حجاج سپرد. همین که چشم حجاج به او افتاد، گفت: من بسیار دوست داشتم که به تو دسترسى پیدا کنم، کمیل گفت: آوازت را بر من درشت مکن، و مرا  تهدید منما، به خدا سوگند از عمر من چیزى نمانده جز مانند باقى مانده غبار، پس هر چه خواهى در باره من انجام ده زیرا میعادگاه نزد خدا است، و پس از کشتن حساب در کار است.

و همانا خبر داده است به من امیر المؤمنین علیه الس�'لام که تو کشنده من خواهى بود! حجاج گفت: پس حجت بر تو تمام است؟ کمیل گفت: این در صورتى است که قضا و قدر به دست تو باشد؟ حجاج گفت: آرى به دست من است. تو همان کسى هستى که در زمره کشندگان عثمان بن عفان بودى، بزنید گردنش را! پس گردنش را زدند. (الإرشاد للمفید / ترجمه رسولى محلاتى ؛ ج‏1 ؛ ص328)

در کتاب الغارات در ضمن نقل این روایت آمده است که حجاج در ضمن صحبتهای خود نام علی امیر المؤمنین علیه السلام را برد و کمیل با شنیدن نام آن حضرت بر او صلوات فرستاد. این کار او، حجاج را به خشم آورد و به او گفت کسی را مامور قتل تو خواهم کرد که کینه اش نسبت به علی بیش از محبت تو نسبت به او باشد. و حجاج ابن ادهم را که اهل حمص و در کینه نسبت به امیرالمؤمنین مشهور بود، مامور قتل او کرد. (الغارات (ط - الحدیثة) ؛ ج‏2 ؛ ص944)

12. مقداد بن اسود کندی                       
مقداد بن اسود کندی نیز در متون تاریخی در زمره اهالی قبیله کنده حضر موت یمن بر شمرده شده است. در کتاب مختصر البصائر در روایتی مقداد در زمره بیست نفر از اهالی یمن قلمداد شده است که رجعت خواهند کرد و در زمره اصحاب خاص حضرت حجت سلام الله علیه خواهند بود  (مختصر البصائر، ص: 475 / بحار الأنوار ج‏53، ص: 86)

مقداد بن اسود از درخشانترین ستارگان سپهر اسلام و تشیع است. مقداد در روزگار جاهلیت، از ساکنان حضرموت بود ولی در اثر دشمنی ای که برایش پیش آمد به مکه گریخت و به فرزند خواندگی اسود بن عبد یغوث درآمد. مقداد در آغاز بعثت به دین اسلام گروید و در شمار آن هفت تنی بود که برای نخستین بار در مکه اسلام خود را آشکار ساختند.

مقداد سیزدهمین کسی است که به دین اسلام گرویده و در سخت ترین اوضاع، وحشتناک ترین شکنجه های مشرکان را تحمل کرده است. مقداد، با وجود سخت گیری مشرکان، نه تنها از دین خود دست برنداشت، بلکه روز به روز بر ایمان و باورش افزوده شد و حتی به مرتبه ای از کمال دست یافت که در زمره دوستان رسول خدا و کانون احترام پیامبرصلی الله علیه و آله قرار گرفت. شخصی به نام بریده می گوید: «پدرم از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که فرمود: خداوند مرا به دوستی با چهارتن فرمان داد و به من خبر داد که آنان را دوست بدارم. از ایشان پرسیدند: آن چهار تن کیستند؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله سه بار فرمود: علی، ابوذر، سلمان و مقداد.»

سخنان مقداد در جنگ بدر

مشرکان مکه سپاه بزرگی را آماده کردند و با هدف درهم کوبیدن و نابود کردن اسلام و مسلمانان، از مکه به سوی مدینه حرکت کردند. این خبر به مسلمانان رسید. لشکر اسلام از 313 تن تشکیل شده بود و آن را تنها برای رویارویی با یک کاروان و محافظانشان پیش بینی کرده بودند، نه پیکار با سپاهی بزرگ. از این روی، بسیاری از مسلمانان به فکر فرورفتند و نگران شدند. پیامبر خدا پس از آگاهی از ماجرا، برای آنکه ایمان یارانش را بسنجد و از استعداد و توان رزمی ایشان آگاه شود، شورایی نظامی تشکیل داد و از یارانش نظرخواهی کرد.    

نخست ابوبکر برخاست و گفت: «بزرگان و دلاوران قریش در این ارتش حضور دارند. هرگز قریش به آیینی ایمان نیاورده اند و از آن هنگام که عزیز گشته اند، هرگز ذلیل نشده اند. این قوم هرگز حاضر نخواهد شد جایگاه و قدرت خود را از دست بدهد. از این روی، با شدت و قدرت با ما خواهد جنگید. از سوی دیگر ما از مدینه با آمادگی کامل بیرون نیامده ایم (یعنی مصلحت این است که نجنگیم و به مدینه بازگردیم.)».

پیامبر فرمود: بنشین.
سپس عمربن خطاب برخاست و سخنان ابوبکر را تکرار کرد.     
پیامبر به او نیز دستور داد بنشیند و او نشست.     
پس از آنکه پیامبر این سخنان را شنید، چهره مبارکش دگرگون شد و امام علی علیه السلام همین ماجرا را سبب نزول آیه ذیل دانسته است: کما اَخرَجَک رَب�'ُک مِن بَیتِک بِالحَق�'ِ وَ اِن�'َ فَرِیقاً مِنَ المؤمِنینَ لَکارِهُونَ.
آورده اند وقتی مقداد این سخنان ناامید کننده را شنید، نتوانست تحمل کند. از جای برخاست و با بیانی بسیار شیوا و قاطع چنین گفت:    
«ای رسول خدا، هرآنچه پروردگار دستور داده است، اجرا کن. بدان که ما همیشه همراه تو خواهیم بود.
سوگند به خدایی که تو را به حق برانگیخت، اگر فرمان دهی که میان آتش رویم یا خود را در خار مغیلان زنیم، فرمانت را با جان و دل پذیراییم .ما هرگز سخن بنی اسرائیل را که به موسی علیه السلام گفتند: «برو؛ تو و خدایت بجنگید و ما اینجا نشسته ایم» به شما نمی گوییم، بلکه می گوییم: به کمک پروردگارت بجنگ. ما نیز به همراه شما تا پای جان خواهیم جنگید.»    

مقداد پس از سقیفه    
در شجاعت و مقاومت مقداد، همین بس که در ماجرای سقیفه و غصب خلافت، در حمایت از وصی رسول خدا، به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «ای علی، ما را به چه کاری دستور می دهی؟ سوگند به خدا، اگر فرمان دهی با شمشیر بجنگیم، خواهیم جنگید و اگر فرمان دهی از جنگ خودداری کنیم، چنین خواهیم کرد. ما تسلیم توییم».

آیاتی در شأن مقداد
بنابر روایت های اهل بیت علیهم السلام، برخی از آیه های قرآن کریم، در شأن و منزلت برخی اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و از آن جمله، مقداد نازل شده است. از جمله، آیه: وَالس�'َابِقُونَ الأو�'َلُونَ مِنَ المُهَاجِرِینَ وَالأنصَارِ وَال�'َذِینَ ات�'َبَعُوهُم بِإِحسَانٍ رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَرَضُوا عَنهُ؛ (نخستین کسانی که در اسلام و ایمان پیشی گرفتند، از مهاجر و انصار و دیگر افرادی که از آنان پیروی کردند، خداوند از آنان خشنود و آنان نیز از خداوند راضی اند.)

امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید: «این افراد، برجستگانی چون سلمان، مقداد، ابوذر و عمار بودند؛ آنانی که به ولایت امیرمؤمنان، علی علیه السلام ایمان آوردند و بر این ولایت، صادق و ثابت ماندند».

فضایل مقداد در روایات
در روایات، برای مقداد مجموعه ای از فضایل و مناقب را، چون پیشی در اسلام آوردن، هجرت، علم، استقامت، ثبات و جوانمردی، نجابت و... بر شمرده اند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز سخنانی درباره مقداد نقل شده که نشانِ جایگاه و فضایل برجسته ی این صحابی بزرگ است. 
 
روایت شده است که روزی پیامبراعظم صلی الله علیه و آله فرمود: «بهشت، مشتاق چهار تن از امت من است». علی علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: «ای رسول خدا، به من خبر داده اند که فرموده اید بهشت مشتاق چهار تن است. آنان کیستند؟   

رسول اکرم صلی الله علیه و آله با دست به امیرمؤمنان اشاره کرد و سه بار فرمود: «به خدا سوگند، تو نخستین ایشان هستی». سپس امیرمؤمنان پرسید: «آن سه تن دیگر کیستند؟» پیامبر فرمود: «آن سه تن، مقداد، سلمان و ابوذرند».   

همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی دیگر فرمود: «خداوند، چهارتن از یاران مرا دوست می دارد و مرا به دوستی با آنان فرمان داده و به من گفته است که آنان را دوست بدارم». از حضرت پرسیدند: «آن چهار تن کیستند؟» پیامبر فرمود: «علی بن ابی طالب، ابوذر، سلمان و مقداد».

ایمان مقداد
مقداد از جمله کسانی است که ایمان او را ستوده اند و دوستی با او، از شرایط و نشانه های ایمان به شمار می آید. امام صادق علیه السلام در این باره فرمود: «ایمان، ده مرتبه دارد. مقداد، در مرتبه هشتم، ابوذر در مرتبه نهم و سلمان در مرتبه دهم قرار گرفته اند.» همچنین فرمود: «جایگاه و مقام مقداد، میان امت [پیامبر]، به سان جایگاه «الف» در قرآن است که چیزی به آن نمی چسبد». مرحوم مجلسی ذیل این روایت می نویسد: «شاید مراد آن باشد که مقداد، در برخی ویژگی ها آن چنان ممتاز است که هیچ کس به پایه او نمی رسد».

پایداری مقداد در راه حق
مقداد، پس از رسول خداصلی الله علیه و آله در حقانیت خاندان ایشان و امامت علی علیه السلام لحظه ای تردید نکرد. مقداد در مقام تسلیم، حتی از سلمان و ابوذر نیز پیشی گرفت؛ چنان که امام باقر علیه السلام در این باره می فرماید: «اگر می خواهی شخصی را بشناسی که هیچ گونه شکی در دلش راه نیافت، او مقداد است».
مقداد، همواره در حمایت از اهل بیت علیهم السلام آمادگی خویش را اعلام می کرد. او پیوسته شمشیرش را روی لباس هایش می بست و به در خانه امیرالمؤمنین علیه السلام می آمد و به امام می گفت: «ای علی، اگر هیچ کس شما را یاری نکند، من در یاری شما کوتاهی نخواهم کرد و در پیروی از دستور شما حاضرم».

مقداد؛ از یاران امام زمان
در برخی از روایات، مقداد یکی از یاران و کارگزاران ویژه حضرت مهدی (عج) خوانده شده است. امام صادق علیه السلام با اشاره به رجعت می فرماید: «از پشت کوفه (نجف اشرف)، 27 تن به همراه حضرت مهدی علیه السلام قیام خواهند کرد. پانزده تن آنان از قوم حضرت موسی علیه السلام خواهند بود که به راه حق هدایت یافته اند و دیگران را نیز به آن دعوت می کنند. هفت تن آنان نیز اصحاب کهف اند و دیگران عبارت اند از: یوشع بن نون، سلیمان بن ابودجانه، مقداد و مالک اشتر. اینان به منزله انصار و کارگزاران حضرت مهدی(عج) در خدمت ایشان خواهند بود». (مطلب مربوط به مقداد از این منبع اخذ شده است: سیدنژاد، سیدرضی؛ (1389)، اسوه های جاویدان: سیری در زندگانی اصحاب وفادار پیامبر اکرم(ص)، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)


ج: یمنی‌ها در دوران ظهور 

برای یمنی ها در دوران ظهور حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف نیز نقشی بسیار اساسی و ویژه در روایات مشاهده می شود که در اینجا به چند روایت آن اشاره می کنیم:
 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است

 
1. خروج یمنی همراه با لشگری از یمن جزء نشانه های حتمی ظهور است: 
ـ امام صادق علیه السلام فرمود: پنج چیز قبل از قیام قائم واقع خواهد شد: خروج یمنی و سفیانی و ندای آسمانی و فرورفتن لشگری در بیداء و کشته شدن نفس زکیه (کمال الدین ص 588/ خصال ج 1 ص 303)
ـ یعقوب بن سراج گفت: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: «فرج شیعیان شما کى خواهد بود؟» فرمود: «هنگامى که بنى عباس با هم کشمکش داشته باشند و پایه دولتشان سست گردد و کسى که هیچ گاه در خود احساس طمع به دولت آنها نمى‏کرد، چشم به دولتشان بدوزد؛ عرب هم از زیر بار زور و مشقت آزاد گردند؛ شوکت هر صاحب شوکتى برطرف شود؛ هنگامی که سفیانى و یمنى ظاهر گردند و حسنى هم حرکت کند، صاحب الامر با میراث پیغمبر از مدینه به مکه می‌رود.» عرض کردم: «میراث پیغمبر چیست؟» فرمود: «شمشیر، زره، عمامه، پیراهن، عصا و اسب آن حضرت، با لوازم و زینش.») غیبت نعمانی: 270/ بحار الانوار ج 52 ص 242)
 

یمنی‌ها اصل شیعه‌اند/ 34 شهید کربلا، مالک اشتر، کمیل، مقداد، اویس، حُجر، عمرو بن‌حمق و هانی، یمنی بوده‌اند/ فروپاشی آل‌سعود به دست یمنی‌ها از مقدمات ظهور است


2. لشگر یمنی به حق و راه راست دعوت می‌کند 
ـ ابو بصیر از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: «آمدن سفیانى و یمنى و خراسانى، در یک سال و یک ماه و یک روز است، مانند گردن‌بندى که دانه‏‌هاى آن منظم و یکى از پى دیگرى است... در میان آنها پرچم یمنی هدایت‌یافته‌تر است و پرچم او پرچم هدایت است، زیرا او مردم را به پیروى از صاحب شما دعوت می‌کند. وقتى یمنى قیام کرد، فروش اسلحه بر مردم و هر مسلمانى ممنوع می‌شود. وقتى او خروج کرد، به طرف وى بروید، زیرا لشکر او بر حق است و نمى‏‌باید که مسلمانى، از وى سرپیچى کند. هر کس از دعوت وى سرپیچد، از اهل دوزخ به شمار می‌رود، چه که وى، مردم را دعوت به حق و راه راست مى‏‌کند.»

ابو بصیر می‌گوید: سپس حضرت فرمود: «زوال دولت بنى‌فلان، مانند سرکشیدن کوزه آب است که به دست مردى باشد و ناگهان از دستش بیفتد و بشکند، در حالى که او توجه ندارد و فقط موقعى که از دستش مى‏افتد، تکانى می‌خورد! نابودى دولت آنها نیز به همین مثابه است و عیش و نوشى که دارند، آنها را از نابودى ملک و سلطنت غافل می‌کند.» (غیبت نعمانی ص 255)

از مجموع مطالب فوق این موضوع به وضوح به دست می‌آید که سرزمین یمن و مردم آن واجد شایستگی های فراوانی بوده و هستند و اکنون که مورد حمله وحشیانه رژیم وابسته آل سعود با پشتیبانی آمریکا و اسراییل قرار گرفته اند، سزاوار هر گونه حمایت و همدلی هستند و امید می‌رود که حمله به مردمی چنین عریق و شریف، سرانجامی جز نابودی متجاوزان و تزلزل و فروپاشی رژیم آل سعود که از مقدمات ظهور حضرت حجت سلام الله علیه است، نداشته باشد.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون.  


[ سه شنبه 22 اردیبهشت 1394 ] [ 04:30 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
[]
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 11:13 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
ستورات آیت الله قاضی در ماه‌های رجب و شعبان
دولت بهار: همان‌گونه که در زمین‌های حرم باید از محرّمات اجتناب نمود و ارتکاب یک سلسله اعمالی که در جایی جرم نیست، امّا در حرم جرم محسوب می‌شود، در این ماه‌ها هم که قرقگاه زمانی محسوب می‌شوند.
  



طبقه بندی: دانه های مروارید (حدیث)، گوناگون، مناسبت ها،
[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 10:22 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
عکس/ تیتر و عکس جدید پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب اسلامی
  

عکس/ تیتر و عکس جدید پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب اسلامی


[ چهارشنبه 26 فروردین 1394 ] [ 09:36 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

یادداشت حجت الاسلام پناهیان پس از جنایات اخیر عربستان/" دعوت زائران «عمره» به بازخوانی روضۀ «ترویه»"

  • PDF: دریافت [A5 | A4]
هفتۀ اخیر در کنار حرم اباعبدالله الحسین(ع) می‌شنیدم اینجا بحث از ممنوعیت و یا ترک عمره است...شاهد صندوق‌هایی بودم که برای کمک به بسیج مردمی عراق در گوشه و کنار حرم گذاشته بودند و فکر می‌کردم اینجا یک زائر به چه کسانی کمک می‌کند و آنجا یک زائر به کدام جریان کمک می‌کند/شاید زیباتر از اینکه دولت اقدام کند و جلوی عمره را بگیرد، این باشد که خود مردم انصراف خود از عمره را اعلام نمایند.

حجت الاسلام پناهیان پس از جنایات اخیر سعودی‌ها یادداشتی در پایگاه اطلاع رسانی «بیان معنوی» منتشر کرد. متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعوت زائران «عمره» به بازخوانی «روضۀ ترویه»

هفتۀ اخیر در کنار حرم اباعبدالله الحسین(ع) می‌شنیدم اینجا بحث از ممنوعیت و یا ترک عمره است. آنجا زائران ایرانی کم‌شمار بودند و مؤمنان عراقی بسیار بیشتر از قبل به حرم‌ها پناه می‌آوردند. این روزها زیارت حرم امام حسین(ع) رنگ و بوی دیگری دارد و سرشار از حماسه است. شما می‌توانید در حالی‌که شاهد رفت و آمد رزمندگان جوان و شهیدان پاکی هستید که در راه اباعبدالله الحسین(ع) قدم گذاشته‌اند، برای حضرت علی اکبر(س) اشک بریزید؛ و در میان اذکار و زیارت‌نامه‌ها شنوندۀ شعارهای حماسی فراوانی باشید که علیه ظلم زمان به‌ویژه ظالمانی همچون آل‌سعود سرداده می‌شود.

در حرم مطهر حضرت ابوالفضل(ع) وقتی به این مطلب می‌اندیشیدم که «آیا اگر با عمره که یک عمل مستحب است، کمک به نظام ظالم سعودی در این شرایط بشود، اشکال شرعی ندارد؟»، شاهد صندوق‌هایی بودم که برای کمک به «الحشد الشعبی»(بسیج مردمی عراق) در گوشه و کنار حرم گذاشته بودند و فکر می‌کردم اینجا یک زائر به چه کسانی کمک می‌کند و آنجا یک زائر به کدام جریان کمک می‌کند. برای کسانی که سرمایۀ خود و ارز ممکلت را که هیچ، عزت جامعۀ اسلامی را فدای بی‌توجهی به اولویت‌ها می‌کنند حسرت می‌خوردم.

شاید زیباتر از اینکه دولت اقدام کند و جلوی عمره را بگیرد، این باشد که خود مردم انصراف خود را از رفتن به عمره اعلام نمایند. نه فقط به‌خاطر رفتار شنیع مأموران سعودی، که جنایتهای نظام سعودی در منطقه را نیز در نیّت شریف خود در نظر بگیرند و کمی به کودکان یمن و یتیمان فراوان عراق و شام هم بیندیشند. مردم هیچ‌گاه مانند مسئولان مجبور به برخی مصلحت‌اندیشی‌ها نیستند و می‌توانند حقیقت قهر انقلابی خود را فراتر از هر مصلحتی به نمایش بگذارند. حتی اگر آن دو مأمور متجاوز سعودی مجازات شوند و رسماً عذرخواهی شود، صرف جنایات سعودی‌ها در یمن و دیگر کشورهای اسلامی برای این تصمیم انقلابی کفایت می‌کند.

درست است که آرزوی پاک زیارت حرم پیامبر(ص) در دل هر مؤمنی موج می‌زند، اما در این شرایط که برای ما بهانۀ ملی ایجاد شده است تا با قهر انقلابی خود، به مردم ستمدیدۀ یمن کمک کنیم و با برخورد قاطع، بر رسوایی نظام فکری و فرهنگی سعودی‌ها بیفزاییم، آیا هنوز باید به زیارت حرمین شریفین مدینه و مکه مبادرت بورزیم؟ آن‌هم در جایی که اساساً ثواب زیارت حرم مطهر اباعبدالله الحسین(ع) در روایات متعدد و معتبر از کلمات معصومین(ع) بیشتر از دهها حج و عمره اعلام شده است.

هر کس به دلیل جنایات نظام سعودی در منطقه به‌ویژه یمن و خیانت شنیع مأموران آل سعود عمره خود را تبدیل به زیارت حرم امام حسین(ع) کند، بی‌شک ثوابی مضاعف دریافت خواهد کرد و اقدام او از جانب شخص نازنین پیامبر اکرم(ص) بی‌جواب نخواهد ماند. به یاد روضۀ یوم الترویه میافتادم که امام حسین(ع) حج را نیمه‌تمام رها کرد و راه کربلا را پیش گرفت. وقتی عبدالله بن زبیر از امام(ع) پرسید: آیا حج را ترک می‌کنی؟! امام فرمودند: دفن شدن کنار فرات را بر دفن شدن کنار خانۀ کعبه ترجیح می‌دهم.(لَأَنْ أُدْفَنَ بِشَاطِئِ الْفُرَاتِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُدْفَنَ بِفِنَاءِ الْکَعْبَة؛ کامل الزیارات/73)

همیشه روضۀ یوم الترویه برایم یادآور این ابیات زیباست که از کودکی آن را می‌شنیدم:

به یوم الترویه محمل ببستند/خواتین اندر آن محمل نشستند

حرم را از حرم کردند بیرون/ همه سرگشته اندر دشت و هامون

کسانى را که بر عالم پناهند/ برون کردند از بیت خداوند

علیرضا پناهیان

23 /1 / 94




طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، مناسبت ها،
[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 05:54 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
دکتر حسن عباسی
بررسی استراتژیک نامه رهبر انقلاب در گفتگو با «حسن عباسی»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فتن ٬ نامه ای خطاب به جوانان تمدن غرب؛ این شکل تازه ای از دیپلماسی رهبر انقلاب اسلامی ایران بود که روز پنجشنبه 2 بهمن 1393 دنیا با آن مواجه شد. چند سطر نامه برای جوانان آمریکا و اروپای شمالی کافی بود تا تمدن غرب با چالشی جدید روبرو شود، […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی فتن ٬ نامه ای خطاب به جوانان تمدن غرب؛ این شکل تازه ای از دیپلماسی رهبر انقلاب اسلامی ایران بود که روز پنجشنبه 2 بهمن 1393 دنیا با آن مواجه شد. چند سطر نامه برای جوانان آمریکا و اروپای شمالی کافی بود تا تمدن غرب با چالشی جدید روبرو شود، چالشی که پاسخی برای آن وجود ندارد. هر چند مخاطبان این نامه، جوانانی هستند که خارج از جغرافیای تمدن اسلامی حضور دارند، امّا شقوق دیگر آن، به شکل غیر مستقیم به داخل جامعه مربوط می شود. قطعاً اگر بخواهیم وظایف خود در قبال این نامه را بشناسیم تا در صدد عمل به آنها برآییم، نخستین موضوعی که به آن می رسیم، موضوع

«تبیین» و واکاوی ابعاد مختلف آن است. برای تبیین ابعاد استراتژیک این نامه، دکتر حسن عباسی گزینه مناسبی است. در همان

و روزهای اولیه انتشار نامه، به سراغ رئیس اندیشکده یقین رفتیم. وی از پیام رهبر انقلاب، به عنوان نامه «امام جبهه اهل حق» به «جوانان تمدن غرب» یاد می کند و معتقد است که این نامه در آینده، دو نوع جنبش اجتماعی را در بیرون و درون جامعه اسلامی ایجاد خواهد کرد و در ارتباط با «حقیقت» نوعی بازار عرضه و تقاضا شکل خواهد گرفت. وی دیپلماسی رهبر انقلاب را نوعی دیپلماسی ویژه قلمداد می کند و پیشنهاداتی را نیز در راستای تحقق پیام های آن ارائه می کند. آنچه پیش رو دارید، متن گفتگوی ما با این کارشناس مسائل استراتژیک است.

دکتر حسن عباسی

دکتر حسن عباسی

حسن عباسی در بررسی مبانی استراتژیک نامه‌ی رهبر انقلاب به جوانان آمریکای شمالی و اروپا گفت: این نامه در فضای حوزه «دیپلماسی عمومی» و سخن گفتن مستقیم یک «رهبر» با «جوانان یک جامعه دیگر» ارزیابی می شود که از دو منظر باید مورد بررسی قرار بگیرد.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز، گفت: اینکه گفتگو و دیالوگ به جای اینکه بین رهبران و نخبگان کشورها صورت بپذیرد، بین رهبر یک جامعه با «بخشی از مردم جامعه دیگر» که از نظر زبان، فرهنگ و ساختارهای تمدنی در شرایط متفاوتی هستند، شکل می گیرد این بدان معنا است که نوعی از دیپلماسی عمومی که «دیپلماسی عمومی  ناهمطراز» نامیده می شود رخ داده است.

وی در توضیح این شکل جدید از دیپلماسی عمومی گفت: گاهی اوقات در دیپلماسی عمومی، مثلاً جوانان یا هنرمندان یک کشور با جوانان و هنرمندان کشور دیگر سخن می گویند یا تجار و بازرگانان دو کشور با هم سخن می گویند ولی در دیپلماسی غیر همطراز، گفتگو و ارتباط در سطح رهبر یک جامعه با بخشی از مردم «تمدن روبرو» شکل می گیرد که این یک نوع دیپلماسی خاص و ویژه است.

این کارشناس مسائل استراتژیک در خصوص مؤلفه دوم استراتژیک نامه رهبر انقلاب گفت: ایجاد نوعی گفتمان و حتی پارادایم جدید در این نامه، مسئله ای است که از نظر استراتژیک باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. یعنی رهبر انقلاب در این نامه از جوانان غرب می خواهد در خصوص فهم از دین اسلام، فضا و جو غالبی که در رسانه های این کشورها اعم از شبکه های تلویزیونی،مطبوعات، فضای سایبر، بازی های کامپیوتری و فیلم های سینمایی وجود دارد را بشکنند و خودشان مستقیماً به سراغ دین اسلام بروند.

عباسی از این مسئله به عنوان «طرح یک گفتمان جو شکن» یاد کرد و گفت: بر مبنای این گفتمان، به جای اینکه «نهادهای رسانه ای و هنری» به شکلی کانالیزه شده برای این جوانان، نوعی از اسلام که مظهر آن داعش و القاعده باشد و زن ستیز و خشونت گرا باشد را ترسیم کنند، آنان خودشان مستقیماً سراغ اسلام بروند و مطالعه مستقیم قرآن و زندگی پیامبر رحمت؛ «حضرت محمّد بن عبدالله- صلی الله علیه و آل وسلم» را در دستور کار قرار دهند. این نوعی گفتمان سازی متفاوت است و در فضای عرصه رسمی و عمومی شناخته شده امروز، نوعی عرصه سازی جدید است. بنابراین، مؤلفه دوم «شکستن جو غالب رسانه ای» است.

وی مؤلفه سوم استراتژیک نامه رهبر انقلاب را ایجاد نوعی «دیپلماسی عمومی همطراز» دانست و گفت: پس از عبور از مرحله «دیپلماسی عمومی  ناهمطراز» که بین رهبر انقلاب و جوانان غرب رخ داد و نیز پشت سر گذاشتن مرحله «شکستن جو غالب رسانه ای»، شاهد «دیپلماسی عمومی همطراز» خواهیم بود که این مورد در آینده اتفاق خواهد افتاد. این دیپلماسی یک نوع دیپلماسی علمی-معرفتی است و در یک سوی آن، جوانان تمدن غرب قرار دارند که به مطالعه دین دعوت شده اند و در سوی دیگر جوانان و اندیشمندان جهان اسلام مخصوصا ایران هستند که آماده هستند پیام اسلام به عنوان دین رحمت را به زبان همان جوانان برای آنان بازگو کنند و به نوعی مفاهمه برسند. شکل گیری این فضای گفتمانی جدید، ما را به یک نوع دیپلماسی عمومی همطراز می رساند.

رییس مرکز مطالعات استراتژیک اندیشکده یقین ادامه داد: پیرو نامه رهبر انقلاب، در هفته ها و ماه های آینده ما شاهد شکل گیری یک فضای گفتمانی خواهیم بود که این امکان را فراهم می کند که به زبان های انگلیسی، اسپانیولی، آلمانی، فرانسوی و به سایر زبان ها برای جوانانی که در جغرافیای هر کدام از این تمدن ها هستند، پیامبر جلیل القدر اسلام معرفی بشود و حقیقت و واقعیات مربوط به اسلام شناسانده شود و شبهات و ابهاماتی که در این خصوص وجود دارد رفع شود. برمبنای این فضا، ما با مفاهیمی روبرو می شویم تحت عناوین «دیپلماسی عمومی علمی»، «دیپلماسی عمومی معرفتی»، «دیپلماسی عمومی اسلامی»، «دیپلماسی عمومی رسانه ای» و «دیپلماسی عمومی هنری» که هر کدام از این شقوق، در ساختار طرح استراتژیک این اقدام رهبر معظم انقلاب می تواند مثمر ثمر واقع بشود.

عباسی با بیان اینکه البته این کار نیازمند بسترسازی و مشارکت عمومی است گفت: جوانان ما نیز باید به بازخوانی اسلام و سیره نبوی و ائمه اطهار علیهم السلام بپردازند و از سوی دیگر، سه گروه اندیشمندان درون جامعه، اهالی رسانه های مکتوب و غیرمکتوب و کسانی که در فضای سایبر دارای ظرفیت هایی هستند و گروه سوم یعنی هنرمندان در این انتقال پیام مشارکت کنند. چون به هر حال اگر امروز جوانان اروپا و آمریکای شمالی بخواهند به زبان های خودشان در فضای سایبر به جستجوی خوراک های فکری مناسب دست بزنند و بدون راهنمایی وارد این حوزه مطالعاتی بشوند، مطالب مسموم و متونی که با غرض نوشته شده اند و فیلم و سریال های زیادی وجود دارد که از سر سوء نیت تولید شده اند. اگر این جوانان سراغ محصولات اینچنینی بروند، چهره اسلام نزد آنها مغشوش جلوه خواهد کرد.

این کارشناس حوزه رسانه با تأکید بر ضرورت اقدام رسانه ها، اندیشمندان و هنرمندان داخلی درخصوص نامه رهبر انقلاب گفت: ضرورت دارد این افراد وارد عمل بشوند و برای محورهای این پیام، خوراک و کتاب های مناسب را دسته بندی و به زبان های متناسب ترجمه کنند و انتقال بدهند. پیشنهاد مشخص بنده این است که برای نامه رهبر انقلاب یک وبسایت رسمی به زبان های انگلیسی، عربی، فرانسه، آلمانی، پرتغالی، اسپانیایی، سوئدی و زبان های دیگر راه اندازی شود و یک هیئت علمی که به زبان های مختلف اشراف داشته باشند تعیین شود و کتب و منابع مناسب را معرفی کنند و در آنجا قرار بگیرد.

وی اهمیت نقش شبکه تلویزیونی پرس تی وی و معاونت برون مرزی صدا و سیما را مورد اشاره قرار داد و گفت: در این مقوله می توان برنامه هایی را در قالب «تالک شو»ها و گفتگوهای رودرو با کارشناسان سامان داد.

عباسی با بیان اینکه نباید نامه رهبر انقلاب را در این مقطع تمام شده فرض کرد، تصریح کرد: این پیام به «نهادسازی پشتیبان» نیاز دارد و به اعتقاد من باید شورایی تشکیل شود و در آن، نقش نهادهای مختلف مانند صدا وسیما، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نقش بخش های دیپلماسی عمومی و فرهنگی وزارت خارجه و نقش نهادهای فرهنگی درون کشور که در این زمینه می توانند مؤثر باشند را مشخص کرد. اگر این اتفاق رخ دهد و این چارچوب ها پایه گذاری شود، صورت دیپلماسی عمومی که از آن بحث شد را می توان در کم تر از یکسال به شکل کاربردی و قابل قبول درآورد و این وضعیتی که در تخریب چهره اسلام وجود دارد را به ضد خودش تبدیل کرد. ابتدا باید ارزیابی دقیقی از میزان و چگونگی شبهاتی که در تمدن غرب علیه اسلام مطرح می شود انجام شود، سپس محورها را اولویت بندی و دسته بندی کرد و در پاسخ به آنها، منابع و متون مناسب را ارائه کرد.

وی با تذکر اهمیّت کار کارشناسی در این خصوص گفت: ممکن است یکی فرد کارشناس یا اندیشمند بخواهد در زمینه رفع شبهات به کار تبلیغی و ترویجی در فضای سایبر و رسانه ها بپردازد، غافل از اینکه آنچه را که ارائه می کند مرتبط با نیاز جامعه ما باشد و متناسب با جامعه ای که شبهات خاصی در آن وجود دارد نباشد.

وی ناکامی نهادهای رسمی داخلی را در مواجهه با تهدیدات فرهنگی مورد اشاره قرار داد و گفت: این که مقام معظم رهبری با این طرح استراتژیک، سطح دیپلماسی رسمی ما را به سمت دیپلماسی عمومی و دیالوگ مستقیم با جوانانی که در معرض شبهات قرار دارند می برند، نشان دهنده این است که نهادهای رسمی ما در  مواجهه با تهدیدهای فرهنگی و اقداماتی که ناتوی فرهنگی دارد صورت می دهد موفق نبوده اند. بنابراین رهبر انقلاب رأسا وارد عمل شدند و این گفتگو و دیالوگ را شروع کردند و امید ما به خدا این است که ان شاء الله بتوانیم ساماندهی مناسبی را در محیط جوانان صورت دهیم و به پشتیبانی این محورها برویم و بتوانیم در حد وسع خود در جهت رفع شبهات بین جوانان غربی بکوشیم.

تحلیلگر مسائل سیاسی و فرهنگی در پاسخ به این سؤال که نامه به جوانان تمدن غرب، در «دکترین امام خامنه ای» چگونه قابل تحلیل است گفت: همانطور که قبلاً هم عنوان شده، قرن بیستم قرن «خمینی» بود. یعنی در نسبت با رهبران بزرگی که قرن بیستم میلادی را ساختند وتمدن بشری را یک گام به جلو بردند و یا تثبیت کردند، شخصیت امام راحل یک شخصیت سرآمد بود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، هنر بزرگ ایشان این بود که دین را به عرصه حیات اجتماعی بشر برگرداندند. یعنی همان کاری که انبیای عظام انجام می دادند و زمانی که عالم بشری را شرک و کفر و مادیات فرا می گرفت، آنان می آمدند و دین را مجدداً به عرصه می آوردند. امام خمینی(ره) نیز همین کار را کردند و بنابراین قرن بیستم قرن امام خمینی شناخته می شود.

عباسی ادامه داد: در شرایطی که به سال 2015 میلادی وارد می شویم، قرن بیست ویکم قرن «امام خامنه ای» است. کسی که در موقعیت تمدنی، اینچنین جایگاهی دارد و توانسته یک حرکت عظیم را در 25 سال گذشته شکل دهد، بویژه که در پانزده سال اول قرن بیست و یکم در مواجه با نظام بین الملل توانسته یک جامعه باثبات در ایران شکل دهد و رهبری را مدیریت کند، بزرگترین و باثبات ترین شخصیت سیاسی امروز کره زمین محسوب می شود.

وی با یادآوری اعترافات برخی شخصیت های سیاسی دنیا از جمله کوفی عنان و پوتین در خصوص عظمت شخصیت رهبر انقلاب ادامه داد: با توجه به چنین وضعیتی، ایشان نه تنها یک شخصیت برجسته سیاسی جهان، بلکه یکی از رهبران طراز اول «اداره مناسبات بشری» محسوب می شوند. نکته بعدی این است که رهبر معظم انقلاب، یک شخصیت عظیم و کلان مذهبی و دینی جهان هستند و این باعث شده که ایشان فراتر از جایگاه سیاسی و استراتژیکی که دارند، به عنوان یک رهبر دینی و «امام» در موقعیتی بسیار متعالی قرار داده است.

این کارشناس مسائل استراتژیک ادامه داد: نامه مقام معظم رهبری را، نه از موضع یک رهبر سیاسی و استراتژیک در تمدن بشری که نامه ای برای جوانان یک تمدن دیگر فرستاده، بلکه از موضع یک «امام» و یک شخصیت طراز اول دینی جهان که در نظام های فکری و دینی مختلف جهان مقبولیت عامی هم دارد، از این منظر باید ارزیابی کرد. اینکه یک امام، نامه ای به جوانان یک تمدن دیگر فرستاده و با نگاهی پدرانه و به تأسی از انبیاء و پیامبران الهی این جوانان را به دین رحمت دعوت کرده است.

وی نامه رهبر انقلاب به جوانان غرب و نامه امام راحل به گورباچف را دو نامه ای دانست که در مسیر «دیپلماسی نبوی» قابل تفسیر است و بیان داشت: همانطور که پیامبر اسلام به رهبران 3 کشور مطرح پیرامون شبه جزیره عربستان یعنی پادشاه ایران، پادشاه حبشه و به امپراطوری رم نامه نوشتند، امام نیز نامه ای به گورباچف نوشتند و او را به بازخوانی اسلام و دست کشیدن از الحاد دعوت کردند که آقای گورباچف تعلل کرد و دو سال بعد شوروی فروپاشید. امروز امّا رهبر انقلاب از رهبران جهان غرب قطع امید کردند و این به صورت تلویحی در نامه ایشان وجود دارد، یعنی ایشان نمی آیند به رهبران کشورهای غرب نامه بدهند که دست از الحاد و اسلام ستیزی بردارید و مستقیماً به مطالعه قرآن و زندگی پیامبر بپردازید، بلکه از اثربخشی این کار ناامید شدند و خطاب به جوانان آن تمدن نامه نوشتند. درواقع حضرت آقا شکل دیگری از دیپلماسی نبوی حضرت امام را انجام دادند و از نظر چارچوب های استراتژیک، این یک نگاه و یک ابتکار جدید محسوب می شود.

عباسی هجمه های غرب علیه ارزش های دینی و الهی را مورد اشاره قرار داد و گفت: امسال دو فیلم بسیار منفی درباره حضرت نوح و حضرت موسی ساخته شد و همچنین در هالیوود به ملائکه معظم مخصوصاً حضرت جبرئیل امین و حضرت میکاییل روا داشتند. این نشان می دهد که غرب در یک فضایی که خودشان آن را «پاگانی» یا «کفرکیشی» جدید می خوانند، همه ارکان ایمان یعنی ایمان به غیب، کتب انبیا، ملائکه خدا و آخرت و مواردی دیگر از این حوزه  را مورد هجوم قرار داده و این ناتوی فرهنگی، یک آرایش گسترده ای برای زدن ارکان هفت گانه ایمان به خود گرفته است.

وی ادامه داد: در چنین شرایطی، جوانانی که در معرض این هجمه عظیم دین زدایی هستند باید از طرف «امام جبهه اهل تقوا» و امام جبهه اهل ایمان و اهل حق دعوت بشوند و این جوانان برای خودشان این شأنیت را در نظر می گیرند که از سوی یکی از بزرگترین رهبران سیاسی و استراتژیک جهان و نیز «بزرگترین» شخصیت دینی شناخته شده امروز روی کره زمین آنها را به دین اسلام دعوت کرده است.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز، با بیان اینکه «این نامه، نامه بسیار مهمّی است که اقدامات گسترده فکری و معرفتی در ارتباط با آن باید انجام بشود» گفت: این نامه سرآغاز دوره جدیدی در حوزه مسئله معنویت و حوزه گفتمان دینی بین تمدن ها است و تمدن اسلامی امروز به جایی رسیده که می تواند جوان های بیرون تمدن خودش را به اسلام دعوت کند. از این رو، نقش 3 گروهی که ذکر شد؛ یعنی اندیشمندان جهان اسلام بویژه اندیشمندان ایرانی، اصحاب رسانه و هنرمندان بسیار گسترده است و آنان با پشتیبانی خود از نامه رهبر انقلاب، می توانند این صف آرایی را کامل کنند.اگر خدا توفیق بدهد ما نیز تلاش خواهیم کرد ابعاد آن را بیشتر بشکافیم.

این فعّال فرهنگی با بیان اینکه «نامه به جوانان تمدن غرب، شق دیگری از شخصیت ممتاز رهبر انقلاب را روشن کرد»، تصریح کرد: اقدامی که در دکترین رهبر انقلاب صورت گرفت، ایشان را نه تنها به عنوان یک شخصیت صرفاً سیاسی و یک رهبر استراتژیک در تمدن امروز بشری، بلکه به عنوان یک «امام جهانی»، فراتر از «دالایی لاماها» و «پاپ ها» قرار داد.

وی در پاسخ به سؤالی در خصوص زمینه های شکل گیری نامه رهبر انقلاب و چرایی انتخاب مقطع کنونی برای این نامه نگاری، به شکل گیری داعش توسط سرویس های اطلاعات غربی و عربستان اشاره کرد و گفت: پس از مرگ ملک عبدالله پادشاه عربستان، بلافاصله سران آمریکا، انگلیس و فرانسه ابراز تأسف کردند و رئیس رژیم صهیونیستی هم گفت دوستی خوبی از دست دادیم. چه می شود که مرگ پادشاه عربستان باعث تأسف این افراد می شود و از او به عنوان دوست یاد می کنند.

عباسی با بیان اینکه تفکر دولت ملک عبدالله تفکر وهابیت بود و القاعده، النصره و جریان های انحرافی و تکفیری چون داعش از دل این تفکر و پول های ملک عبدالله بیرون آمدند خاطرنشان کرد: عربستان با همکاری قطر 50 میلیارددلار برای سقوط دولت سوریه به تروریست ها کمک مستقیم مالی کردند و چون برآوردهایشان درخصوص سقوط دولت بشار اسد غلط از آب درآمد، آمریکایی ها به ملک عبدالله فشار آوردند و «بندربن سلطان» رئیس سرویس سیاسی عربستان که مسئول مستقیم شکل گیری داعش بود کنار گذاشته شد.

وی با طرح این سؤال که «چرا عربستانی که این گروهک ها را بوجود آورده، هیچ وقت از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا به عنوان کشور اسپانسر و حامی تروریسم معرفی نشده» گفت: سیاست های نفتی و همچنین سیاست های تروریستی عربستان توسط سرویس های اطلاعاتی خود اینها ساپورت می شود و نهادهای اطلاعاتی و جاسوسی مانند سرویس اطلاعاتی ترکیه موسوم به «سازمان میت»، موساد اسرائیل، سازمان سی آی ای آمریکا، سازمان ام آی سیکس انگلیس و سازمان های امنیت فرانسه و آلمان در شکل گیری داعش به عربستان کمک کردند. حالا این ها که خودشان داعش را بوجود آورده اند، ادعا می کنند که این گروهک تروریستی آمده و چند نفر از کارکنان نشریه شارلی ابدو را به قتل رسانده.

وی ادعای مشابه غربی ها پس از حادثه 11 سپتامبر در مقصر دانستن مسلمانان را مورد اشاره قرار داد و بیان کرد: بنده همان موقع در یک برنامه تلویزیونی 14 دلیل را بر رد این ادعا مطرح کردم و گفتم با توجه به اینکه تخصص من در جنگ،عملیات ویژه بوده به دلایل فنی و تخصصی امکان ندارد یک گروه چریکی مثل القاعده بتواند چنین کاری را در خاک آمریکا انجام دهد. اکنون بعد از 13 سال از آن واقعه،کم تر تردیدی وجود ندارد که خود آمریکا پشت این قضیه بوده و می خواسته بهانه ای را فراهم کند تا چهره اسلام را در دنیا خراب کند و 13 سال به اشغال افغانستان و عراق بپردازد.

کارشناس مسائل رسانه اضافه کرد: در خود آمریکا ده ها فیلم مستند ساخته شده که ثابت می کند انهدام برج های دوقولو کار القاعده نبوده، حتّی بخشی از شخصیت های سیاسی و همچنین هنری آمریکا برای این قضیه فیلم سینمایی ساخته اند و آقای «آرتور میلر» که تا چندی پیش از مقامات سیاسی آمریکا بود، سال گذشته به ایران آمد و فیلم سینمایی که ساخته بود و در آن گفته بود که این حادثه کار خود آمریکا بوده را همراه خودش آورده بود.

وی با بیان اینکه «غربی ها مجددا نیاز به فضاسازی علیه اسلام داشتند»، به حادثه اخیر اشاره کرد و گفت: درحالی که کاریکاتور رهبران گروهک های تروریستی همیشه در نشریات کشیده می شود، چگونه می شود این بار با کشیدن کاریکاتور ابوبکرالبغدادی رهبر داعش در نشریه شارلی ابدو که سابقه اهانت به پیامبر جلیل القدر اسلام را دارد، این بارچند نفر می روند و در روز روشن دست به یک اقدام تروریستی می زنند و چندساعت بعد در یک درگیری در مکانی دیگر کشته می شوند.

عباسی این اقدام را توطئه ای در سطحی کوچک تر از حادثه 11 سپتامبر عنوان کرد و تأکید کرد: همانطور که آمریکایی ها در آن زمان دست به خودزنی زدند و 13 سال نان آن در جهان را خوردند، امروز نیز فرانسه دست به چنین کاری می زند.

وی ادامه داد: رهبر انقلاب در شرایطی دست به این نامه نگاری می زنند که می بینند پس از گذشت 13 سال از حادثه 11 سپتامبر، مجدداً به اسم اسلام و با پرچمداری یک گروه تکفیری و کاملاً منفور در جهان اسلام، بازی را شروع کرده اند و قصد تخریب چهره اسلام و معرفی کردن یک اسلام منفی را دارند. این اسلام منفی کاملا مشکوک است؛ زیرا از کانال عربستان می آید و همانگونه که گفتم عربستان دوست آمریکاست و ملک عبدالله آن را پشتیبانی می کند که وقتی از دنیا می رود، به جای اینکه بگویند یک حامی تروریست از دنیا رفته، ابراز تأسف و اعلام تسلیت می کنند. یعنی از یک طرف، از اسلام آقای ملک عبدالله دفاع می کنند و از طرفی دیگر همین اسلام را مبنای تروریست می دانند؛ خب هر کس از بیرون به این قضیه نگاه کند، متوجه این تعارض می شود.

عباسی خاطرنشان کرد: ما نباید اینبار غافلگیر می شدیم و در این بازی جدید که شبیه بازی بود که آمریکایی ها راه انداختند و ده، دوازده سال در منطقه ترکتازی کردند، باید وارد عرصه می شدیم. لذا رهبر انقلاب به صحنه آمدند که بگویند این اسلام، اسلام واقعی نیست، اسلامی است که خود تمدن غرب به شکل منفی دارد به آن پر و بال می دهد و از طریق آن خودزنی می کند تا چهره اسلام را تخریب کند. شما خودتان مستقیم سراغ اسلام و درک از آن بروید.

وی یکی دیگر از زمینه های شکل گیری نامه امام خامنه ای را افول مکاتب فکری غرب و ضرورت معرفی مکتب جدید به جوانان تمدن غرب دانست و گفت: امروز اندیشمندان غربی می گویندکه «لیبرالیسم» به آخر راه رسیده است. ما در اندیشکده یقین بیش از 850 جلد کتاب از اندیشمندان غربی گردآوری کرده ایم که غالباً از سال 2007 میلادی به این طرف نوشته شده اند و پیام واحد همه این ها این است که «لیبرالیسم اقتصادی»، «کاپیتالیسم» و «سرمایه گرایی» شکست خورده است.

وی با بیان اینکه «مدرنیته»در لیبرالیسم و کاپیتالیزم خلاصه می شود و تبلور این دو، اقتصاد مدرن است گفت: اگر اقتصاد مدرن فروپاشیده که این ها درکتابهایشان می گویند فروپاشیده، پس دیگر لیبرالیسم در فرهنگ، سیاست، اقتصاد و عرصه های دیگر محلی از اعراب ندارد و در سطح بالاتر، دیگر چیزی به نام مدرنیته نجات بخش بشر نیست.

رئیس اندیشکده یقین گفت: در چنین شرایطی جوان غربی یا سرگرم شبکه های اجتماعی و به طور کلّی، زرق و برق های تکنولوژیک تمدن است یعنی در غفلت کامل به سر می برد، یا اینکه می خواهد از این وضع نابسامانی که در نظام معرفتی غرب بوجودآمده، راه گریزی پیدا کند. و چون می داند که انسان روس، انسان چینی، انسان هندی و یا انسان آفریقایی نمی تواند حرف جدیدی بزند و فقط اسلام است که حرف جدیدی برای گفتن دارد، به سراغ اسلام می آید. دولت های غربی نیز برای اینکه اسلام به عنوان الگو به نسل بعدی تمدن خودشان به عنوان الگو مطرح نشود، آن را تخریب می کنند.

بر همین مبنا، آخرین ایده ای که دانشمندان و فیزیک دانان آنها نظیر «استیون هاوکینگ» مطرح می کنند، «نفی خدا» است و در حیطه علوم انسانی و مخصوصاً علم اقتصاد دانشمندانشان می گویند غرب دیگر حرف جدیدی برای گفتن ندارد.

عباسی با اشاره به نگرانی غربی ها از «تهاجم فرهنگی اسلام به غرب» و موج روزافزون گرایش دختران و پسران جوان به اسلام گفت: برنارد لوییس، استراتژیست فرهنگی غرب که فردی یهودی و صهیونیست است، ده سال پیش نامه ای به پاپ می نویسد و خطاب به پاپ می گوید منتظر باش که در اواسط قرن بیست و یکم میلادی اروپا به یک تمدن اسلامی تبدیل شود. در این شرایط، غربی ها می خواهند به جوانانشان اینگونه القا کنند که اگر تفکر لیبرالیسم و مدرنیته به درد نمی خورد، اسلام از آن بدتر است. در یک چنین شرایطی رهبر انقلاب دست به نگارش این نامه زدند و مستقیماً با جوانان این کشورها ارتباط برقرار کردند و خطاب به آنان گفتند که بدون واسطه به سراغ اسلام بیایید و ببینید اسلام چیست.

وی ادامه داد: فراموش نکنید خیزش 60 ماهه بیداری اسلامی که در 12 کشور جهان اسلام کلید زده شده بود، بر حسب ظاهر از سوی آمریکا و غرب منحرف شد به طوری که کشور لیبی اکنون در آستانه تجزیه قرار گرفته و یا در کشور مصر می بینیم که انقلاب مردم کلاً شکست خورد و از سوی کودتاگری به اسم «السیسی» مصادره شد. پشت تمام این اقدامات ضدانقلابی و ضد بیداری اسلامی نیز، ملک عبدالله حضور داشت و به طور مشخص علاوه بر 50 میلیارد دلاری که به مخالفان سوریه کمک کرد، برای کودتا در مصر12 میلیارددلار را در اختیار ژنرال السیسی قرار داد.

وی خیزش جوانان دنیای اسلام و ادامه بیداری اسلامی از سوی آنان را مورد اشاره قرار داد و گفت: امکان چنین حرکت مشابه ای در بیرون جامعه اسلامی نیز وجود دارد، مخصوصاً اینکه بر اساس اطلاعات دقیقی که داریم، در کشورهای غربی از آمریکا و کاندادا گرفته تا اروپا شرایط ویژه ای بوجود آمده و جوانان دنبال «آلترناتیو» و جایگزین برای تفکر لیبرالی هستند، به گونه ای که حتی متأسفانه بازخوانی اندیشه مارکس در اروپای شمالی گسترش یافته است.

عباسی افزود: اقدام به نوشتن این نامه در چنین شرایطی، حرکت کاملا هوشیارانه ای بود که از سوی رهبر انقلاب صورت گرفت. فراموش نکنید که این روزها، روزهای ابتدایی سال میلادی جدید است و در آن کشورها سال جدید محسوب می شود؛ یعنی سال جدید با اندیشه جدید.

وی در پاسخ به این سؤال خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» که این نامه چه پیامی برای داخل کشور، مخصوصاً آنهایی که همواره شعار ما نمی توانیم سر می دهند دارد، گفت: بنده در مورد کسانی که مسئله شان «ما نمی توانیم» است، هیچ حرفی ندارم و از گذشته عادت دارم که هیچگاه اهالی قبیله ناتوانایی ها را نبینم و هیچ وقتی صرف آن ها نکنم. زمانی که نوجوان بودم یک انیمیشن به نام گالیور پخش می شد که یکی از شخصیت های آن همیشه می گفت «من می دانم کارمان تمام است و ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم» و انتهای داستان معلوم می شد که آنها می توانستند آن کار را انجام دهند و انجام می گرفت، فقط او عادت داشت که نق بزند و مدام بگوید نمی شود و نمی توانیم. از آن زمان یاد گرفته ایم که اهالی قبیله ما نمی توانیم را نبینیم.

تحلیلگر مسائل سیاسی و فرهنگی با بیان اینکه افراد یک جامعه انقلابی هیچ موقع وضع موجود را بر نمی تابند، به این جمله شهید آوینی که «آنان که مأمور به تحول در عصر خویش هستند اگر به قواعد عصر خودشان تن در دهند، هیچ تحولی رخ نخواهد داد» اشاره کرد و گفت: ما چون علاقه مند به ایجاد تحول در مناسبات جهانی و حیات بشر امروز هستیم و ساحت قدسی بشر را هدف گرفته ایم و می خواهیم به آنجا برسیم، نباید برای افرادی که اهل تحول نیستند و معتقدند تا جایی که می توانیم باید در شرایط روز جهان حل بشویم وقت بگذاریم.

 وی نامه رهبر انقلاب را یک عامل محرک برای جریانات فکری انقلابی کشور دانست و گفت: این نامه باعث می شود که این جریانات پا را مقداری فراتر از مرزهای ملّی بگذارند و فکر بکنند، چون وقتی جوانان یک تمدن دیگر از سوی رهبر انقلاب مورد خطاب واقع می شوند، این در داخل نیز دارای پیام است و کسانی که ممکن است دارای تردید باشند و یا در معرض تبلیغات مسموم رسانه های غربی و آثار سینمایی، انیمیشن و بازیهای کامپیوتری غربی باشند، اینها هم به این نتیجه برسند که بهتر است یک بازخوانی داشته باشند.

عباسی با پیش بینی ایجاد یک نوع دیپلماسی ویژه به نام «دیپلماسی دانشجویی» در راستای پیام رهبر انقلاب گفت: به نظر می رسد برای نخستین بار شاهد یک دیپلماسی دانشجویی بین دانشجویان غربی و دانشجویان مسلمان بویژه طلابی که به زبان های خارجی و فضای مجازی آشنایی دارند بشویم.

این فعّال فرهنگی، «توده ای کردن امور» را یکی از هنرهای امام خامنه ای عنوان کرد و گفت: همانطور که امام راحل همیشه این شیوه را به کار می گرفتند و سراغ توده های مردم می رفتند و جنبش اجتماعی ایجاد می کردند، رهبر انقلاب نیز این هنر را دارند که مسائل را از فضای رسمی و فرمال به فضای عمومی و پابلیک بیاورند. و در حوزه مسائل استراتژیک، این یکی از هنرهای ممتاز یک رهبر به حساب می آید.

وی اقدام رهبر انقلاب را «دو نوع توده ای کردن امور» توصیف کرد و در توضیح آن گفت: ایشان از یک سو جوانان لامذهب و لادین سایر ادیان را دعوت به آشنایی با اسلام می کنند و از سوی دیگر بلافاصله این نیاز ایجاد می شود که جوانانی باید باشند که این موضوع را درک کنند و پاسخگوی جوانان آن تمدن باشند؛ این یعنی دونوع توده ای کردن امور.

وی با اشاره به مخاطب قرار دادن جوانان به جای اندیشمندان و نخبگان از سوی رهبر انقلاب گفت: بنده همیشه این اعتراض را نسبت به همایش هایی که اندیشمندان جهان اسلام برگزار می کنند و سالی یکبار در ایران دور هم جمع می شوند و درباره وحدت اسلامی سخن می گویند داشته ام. اگر در این حدود 30سال به جای اینکه فقط اندیشمندان و عالمان دینی را دعوت کنیم، بخش هایی از جوانان کشورهای اسلامی و غیر اسلامی را جمع کرده بودیم و با هم دیالوگ و گفتگو می کردند، اثر بیشتری در شکل گیری وحدت اسلامی داشت.

عباسی ادامه داد: در مسیر تمدن سازی، هنر رهبر انقلاب در شکل دهی جنبش های اجتماعی همانند جنبش نرم افزاری، نهضت تولید علم، جنگ نرم، تحول در علوم انسانی، اقتصاد مقاومتی این است که ایشان غالباً حکومتی و رسمی سخن نگفته اند، بلکه به شکل مطالبه عمومی و معمولاً نیز در جمع دانشجویان این مسائل را مطرح کرده اند. اکنون نیز با این نامه، ما با یک پدیده جدید روبرو شده ایم و بنده معتقدم این موضوع در سالهای آینده یک جنبش اجتماعی عمومی در مناسبات بین المللی ایجاد خواهد کرد، به این شکل که یک دیپلماسی عمومی علمی – معرفتی بین جوانان مسلمان در درون ایران و کشورهای اسلامی با جوانان غیرمسلمان در بیرون جهان اسلام رخ خواهد داد. حتی من معتقدم که این نامه با اینکه خطاب به جوانان غربی نوشته شده، امّا برای جوانان سایر جوامع مانند جوانان تمدن بودایی، تمدن شیتویی ژاپن، تمدن کنفوسیوسی و جوانان تمدن های دگیر هم کاربرد دارد.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز، در خصوص اثرات داخلی نامه رهبر انقلاب گفت: وقتی این جنبش شکل بگیرد و جان های تشنه ای در دنیا تقاضای یافتن حقیقت را داشته باشند، طبیعی است که در داخل باید گروهی وجود داشته باشد که خودش را برای «عرضه» آماده کند. و پیرو گفتمان ما می توانیم، ما این بار هم می توانیم که ان شاء الله برای جوانان جهان خوراک های دقیق فکری و فرهنگی از جنس اسلام آماده کنیم.

وی راه درست عرضه اسلام و معرفی آن را، شناخت درست اسلام و پیاده کردن آن در جامعه دانست و تصریح کرد: همواره این دغدغه در نگاه امام راحل و رهبر انقلاب وجود داشته و دارد که ما باید کشورمان را در دنیا الهام بخش کنیم و بتوانیم در بخش های مختلف فرهنگ، سیاست، اقتصاد و مسائل اجتماعی، الگو و سرآمد باشیم و این، بهترین تبلیغ اسلام است.

عباسی اضافه کرد: در واقع پیامد نامه رهبر معظم انقلاب در داخل کشور این خواهد بود که ما تلاش مظاعفی برای معرفی چهره اسلام عزیز و پیامبر رحمت داشته باشیم و در هر حوزه ای که هستیم باید یک رسول و یک مبلغ راستین برای اسلام باشیم .تعبیر رهبر انقلاب این است که هر کجا که هستید آنجا را در مرکز عالم ببینید. لذا این نامه زمینه ایجاد یک جنبش اجتماعی متفاوت در داخل کشور را فراهم خواهد کرد که ان شاءالله در هفته ها و ماه های آینده ابعاد بیشتری از آن را شاهد خواهید بود.

رجانیوز




طبقه بندی: انقلاب(امام-رهبری-شهدا)، ویژه جوانان،
[ چهارشنبه 5 فروردین 1394 ] [ 12:16 قبل از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 97 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
نظر شما راجع به بشیران دیباج






دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ