تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))
نمیدانم تا حالا این جمله رو شنیدید یا نه.
که بعضی ها میگن چرا ما بریم حج و پول خودمونو بریزیم تو جیب عرب ها؟؟


مگه تو مملکت خودمون فقیر نداریم؟؟؟به اینها کمک کنیم.
من که خودم خیلی این سوال رو شنیدم و در حد توان، وقت و شرایط پاسخ دادم و امروز میخواهم اینجا مطرح کنم و پاسخ من دیدگاه یک دانشجوی علوم حدیث یا طلبه نیست این پاسخ یک دانشجوی مهندسی شیمی می باشد که بسته به وضعیت جامع و دید خود از اطراف هست.
حج یکی از واجبات الهی و فروعات دین می باشد و نمی شود این واجب زا با هر عمل دیگر عوض کرد همانگونه که در آیه 97 سوره مبارکه آل عمران به آن اشاره شده است.
برخی افراد مغرض و گاه دوستان نا آگاه با هدف ترک امر مهم حج و تضعیف اسلام با بهانه های مختلف از جمله رفع گرفتاری مستمندان سعی در کمرنگ کردن این واجب دینی را دارند.
اما پیرامون بحث کمک به فقیران و مستمندان که وظیفه هر مسلمان است که در آیات و روایات فراوان به آن پرداخته شده است اما به نظر بنده مقایسه حج با کمک به فقیران مغلطه ای پیش نیست.
نکته قابل تحمل از سوی مطرح کنندگان اینجاست که چرا فقط بحث حج پیش می آید همه یک دفعه حس انسان دوستی شان شکوفا می شود و باد کمک به فقرا می افتند.
اما موقع خرید ماشین،عروسی ها و سفرهای اروپایی چند صد میلیونی و کلی خرج و تجملات دیگر کسی یاد فقران نیست.

جالب اینجاست که تعداد حجاج ایرانی الان حدود 61 هزار نفر می باشد(1)
و آن طرف در کشور سالیانه 5 میلیون نفربه سفرهای توریستی تفریحی در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی می روند که متاسفانه خیلی از این کشورها مرکز فحشا هستند(البته استثنا هم وجود داردو این استثنا متاسفانه شامل اندکی قلیل می شود) و اگر هر مسافر هزار دلار هزینه کند سالیانه 5 میلیارد دلار از کشور برای تفریح خارج می شود(2)
و بر اساس آمار خانواده های ایرانی در تابستان 1391 پیش از 600 میلیارد تومان را خرج سفرهای خارجی خویش کرده اند(3) و در یک آمار دیگر که کشور ترکیه بطور رسمی اعلام کرده است. یک میلیون و 500 هزار ایرانی درسال 2011 به ترکیه سفر کرده اند که گردشگران ایران بعد آلمان، روسیه و انگلیس بیشترین گردشگران ورودی به ترکیه محسوب می شوند.
بعضی افراد که دیگه نمی توانند حرف اصلی خود را انکار کنند و با حس ملی گرایانه(به گفته خودشان اما من میگم نژاد پرستی) بیان دارند که چرا ما پول خودمان را بریزیم جیب عربها؟؟؟
اینجا باید گفت مگه اماراتی ها عرب نیستند؟؟؟
چرا کسی در مورد سفر دبی حرف نمیزند یا شاید جیب کشورهای ترک زبان با جیب ملت ایران یکی است.البته بعضی ها هستند که می گویند ما سفر خارجی نمی رویم اما به نظر من این دلیلی بر عدم حج رفتن و کمک به فقیران نیست و اکثر این افراد در سال حداقل چندبار به سفرهای داخلی می روند.
آیا تا بحال کسی به اینها گفته شما از سفرهای تفریحی خود برای کمک به فقیران و مستمندان کم کنید؟؟؟
اگر دقت کرده باشید همین افراد اکثرا که چنین صحبت هایی رو می کنند خود اهل سفرهای و خرج های آنچنانی هستند و هیچ کمکی به فقیران نمی کنند و قوانین خمس و زکات اسلامی را انجام نمی دهند چون می گویند پول خودمان است چرا به کسی بدهیم؟؟؟
اما در آن طرف اکثر کسایی که حج رفته اند از لحاظ کمک مالی دست و دل باز تر نسبت به بقیه هستند و بیشتر به فقیران کمک می کنند و زکات، خمس خودشان را پرداخت میکنند.
حال سوال اصلی این است که چرا هیچ فرد یا گروهی خواستار تعطیلی این سفرها و صرف هزینه های کلان آن که گاها با هزینه های حج قابل مقایسه نیست نمی شود.
در آخر این نکته رو عرض کنم که من موافق ریخت و پاش های قبل و بعد سفر حج نیستم.
مخصوصا سوغات های زیاد و تا آنجایی که در توانم باشد افراد را به عدم خرج های اضافی توصیه میکنم اما مخالف مخالفتهای مغرضانه بعضی ها با خود سفر حج به هر اسمی که میخواهند هستم.
خلاصه کلام آنکه به تنهایی و در پستو های خانه نیز میتوان نماز را اقامه کرد.
و به تنهایی در سرزمین خود هزاران فقیر را سیر کرد اما ابر قدرت ها بزرگ دنیا را جز با وحدت، برادری، اتحاد و مقاومتی که در حج به نمایش جهانی گذاشته می شود نمی توان شکست داد و این همان فلسفه حج است.
نه کمک نه فقیر، نه قربانی، نه نماز،نه روزه و نه هیچ کدام نمی توانند جایگزین یکدیگر شوند. 




طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، پاسخ به شبهات،
برچسب ها: حج، فقرا، سفرهای اروپایی حوزه خلیج فارس،
دنبالک ها: http://www.ammarname.ir/node/61232، [1]. http://khabarkhoon.com/s/4316052، [2]. http://www.asriran.com/fa/news/223656/%DB%B5، [3]. http://isna.ir/fa/news/92052111695،
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 08:22 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
 اینجا قبر مرحوم مادر ایشان است که وی  برای لحظاتی درونش خوابید.



به گزارش خبرگزاری ها بامداد امروز بانو سیده فاطمه قادری، والده ماجده دکتر محمود احمدی نژاد دار فانی را وداع گفت.

مراسم تشییع مادر بزرگوار دکتر محمود احمدی نژاد فردا پنجشنبه 23 بهمن ماه ساعت 9 صبح از مقابل  مسجد انصارالحسین(ع) واقع در بزرگراه ارتش، شهرک شهید محلاتی، خیابان آزادگان برگزار می شود. مراسم سوم آن مرحومه نیز روز جمعه 24 بهمن ماه از ساعت 16 تا 17:30 در مسجد حضرت ولی عصر(عج) شهرک شهید محلاتی برگزار خواهد شد.

پیام تسلیت رهبر انقلاب به مناسبت درگذشت والده ماجده دکتر احمدی نژاد
  

 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد دامت توفیقه، درگذشت بانوی پرهیزگار و انقلابی، والده ماجده را به جنابعالی و سایر بازماندگان محترم تسلیت می گویم و برای ایشان رحمت و مغفرت واسعه ی الهی را مسئلت می نمایم.
سید علی خامنه ای
۲۳ بهمن ۱۳۹۳


ادامه مطلب
[ شنبه 25 بهمن 1393 ] [ 04:06 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است


حجت الاسلام پناهیان: تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمانِ ما و مادر آن کسی که در انتظارش هستیم، یک اروپایی است. با توجه به اینکه این داستان جذاب، با فطرت و دلِ انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند، شما فکر کنید اگر اروپایی‌ها این موضوع را بدانند، چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا شما تا کنون این خبر را به آن‌ها نرسانده‌اید؟


***مادر امام زمان از نوادگان وصی حضرت مسیح(علیه السلام) و رومی بوده است

حضرت نرگس خاتون از نوادگان حضرت شمعون(علیه السلام) وصیّ حضرت مسیح(علیه السلام)
تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است

حجت الاسلام پناهیان: تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمانِ ما و مادر آن کسی که در انتظارش هستیم، یک اروپایی است. با توجه به اینکه این داستان جذاب، با فطرت و دلِ انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند، شما فکر کنید اگر اروپایی‌ها این موضوع را بدانند، چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا شما تا کنون این خبر را به آن‌ها نرسانده‌اید؟

تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است

حجت الاسلام پناهیان: تمام اروپایی‌ها باید بدانند که مادر امام زمانِ ما و مادر آن کسی که در انتظارش هستیم، یک اروپایی است. با توجه به اینکه این داستان جذاب، با فطرت و دلِ انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند، شما فکر کنید اگر اروپایی‌ها این موضوع را بدانند، چه اتفاقی می‌افتد؟ چرا شما تا کنون این خبر را به آن‌ها نرسانده‌اید؟

***مادر امام زمان از نوادگان وصی حضرت مسیح(علیه السلام) و رومی بوده است

حضرت نرگس خاتون از نوادگان حضرت شمعون(علیه السلام) وصیّ حضرت مسیح(علیه السلام) است و از فرزندان پادشاه روم است. و داستان زندگی و ازدواج ایشان هم یک داستان بسیار زیبا و جذاب است. در ضمن، سندهایی که برای این داستان وجود دارد، خیلی بیشتر از سند بسیاری از داستان‌هایی است که الان خیلی از مردم دارند با اعتقاد به آنها زندگی می‌کنند.(این داستان در کتب روایی ما از جمله «کمال‌الدین شیخ صدوق» و «الغیبه شیخ طوسی» و «دلایل الامامه» نقل شده است).

خلاصه اینکه مادرِ مولای ما امام زمان(علیه السلام)، از اهالی روم بوده‌اند. حالا ما با این قصۀ جذاب چه‌کار باید کنیم؟ بروید فکر کنید که چگونه می‌توان در این زمینه کار کرد؟ خوب است بدانید که یکی از دوستان طلبه، این داستان زیبا و جذاب را به تفصیل نوشته‌اند و به صورت رمّان درآورده‌اند.(هرچند خطاب این کتاب به مسلمانان است نه مسیحیان و اروپاییان)

داستان زیبای ازدواج امام حسن عسکری(علیه السلام) با دختر رومی


اصل داستان از این قرار است که شخصی به نام «محمد بن بحر الشیبانی» نقل می‌کند: در سال ۲۸۶ وارد کربلا شدم و قبر امام حسین(علیه السلام) را زیارت کردم و بعد هم به زیارت امام موسی بن جعفر(علیه السلام) رفتم. در آنجا حال معنوی بسیار خوشی داشتم و گریه می‌کردم. وقتی اشک‌های خود را پاک کردم، دیدم یک پیرمرد بسیار مسن و قامت‌خمیده‌ای دارد با کسی صحبت می‌کند. از بیانات او فهمیدم که انسان صاحب‌دلی است. نزد او رفتم و گفتم: من به دنبال شخص وارسته‌ای بودم که بتوانم از او علوم و معارف عمیق را دریافت کنم.

شما می‌توانید این معارف را به من بدهید؟ آن پیرمرد می‌گوید: من از کجا به تو اطمینان پیدا کنم؟ او می‌گوید: من با خودم روایاتی- از اهل‌بیت(علیه السلام)- دارم. بعد هم روایات را به او نشان می‌دهد و آن پیرمرد به او اطمینان پیدا می‌کند.

آن پیرمرد داستانی از زندگی خودش را نقل می‌کند که در ارتباط با امام حسن عسکری(ع) بوده است. داستان از این قرار بود که او مدت‌ها خدمت امام هادی(علیه السلام) می‌رسیده است. 

و امام هادی(علیه السلام) به ایشان احکامی را آموزش می‌دادند؛ از جمله احکامی که امام(علیه السلام) به او یاد داده بود، احکام خرید و فروش غلام و کنیز بود. و لذا او در این موضوع، خیلی وارد شده بود. او می‌گوید: یک‌بار پاسی از شب گذشته بود که امام هادی(علیه السلام) مرا صدا زد. رفتم دیدم که فرزندشان امام حسن عسکری(علیه السلام) نیز حضور دارند و حضرت حکیمه خاتون(سلام الله علیها) هم در پشت پرده، حاضر هستند.

حضرت به من فرمود: می‌خواهم یک مأموریتِ بسیار مهم و خطیر به تو بدهم. آیا حاضری این مأموریت را انجام دهی؟ گفتم: بله آقای من. حضرت به من فرمود: به بغداد برو. در آنجا  یک ‌گروه از کنیزان را می‌آورند. وقتی آنها را آوردند، ابتدا جلو نمی‌روی. یک کنیزی در بین آنها هست که حجاب کاملی دارد، از پشت پردۀ نازکی که روی صورتش انداخته است، نگاه می‌کند. او حاضر نمی‌شود کسی او را بخرد. تو جلو می‌روی و نامۀ مرا به آن کنیز می‌دهی و او را با این مبلغی که در کیسه به تو می‌دهم، می‌خری و می‌آوری.

پیرمرد می‌گوید: من طبق آدرس و مشخصاتی که حضرت دادند، به بغداد رفتم. دیدم یک کشتی آمد و در آن عده‌ای از کنیزان را آورده‌اند که نتیجۀ یکی از درگیری‌های مسلمانان با رومیان در سرحدات بود. همان‌طور که امام هادی(علیه السلام) فرموده بود دیگران آمدند و کنیزان را خریدند ولی این خانم با ابراز نارحتی، اجازه نمی‌داد کسی او را بخرد. آن خانم می‌گفت: باید یک کسی که قلبم به دین و ایمانش آرام می‌شود، بیاید و مرا بخرد تا من حاضر شوم با او همراه شوم.

پیرمرد می‌گوید: وقتی کار به اینجا رسید، من نامۀ امام هادی(علیه السلا،) را به کسی که فروشندۀ برده‌ها بود، دادم و گفتم این نامه را به آن خانم(کنیز) بده. آن خانم وقتی نامه را دید، صدای شیوه و گریه‌اش بلند شد و نامه را روی چشمان خود قرار داد و بعد گفت: من با این کسی که نامه را آورده است، همراهی خواهم کرد. من هم مبلغ را به فروشنده دادم و ایشان را آوردم.

***حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) خطاب به حضرت عیسی(علیه السلام): می‌خواهم از نوۀ وصیّ‌تان برای نوۀ وصیّ ام خواستگاری کنم

حضرت نرگس خاتون در راه، داستان خودش را برای آن پیرمرد بازگو می‌کند و می‌فرماید: من از نوادگان شمعون، وصیّ حضرت عیسی(علیه السلام) هستم. و از بستگان پادشاه روم هستم. ۱۳ ساله بودم که پادشاه روم می‌خواست مرا به ازدواج برادرزادۀ خودش درآورد. صحن و سرای مجللی را ترتیب داده بودند و آزین بسته بودند که این مراسم ازدواج برگزار شود. 

وقتی می‌خواستند اذکار مربوط به عقد را از کتاب‌های مقدس خودشان بخوانند، ناگهان تمام صلیب‌ها و تزئینات فروریخت و لذا آنها گفتند که این ازدواج نحوست دارد و نباید صورت بگیرد. بالاخره آن پادشاه نیز این وضعیت را به فال بد می‌گیرد و ازدواج به‌هم می‌خورد. من یک‌شب، حضرت عیسی(علیه السلام) و جدّ خودم حضرت شمعون را در خواب دیدم و شخصی را دیدم که نزد حضرت عیسی(علیه السلام) آمد و عیسی(علیه السلام) تمام‌قامت بلند شد و به ایشان احترام گذاشت و من متوجه شدم آن شخص بزرگوار، حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در آن جلسه به عیسی(علیه السلام) می‌فرماید: می‌خواهم از نوۀ شمعون وصیّ شما برای نوۀ وصیّ خودم خواستگاری کنم. و من در آن جلسه، حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) را دیدم و در همان عالم رؤیا، شیفتۀ ایشان شدم.

ماجرای اسارت حضرت نرگس خاتون هم این‌طور بود که در جریان یک نبرد بین مسلمانان و رومیان، ایشان جزء همراهان پادشاه بودند و بعد از اینکه لشکر روم شکست می‌خورد، ایشان که با لباس مبدّل در جمع کنیزان قرار گرفته بود، به اسارت در می‌آید و به همراه سایر کنیزان با به سمت بغداد فرستاده می‌شود. آن پیرمرد هم که از طرف امام هادی(علیه السلام) مأمور شده بود حضرت نرگس خاتون را به منزل امام هادی(علیه السلام) می‌برد و حضرت حکیمه خاتون(خواهر امام هادی(علیه السلام)) اولین کسی بود که ایشان را در آغوش می‌گیرد.





طبقه بندی: قصه وداستان،
[ دوشنبه 20 بهمن 1393 ] [ 02:48 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
  
 ببین آمده ام بهر گدایی، ببین آمده ام تا بدهی بال رهایی


ببین آمده ام فطرس شهر تو شوم داخل ایوان طلایی، پرم سوخته تاکی نشوم کرببلایی...

به خوبان مقیم حرمت فلسفی وشیخ بهایی... 

شما را به خدا حال مرا این رقمی کن،مرانیز کبوتر حرمی کن، وَ اشعار مرا محتشمی کن

زمان می گذرد وای محَرم... بیا وکرمی کن 

کرم کن که مگر زنده بمانم،دوباره وسط دایره سینه زنان گریه کنان سینه زنان باز بخوانم... 

«که حق شور تو از روز ازل در سرم انداخت وَبر گردن من شال عزا مادرم انداخت» 

بیا اشک تفقد کنم آقای خراسان!بیا ضامن آهوی بیابان،بیا منتظرم منتظر لحظه باران

بیاچشمه بده چشمه ای از اشک خروشان. همان اشک که در جوهره اش نفحۀ سیب است

همان اشک که باگفته یتان همقدم ابن شبیب است

همان اشک که پلک خودتان زخمی آن اشک عجیب است

همان اشک که در روضه هفتاد ودو خورشید غریب است... 

همان اشک صباحا ً وَمَسا اشک زلالی که مبدل به دموع می شود آری

همان اشک که در« ناحیه» خواندند شماری، همان اشک که از کسرت آن مهدیتان رانبوَد لیل و نهاری

همان اشک که باشد اثر چوب تَر ولعل تََرَک خورده قاری

همان اشک که سر منشأ آن هست همین بیت، همین زمزمه محکم وکاری 

« بیا محرم زینب که شده وقت سواری َوبرَناقه من نیست جهازی وعِماری » 

مرابال بده تا که در اثنای خیالات، ازاین معرکۀ عصر مکافات،روم پای دل عمه سادات... 

روم درملأعام،وَسنگی برسد از لبۀ بام،همان لحظه که نیلوفر زخمی به نفس آمدو می گفت

خدایاسربابام...همان بادیۀ شام،همانجاکه دوباره به زبان آمد وفرمود خودعمه سادات سرانجام 

«برادر بدنت کو لباس وکفنت کو به نی خانه گرفتی سرت هست تنت کو» 

خدایاچه قَدَر بغض نشسته وسط راه صدایم...سحر شد! پراز اشک بوَد باز ورق های دعایم...کجایم؟ 

نکند کرببلایم؟که چنین همسفر روضه ومقتل وَ در این حال و هوایم

ولی نه وسط صحن قدیمی حرم روبروی پنجره فولاد رضایم... خدایا چه قَدَر زود زمان می گذرد

من که نفهمیدم وشب هم سپری شد،شفق رفت وَحالم سحری شد

سرانجام میان دل ما هم خبری شد...ببین با پر زخمی خیالم به کجاها که نرفتم! 

سفرنامه ما هم سفری شد... دگر وقت تمام است وَباید بروم زود به خانه

ببخشید که از عشق نداریم نشانه...دو بیت از دو غزل حسن ختام شب رؤیایی این شاعر مهجور زمانه 

یکی اینکه ببخشید که من ساده نوشتم پر ایراد و بهانه 

«که هرکس به زبانی صفت وصف توگوید و بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه... »  


[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 09:36 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
من عاشق آمریکا هستم...
چیه چرا اینطوری نگام میکنی...؟
تویی که اینجوری نگام میکنی هیچ میدونی 
ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﺎ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺣﺪﻭﺩ 90 ﺩﺭﺻﺪ  ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﻫﺎﯼ
ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﻓﻘﻂ 8 ﮐﺎﻧﺎﻝ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺍﯼ ﻣﺠﺎﻧﯽ ﺩﺭ
ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺑﻘﯿﻪ ﺷﺒﮑﻪ
ﻫﺎ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ 162 ﮐﺎﻧﺎﻝ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ 24
ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﺎﻃﺒﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﭘﺨﺶ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﺸﻐﻮﻟﻨﺪ !
ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺮﯾﺒﻮﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﻗﺪﺭﺩﺍﻧﯽ ﺧﻮﺩ را
ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺖ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ
ﭘﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮﺍﻏﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ ﺭﻭ ﺍﻋﻼﻡ
ﻣﯿﻨﻤﺎﯾﯿﻢ  خدا خیرش بده که اینقدر به فکر مردم ایران هستند ... ما هم همش بهشون میگیم شیطان بزرگ ... انگلیس هم واسه شبکه بی بی سی از مردمش مالیات میگره اونوقت واسه ما مفت مجانی پخش میکنه ... 

اصلا اشک توی چشمام جمع میشه این همه محبتشون رو میبینم..




طبقه بندی: دیباج، ویژه جوانان، سیاسی،
[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 04:40 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
مامور سرشماری : سلام . مادر جان میشه لطفا بیای دم در ؟ سلام پسرم .. بفرما ؟ از سر شماری مزاحمت میشم . 
مادر تو این خونه چند نفرید ؟ اگه میشه برو شناسنامه هاتونو بیار بنویسمشون .. . 
مادر لای در رو بیشتر باز کرد و با سر گردنش سر و ته کوچه رو یه نگاهی انداخت ... چشماش پر شد اشک و گفت : پسرم قربونت برم میشه ما رو فردا بنویسی ؟ مادر چرا ؟ مگه فردا میخواید بیشتر بشید ؟!! برو لطفا شناسنامتو بیار وقت ندارم . 
آخه پسرم 31 سال پیش رفته جبهه هنوز برنگشته شاید فردا برگرده ... بشیم دو نفر . 
سر شمار سری انداخت پایین و رفت . 
مغازه دار میگفت الان 29 ساله هر وقت از خونه میره بیرون کلید خونش رو میده به من و میگه : آقا مرتضی اگه پسرم اومد کلید رو بده بهش بره تو ... چایی هم تو سماور حاضره ... آخه خستس باید استراحت کنه ...؛


شادی روح همه اونایی که از جان خودشون گذشتند و رفتند تا ما باشیم...


[ جمعه 17 بهمن 1393 ] [ 09:03 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
فوتوفوبی یا حساسیت به نور در میان کودکانی که زیاد با منابع نوری مانند موبایل و تبلت و تلویزیون سر و کار دارند شایع‎تر است.

فوتوفوبی یا حساسیت به نور در میان کودکانی که زیاد با منابع نوری مانند موبایل و تبلت و تلویزیون سر و کار دارند شایع‎تر است.

رعایت نکردن فاصله از منابع نوری باعث خسته شدن چشم می شود و حساسیت به نور پیامد این مساله است. کار زیاد با رایانه، تبلت، گوشی و حتی تماشای زیاد تلویزیون از فاصله نزدیک و مواجهه بیش از حد با منابع نوری باعث بروز این مشکل می شود.

بررسی های جدید دانشمندان نشان می دهد کار زیاد با رایانه به چشم کودکان آسیب‌های جدی وارد می کند و می تواند برای سیستم عصبی و چشمی کودکان بسیار مضر باشد.

تاری دید، تنبلی چشم، آب مروارید و پیری چشم از عوارض شایع در کودکانی است که از تبلت و رایانه زیاد استفاده می کنند.نتایج مطالعات نشان می دهند، تمرکز کودکانی که زیاد از تکنولوژی استفاده می‌کنند در آینده روی دروس کم خواهد بود و دچار افت تحصیلی می‌شوند.



طبقه بندی: ویژه جوانان، گوناگون،
[ سه شنبه 14 بهمن 1393 ] [ 08:49 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
خانم! امام زمان (عج) رو دوست داری؟

بهش گفتم: امام زمان (عج) رو دوست داری؟
گفت: آره ! خیلی دوسش دارم
گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟
گفت: آره!
گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟
گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله
گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد
گفت: چرا؟
براش یه مثال زدم:
گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده
و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری
و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.
عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟
بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم.
بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟
چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه!
دوست داشتن به دله…
دیدم حالتش عوض شده
بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟
تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟
حرف شوهرت رو باور می کنی؟
گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟
معلومه که دروغ میگه
گفتم: پس حجابت….
اشک تو چشاش جمع شده بود
روسری اش رو کشید جلو
با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره
از فردا دیدم با چادر اومده
گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!
خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره
می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه.






طبقه بندی: ویژه جوانان،
[ دوشنبه 13 بهمن 1393 ] [ 07:12 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
به گزارش گروه وبگردی 20:30؛ این روزها جمعیت شهروندان فضای مجازی در حال افزایش تصاعدی است، تقریبا همه ما و اطرافیان‌مان در شبکه‌های اجتماعی عضو هستیم و فعالیت می‌کنیم. این شبکه‌ها هر روز در حال گسترش هستند اما کاربران این شبکه‌ها هر روز بیشتر از دیروز احساس تنهایی می‌کنند. 

گویی فضای مجازی ما را از دنیا واقعی دور کرده و به سمت خود می‌برد، فضایی که بی حس بوده است و هیچ حسی و حالی نسبت به ما و اطرافیانمان ندارد، مکانی است که ابراز احساسات‌مان را با شکلک‌ها بیان می‌کنیم، حرف‌هایمان را با گذاشتن کامنت در زیر پست‌ها به گوش یکدیگر می‌رسانیم و با لایک کردن به طرف مقابل‌مان می‌فهمانیم که پست شما را دوست داریم. 

در گروه‌های وایبر، واتس‌اپ، لاین و شبکه‌های دیگر کلی افراد دور هم جمع شده‌اند و هر وقت که یک تجربه جدید کسب می‌کنیم از آن عکس می‌گیریم و با دوستانمان به اشتراک می‌گذاریم، 

برای خوشحال کردنشان مطالب بامزه به هم ارسال می‌کنیم، دوستانی که امکان دارد به جز چند نفر بقیه آنها را یکبار هم ندیده باشیم.

در این گروه‌ها هر اتفاقی ناگواری ممکن است رخ دهد که آسایش را از زندگی ما و خیلی از همنوعان ما را نیز بگیرد، انتشار اخبار کذب، شایعه پراکنی، ایجاد رعب و وحشت و رواج خرافات نمونه‌ای از این‌هاست. 

این پیام‌ها مبنای درست و موثقی نداشته و صرفا با هدف جنگ روانی و ایجاد نگرانی در جامعه منتشر می‌شود و به دنبال آن باعث ناراحتی عده‌ای از اشخاص می‌شود که علیه آنها اخباری کذب منتشر شده است و گاهی هم با ارسال فیلم‌های دل‌خراش حال‌مان را بر هم می‌زنند. امروزه برای راحتی بیشتر افراد برای ارتباط با دوستانشان شبکه‌های اجتماعی را به دیدن حضوری ترجیح می‌دهند، تبریک و تسلیت را با یک پیام به یکدیگر می‌فرستند و ابراز احساسات می‌کند و از حال یکدیگر فقط و فقط با یک پیام آگاه می‌شوند، همین کارهای مجازی است که ما را تنها می‌کند. 

اگر احساس تنهایی برای‌مان دست داد با فرستان یک درخواست به طرف مقابل با آنها دوست می‌شویم و به راحتی یک کلیک به لیست دوستان مجازی‌مان اضافه می‌شود، دوستانی که فقط از آنها یک عکس نمایه‌ها دیده‌ایم که گاهی آن را عوض می‌کنند.

با آنها درد و دل می‌کنیم از خصوصیات و اخلاقی‌مان برایشان می‌گوییم و دوست مجازی ما هم خودش را برایمان معرفی می‌کنند، از اخلاق و رفتار خوبش می‌گوید، چهره زیبایش، وضع مالی و کلی حرف و حدیث دیگر که طرف مقابلش را با حرف‌هایش شیفته خود می‌کند، که معلوم نیست کدامیک از آنها صحت دارد، قدیمی‌ها راست گفته‌اند شنیدن کی بود مانند دیدن... عکس‌های نمایه به لطف فتوشاپ رویایی و حرف‌ها به لطف کامنت‌ها دل‌رباتر می‌شود و به این راحتی است که در شبکه‌های اجتماعی دوست مجازی پیدا می‌کنیم ولی باز هم احساس تنهایی می‌کنیم. 

زندگی‌مان هم مجازی می‌شود، صبح با زنگ تلفن همراه که شب کوک کرده بودیم از خواب بلند می‌شویم، و وقتی برای خاموش کردن زنگ به صفحه نمایش تلفن همرا‌همان نگاه می‌کنیم با کلی پیام و اطلاعیه در بخش نوتیفیکیشن گوشی روبرو می‌شویم. هنگام خوردن صبحانه گوشی همراه‌مان است، در ایستگاه اتوبوس دیگر کسی با دیگری صحبت نمی‌کند همه سرشان در گوشی‌شان است.

وقتی سوار اتوبوس می‌شویم وبگردی می‌کنیم از این سایت وارد شده و از آن یکی خارج می‌شویم تا اینکه به مقصد برسیم. در لا به لای کار با رایانه محل کارمان به فروشگاه‌های اینترنتی سر می‌زنیم و اگر کالایی نیاز داشتیم خرید می‌کنیم. 

وقتی به خانه می‌رویم به همسرمان توجه‌ای نداریم و همش با گوشی‌مان هستیم، زن و شوهر هیچ ارتباط کلامی با یکدیگر ندارند رابطه‌ها روز به روز کم رنگ‌تر می‌شود و در نهایت باعث جدایی می‌شود و اطرافیان و دوستان‌مان را هم اینگونه از دست می‌دهیم. 

تماس‌های تلفنی که جای خود دارد و برای اینکه خط‌مان مشغول نباشد دو خط سیم‌کارت داریم تا سریعتر پاسخگو باشیم. در مهمانی‌ها و مجالس همه با گوشی و تبلت خود کار می‌کنند ارتباط‌های کلامی کاسته شده و زندگی امروزی رنگ و بوی جدیدی به خودش گرفته است. هر ساله صفحه نمایش تلفن‌های همراه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود و این یعنی تهدیدی بزرگ بر جامعه بشری... علاوه بر اینکه سر و کله همه ما از صبح تا شب در گوشی‌هایمان فرو رفته است هنگام خواب در اتاق تاریک و رختخواب هم در حال چک کردن پیامک‌ها، شمردن تعداد لایک‌هایی که برای خودمان جمع کرده‌ایم هستیم.


کودکان هم کم کم وارد دنیای مجازی می‌شوند، امروزه خانواده‌ها به تبلت با چشم اسباب‌بازی نگاه می‌کنند، بچه‌ها آنقدر غرق بازی‌های این وسیله می‌شوند که غذا خوردن هم از یادشان می‌رود. کودکان فعالیت کمی در بازی دارند، یکجا می‌نشینند و سرشان را با بازی‌های تبلت و تلفن هوشمند مشغول می‌کنند.

یاد بچگی‌های خودم افتادم تاب بازی، گرگم به هوا، دویدن‌های قایم موشک و پاره شدن‌های کفش‌های فوتبالم را هنوز به یاد دارم... گاهی دیده شده کودک هنوز صحبت کردن بلد نیست اما با نحوه کار تلفن همراه و تبلت به خوبی آشناست. استیوجابز را همه می‌شناسند، او بنیانگذار و طراح تبلت و تلفن‌های هوشمند شرکت محبوب و معروف سیب گاز زده، اپل می‌باشد. 

این شخص با توجه با وضع مالی مناسب خود هیچ‌گاه اجازه استفاده از تبلت‌های شرکتش را به فرزندان خود نمی‌داد و حتی به آنها تبلت هم نخریده بود، آقای جابز در این خصوص گفته بود «ما خطر تکنولوژی برای نسل‌ها را می‌دانیم، نمی‌خواهم این اتفاق برای فرزندان خودم بیفتد».

هیچکسی نمی‌تواند مانع پیشرفت تکنولوژی شود، هیچ فردی نباید از این شبکه‌های اجتماعی به دور بماند، به‌روز بودن خیلی مهم و ضروری است. 

حضور در گروه‌های وایبر، واتس‌اپ و لاین خوب است در صورتیکه زمانبندی کنیم و به اشتراک گذاری مطالب و محتواهای مناسب بپردازیم. همه ما با توجه به شغلی که داریم باید اطلاعات خودمان را در آن حوزه افزایش دهیم و شبکه‌های اجتماعی، سایت و خبرگزاری‌ها بهترین منابع برای این منظور هستند اما فقط کافی است که طرز استفاده از آنها را بدانیم و به صورت ۲۴ در این شبکه‌ها حضور نداشته باشیم چرا که خانواده، زن و شوهر و فرزندان هم سهمی از این زندگی دارند و ما باید به رشد و پیشرفت خود و خانواده‌مان کمک کنیم. 

بیایید به یکدیگر ارزش قائل شویم قدر لحظات در کنار هم بودن را بدانیم و کمتر از این وسیله‌ها که ما را از زندگی عادی دور می‌کند استفاده کنیم، ارتباط کلامی با خانواده را افزایش دهیم، با خانواده آخر هفته به تفریح برویم، با دوستان‌مان قرار بگذاریم بعد از دانشگاه به گردش برویم و رابطه‌های دوستی را صمیمی کنیم در این صورت روحیه ما شادتر شده و احساس تنهایی نخواهیم کرد.

منبع:باشگاه خبرنگاران



طبقه بندی: ویژه جوانان،
برچسب ها: موبایل، شبکه اجتماعی، عضو،
[ دوشنبه 13 بهمن 1393 ] [ 02:06 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
توی جامعه خیلی مشکل هست؟؟؟
مقصرش چه کسی است؟؟
اگر دوست داری جواب قانع کننده برا این پرسشها داشته باشی و خدای ناکرده شبهه ی این که بعضی ناخواسته در مورد عزیز رهبرمون می زنند را بتوانی پاسخ بدی این متن را بخون اگر چه یکم طولانی هست.
حتما در ادامه مطلب بخوانید..


ادامه مطلب

طبقه بندی: انقلاب(امام-رهبری-شهدا)،
[ یکشنبه 12 بهمن 1393 ] [ 07:08 قبل از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 97 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
نظر شما راجع به بشیران دیباج






دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ