تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))

[ چهارشنبه 24 دی 1393 ] [ 10:56 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]



فاتح لانه فتنه قیطریه، دلاور عاشورای 88 و شیر سامرا در نبرد با داعش به شهادت رسید مهدی نوروزی؛ شهیدی که داعش‎های ایرانی و عراقی برای سرش جایزه گذاشتند.
شهید مهدی نوروزی؛ فاتح لانه فتنه قیطریه، دلاور عاشورای 88 و شیر سامرا

به گزارش دفاع پرس، «حضور نیروهای حزب‎الله لبنان در تهران برای برخورد با اغتشاشات خیابانی»، خبری بود که از روزهای آغاز فتنه 88 بارها و بارها در شبکه‎های ماهواره‎ای و مجازی به آن اشاره شد. تبلیغی که البته یک پیوست نهایی داشت و آن هم زمینه‎سازی برای این شعار که «نه غزه، نه لبنان؛ جانم فدای ایران»! این ادعای دروغ بعد از آن بود که تصاویری از شهید مهدی نوروزی؛ فاتح لانه فتنه قیطریه، دلاور عاشورای 88 و شیر سامرا در آن ایام بر روی صفحه شبکه های مجازی رفت.

البته استناد ضدانقلاب و افزادی چون امیرفرشاد ابراهیمی برای اثبات ادعای خود، تصاویری از دو جوان حزب‎اللهی در جریان مقابله با اغتشاشات بود که آنها را از فرماندهان اصلی حزب‎الله لبنان در تهران و برادر شهید استشهادی «منیف اشمر» در تهران و خصوصا در جریان مقابله با اغتشاشات 88 ، برخورد با مرکز فتنه قیطریه و مقابله با حرمت شکنان روز عاشورا معرفی کرده بودند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: دیباج،
[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 02:59 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

تصویر را در ادامه مطلب ببینید .....شما هم در مناطق تبلیغی تمرین کنید حتما موفق می شوید

ضمنا نظرات و تجربیات خود را در این زمینه در بخش نظرات برای دوستان دیگر  ارائه فرمایید.


تشکر
تحت عنوان خنده حلال 

موضوع مغفول و متروک ای سایت 


اینجا را بخوانید

طبقه بندی: خنده حلال،
[ سه شنبه 23 دی 1393 ] [ 01:18 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]


سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
سجده

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی

یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.
تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ……
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند،  انجام داده است.

جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

 

 

سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.
شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.

 

همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند.

 

شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!
سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!
تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!
این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند:
بهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!
و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه:
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.
و کعبه درست مرکز زمین است!

بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید !
ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!
اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است!

تهیه وتنظیم: محسن غفوریان


منبع: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران

http://teeb.mihanblog.com/


[ یکشنبه 21 دی 1393 ] [ 01:20 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

شهادت شهید

در میان دانشمندان شیعه كه در هزار سال گذشته همیشه پاسدار آئین پاك تشیع بوده اند، بسیاری به درجه ی عالیه شهادت رسیده اند. علامه امینی در كتاب "شهداء الفضیله" یكصد و سی تن از آنان را نام برده و با اجمال و تفصیل علل و چگونگی شهادت آنها را شرح داده است كه همه به جرم "تشیع" یا به عنوان ریاست جامعه شیعه، و دفاع از حق و عدالت، شربت شهادت نوشیدند.

معروفترین و بزرگترین آنها، شهید اول و شهید ثانی هستند كه هر دو از علمای طراز اول شیعه و هر دو نیز از مردم جبل عامل بوده اند، و تقریباً به فاصله یكصد و پنجاه سال می زیسته اند، و اینك علت و كیفیت شهادت شهید ثانی:

طبق نوشته علامه نوری در "خاتمه مستدرك" سید علی صائغ شاگرد دانشمند شهید در آخر جلد سوم شرح شرایع به خط خود نوشته است: "شهید هنگام طواف خانه خدا در مسجد الحرام (مكه معظمه) اسیر شد، آنگاه او را به اسلامبول بردند و روز جمعه در ماه رجب سال 966 در حالی كه قرآن تلاوت می نمود به جرم تشیع شهید شد، با این كه وی در آن موقع مهاجر الی الله و غریب بود."(1)

محدث عالیقدر شیخ حر عاملی در "امل الآمل" به تفصیل درباره علت و چگونگی شهادت شهید به نقل از استادش سخن گفته است كه اجمال آن و سایر شواهد دیگر بدین قرار است: شهید به واسطه دانش بسیار و اعتقاد و تشیع، مورد رشك دانشمندان متعصب اهل تسنن قرار گرفته بود. پیوسته آزارش می دادند و او هم غالباً در بیم و هراس به سر می برد، در عین حال سرگرم كار خود بود. تا این كه روزی دو نفر را برای قضاوت نزد او آوردند و شهید یكی از آنها را محكوم كرد. محكوم از شهید نزد قاضی "صیدا" به نام "معروف" كه مردی متعصب بود شاكی شد، قاضی هم از فرصت استفاده نموده و به سلطان سلیمان عثمانی پادشاه روم (عثمانی) كه در آن موقع لبنان و سوریه هم جزو قلمرو او بود، نوشت كه مردی شیعی در دیار ما مردم را به تشیع و گمراهی! می كشاند و از مذاهب چهارگانه اهل تسنن خارج است و در دین خدا بدعت می گذارد! سلطان سلیمان هم مأموری برای دستگیری شهید به "جبل عامل" فرستاد. شهید برای فرار از اسارت به دست دشمن، آهنگ حج كرد و برای چندمین بار به زیارت خانه خدا رفت. مأمور پس از ورود به جبل عامل و اطلاع از مسافرت شهید به مكه او را دنبال كرد تا این كه در میان راه بر وی دست یافت.

شهید به مأمور گفت: با من باش تا حج كنیم سپس مأموریت خود را انجام بده. پس از انجام مراسم حج با مأمور به روم (تركیه) رفت. در میان راه مردی به مأمور برخورد نمود و از وی پرسید این كیست؟ گفت: مردی از علمای شیعه امامیه است كه سلطان او را احضار كرده است. مرد مزبور گفت: نمی ترسی كه سلطان به واسطه قصوری كه در فرمان او نموده ای تو را به قتل رساند. بهتر است او را به قتل رسانی و سر بریده اش را برای سلطان ببری.

مأمور هم آن فقیه پاك سرشت را همانجا در كنار دریا به قتل رسانید و سرش را برای سلطان برد. جمعی از تركمانان كه در آن نواحی بودند در آن شب دیدند انواری از آسمان پایین می آید و بالا می رود، و چون جستجو كردند و بدن بی سر شهید را یافتند بدون این كه او را بشناسند در همانجا دفن كردند و قبله ای بر مرقدش بنا نمودند.

وقتی مأمور سربریده شهید را به سلطان نشان داد، سلطان خشمگین شد و گفت: من گفتم او را زنده بیاور، تو او را كشتی؟ سپس سید عبدالرحیم عباسی كه در سفر شهید به قسطنطنیه در سال 951 با وی ملاقات نموده بود، اصرار ورزید و سلطان مأمور مزبور را به قتل رسانید.

در كتاب "لؤلؤه البحرین" می نویسد: در یكی از كتب معتبر دیدم نوشته بود: شهید را در ربیع الاول سال 965 در مكه مشرفه به امر سلطان سلیم (سلیمان) پادشاه روم (عثمانی) گرفتند و به یكی از خانه های مكه بردند و یك ماه و ده روز زندانی كردند، سپس او را از راه دریا به قسطنطنیه (اسلامبول) پایتخت روم بردند. آنگاه در كنار دریا سرش را از تن جدا ساختند و بدنش را سه روز روی زمین انداختند، و بعد به دریا افكندند!! (2)

به نقل علامه نوری، شیخ بهائی می گوید: پدرم نقل كرد كه: بامداد روزی به خدمت شهید رسیدم دیدم آن عالم جلیل القدر غمگین است و به فكر فرو رفته است. وقتی سبب پرسیدم، گفت: ای برادر! گمان می كنم من شهید دوم باشم! زیرا دیشب در خواب دیدم كه سید مرتضی (دانشمند بزرگ شیعه) مهمانی مفصلی داده و تمامی علمای شیعه را دعوت كرده است. وقتی من وارد شدم، سید برخاست و به من خوش آمد گفت و فرمود: فلانی بنشین پهلوی شیخ شهید! من هم پهلوی شهید اول نشستم از این رو تصور می كنم من شهید دوم باشم!

و نیز علامه نوری در "مستدرك" از كتاب "الدر المنثور" شیخ علی عاملی نوه ی شهید ثانی نقل می كند كه نوشته است: جواب زیر را به خط شیخ حسین بن عبد الصمد عاملی (پدر شیخ بهائی) دیده ام كه سید بدرالدین حسین بن شدقم حسینی مدنی در مكه معظمه راجع به شهادت شهید و اینكه شهید چند سال قبل از مرگش محل شهادت خود را به وی نشان داده بود. سؤال كرده و آن دانشمند بزرگوار هم جواب داده است.

پی نوشتها:


1- مستدرك وسائل، جلد 3 ، ص428.

2- لؤلؤة البحرین، ص34.



[ یکشنبه 21 دی 1393 ] [ 12:29 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]


پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله :

كسى كه در پى تحصیل علم رود ، این عمل كفّاره گناهان گذشته او است .

(میزان الحكمة، ح 17742)

 

دو نهال بارور در باغ دین روئیده شد

یاسهاى آسمانى در زمین روئیده شد

نخل حق در سرزمین مشرکین روئیده شد

لاله در باغ دل اهل یقین روئیده شد

 

فرخنده میلاد فخر کائنات، حضرت ختمی مرتبت، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و

سلاله پاکش و مطهرش، رئیس مکتب، حضرت امام جعفر صادق علیه ‏السلام،

بر پیروان راستین حق تهنیت باد





طبقه بندی: مناسبت ها،
[ جمعه 19 دی 1393 ] [ 04:01 بعد از ظهر ] [ محمدرضا فرمانی ]
سلمان و ابوذر فاسد نمی‌شوند
فکری به حال طلحه و زبیر کنید

همایش‌شان که نمایش بود، کنفرانس‌شان هم که سر از بی‌بی‌سی و فرانس 24 درآورد؛ بنازم آن سردار سپاه را که از همه دنیای طلحه و زبیر، حتی یک جلیقه ضدگلوله هم نخواسته است لیکن نمی‌گذارد پای داعش به مرز وطن برسد. تن رها کن، تا نخواهی پیرهن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! تو داری در محور «سامرا - تکریت» با لعین داعشی می‌جنگی؛ اینجا در تهران، بعضی‌ها دنبال تسویه‌حساب سیاسی با تو هستند. الله‌اکبر از شرق ابوالخصیب که هنوز هم بر لب‌های حاج حسین خرازی گل لبخند زیباست. نوشتم حاج حسین خرازی، یادم آمد سردار شهید، آستین بی‌دستش را هم داخل جیب خودش می‌کرد! این است حکایت سلمان و ابوذر! مقداد و عمار! جان کلام بیسیم بچه‌های کربلای پنج! سلمان، سلمان، سلمان... ابوذر به گوشم! اینک به جای بعثی‌ها، بعضی‌ها می‌خواهند بچه‌ها را قیچی کنند! به گوشی برادر؟ به جای گیر دادن به طلحه و زبیر، بند کرده‌اند به سلمان و ابوذر. خود سلمان و خود ابوذر! مبارزه با فسادشان را نگاه کن! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! بصره... اطراف بصره... جنگ جمل... ناکثین می‌خواهند با فساد سلمان و ابوذر مبارزه کنند! بخندید! جنگ گاوصندوق با قلک و قمقمه! نخیر حضرت مستطاب! سلمان و ابوذر با قدرت، فاسد نمی‌شوند، شما فکری به حال طلحه و زبیر کنید! دیشب آن عکس معروف کربلای پنج را دیدم، دلم گرفت! از غربت سلمان‌ها و ابوذرها دلم گرفت! بیرون مرزها داعش در فکر بریدن سر شیربچه‌های دلاور سپاه است، اینجا هم در داخل عده‌ای به خیال خود تکه‌پرانی می‌کنند. باکی نیست! سهم بچه‌های جنگ همین طعنه‌هاست. سخت‌تر از موشک میتران که نیست! شب بود اما حجم آتش، کار دوصد خورشید را می‌کرد! از سنگری، صدای زیارت عاشورا می‌آمد، از سنگری صدای های‌های گریه. که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟! زمستان 65 حسین خرازی می‌گفت «مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسند، نه درست». کجایی سردار که ببینی امروز مطبوعات ما علیه بچه‌های جنگ درشتی می‌کنند؟! من البته خوشحالم زنجیره‌ای‌ها سپاه را می‌زنند! «جمل آنلاین» باید هم سلمان و ابوذر را بزند، چرا که تا خرخره سر در آخور طلحه و زبیر دارد! رسانه‌هایی که لوگوی خود را یک روز با رنگ کروات جان کری ست می‌کنند و دگر روز با پرچم تروریست‌های تکفیری، باید هم سپاه را بزنند! وطن‌فروش، باید هم سپاه را بزند! اجنبی‌پرست باید هم بسیج را بزند! در والفجر 8 شهیدی را می‌شناسم که وقتی دخترش به دنیا آمد، دقایقی از شهادتش گذشته بود. شگفتا از شرف بعضی‌ها که در مبارزه با فساد، به جای آقازاده زبیر، به آرم «لااله الاالله» سپاه مشکوک شده‌اند! به شهادت علمدار شهید کربلای پنج سپاه، نه فقط با دست خالی، که حتی با آستین بی‌دست هم برای انقلاب، پاسداری کرده است. دیروز و امروز ندارد. سپاه، هم این‌ور اروند امتحان خود را به‌خوبی پس داده، هم آن‌ور اروند. چه می‌نویسم که پاسدار جمهوری اسلامی، در حومه دمشق، سر داد تا حرم عقیله بنی‌هاشم به دست حرمله‌های روزگار نیفتد! در زدن سپاه، هر که با حرمله‌های روزگار همصدایی کند، بلاشک درلشکر عمر سعد است!
عزیز پاسدار! بعد از جنگ، درد خودش را مستتر کرد در نگاه تو. هم هست و هم نیست. شقایق، قایق عاشورا بود که عاشقانه نگاهت را دوست داشت، بی مزد و منت. بدر، اندازه تو درد نکشید. درد، مستقرِ سینه مرد است. حالا دیگر سنگر خوب و قشنگی نداری! این شهر برای تو سنگر نمی‌شود. مثنوی را در وصف تو باید سرود. برای تو، هنوز جنگ تمام نشده. قطعنامه هم نتوانست سرفه‌های تو را قطع کند. گاز خردل سینه‌ات را کرده شرق ابوالخصیب و ریه تو قسمتی از غروب شلمچه است. سازمان ملل، صدام را متجاوز اعلام کرد اما اینجا بعضی‌ها هنوز از نفس تو طلبکارند! که می‌گوید امشب، شبی از شب‌های کربلای پنج نیست؟!
 


[ پنجشنبه 18 دی 1393 ] [ 12:53 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]

دکتر روحانی: اگر همه ی موشک ها را داشته باشیم ولی گوشت و مرغ و گندم وارد کنیم اقتداری نداریم.
اقتدار موشکی و دولت راستگویان


این و بدیم جاش چند تن مرغ و پنیر و ... وارد میکنیم این که خیلی بهتره  مگه نه غلام....

[ چهارشنبه 17 دی 1393 ] [ 02:42 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
بااهداءسلام جلسه مجمع طلاب دیباجی جمعه12دی،ساعت9:30صبح باحضورمدعومحترم حجت الاسلام والمسلمین صدراللهی برگزارمیگردد.موضوعات:دیداردوستان،صندوق،اردوی مشهد مکان:شهرک پردیسان،میدان تیراژه،جنب پارک،مجتمع شهیدهاشمی نژاد،بلوک18،واحد2،منزل آقای محمدحاجی عیدی


طبقه بندی: راجع به جلسات،
[ پنجشنبه 11 دی 1393 ] [ 03:34 بعد از ظهر ] [ محمدرضا فرمانی ]

وقتی بانک به روستاها رفت...وام نمی داد  تا ....



وقتی ناخن گیرم گم شد...


بقیه تصاویر در ادامه مطلب

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 3 دی 1393 ] [ 09:40 قبل از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 97 :: ... 2 3 4 5 6 7 8 ...

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
به نظر شما کدام فرد پیروز انتخابات ریاست جمهوری 96 خواهد بود







دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ