تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))
  
 ببین آمده ام بهر گدایی، ببین آمده ام تا بدهی بال رهایی


ببین آمده ام فطرس شهر تو شوم داخل ایوان طلایی، پرم سوخته تاکی نشوم کرببلایی...

به خوبان مقیم حرمت فلسفی وشیخ بهایی... 

شما را به خدا حال مرا این رقمی کن،مرانیز کبوتر حرمی کن، وَ اشعار مرا محتشمی کن

زمان می گذرد وای محَرم... بیا وکرمی کن 

کرم کن که مگر زنده بمانم،دوباره وسط دایره سینه زنان گریه کنان سینه زنان باز بخوانم... 

«که حق شور تو از روز ازل در سرم انداخت وَبر گردن من شال عزا مادرم انداخت» 

بیا اشک تفقد کنم آقای خراسان!بیا ضامن آهوی بیابان،بیا منتظرم منتظر لحظه باران

بیاچشمه بده چشمه ای از اشک خروشان. همان اشک که در جوهره اش نفحۀ سیب است

همان اشک که باگفته یتان همقدم ابن شبیب است

همان اشک که پلک خودتان زخمی آن اشک عجیب است

همان اشک که در روضه هفتاد ودو خورشید غریب است... 

همان اشک صباحا ً وَمَسا اشک زلالی که مبدل به دموع می شود آری

همان اشک که در« ناحیه» خواندند شماری، همان اشک که از کسرت آن مهدیتان رانبوَد لیل و نهاری

همان اشک که باشد اثر چوب تَر ولعل تََرَک خورده قاری

همان اشک که سر منشأ آن هست همین بیت، همین زمزمه محکم وکاری 

« بیا محرم زینب که شده وقت سواری َوبرَناقه من نیست جهازی وعِماری » 

مرابال بده تا که در اثنای خیالات، ازاین معرکۀ عصر مکافات،روم پای دل عمه سادات... 

روم درملأعام،وَسنگی برسد از لبۀ بام،همان لحظه که نیلوفر زخمی به نفس آمدو می گفت

خدایاسربابام...همان بادیۀ شام،همانجاکه دوباره به زبان آمد وفرمود خودعمه سادات سرانجام 

«برادر بدنت کو لباس وکفنت کو به نی خانه گرفتی سرت هست تنت کو» 

خدایاچه قَدَر بغض نشسته وسط راه صدایم...سحر شد! پراز اشک بوَد باز ورق های دعایم...کجایم؟ 

نکند کرببلایم؟که چنین همسفر روضه ومقتل وَ در این حال و هوایم

ولی نه وسط صحن قدیمی حرم روبروی پنجره فولاد رضایم... خدایا چه قَدَر زود زمان می گذرد

من که نفهمیدم وشب هم سپری شد،شفق رفت وَحالم سحری شد

سرانجام میان دل ما هم خبری شد...ببین با پر زخمی خیالم به کجاها که نرفتم! 

سفرنامه ما هم سفری شد... دگر وقت تمام است وَباید بروم زود به خانه

ببخشید که از عشق نداریم نشانه...دو بیت از دو غزل حسن ختام شب رؤیایی این شاعر مهجور زمانه 

یکی اینکه ببخشید که من ساده نوشتم پر ایراد و بهانه 

«که هرکس به زبانی صفت وصف توگوید و بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه... »  


[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 10:36 بعد از ظهر ] [ محمد اعتصامی فر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
به نظر شما کدام فرد پیروز انتخابات ریاست جمهوری 96 خواهد بود







دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ