تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))

عرش بر دوش غدیر

در روز غدیر ، عقل اول‏
آن مظهر حق ، نبى مرسل

چون عرش تو را کشید بر دوش‏
آنگاه گشود لعل خاموش

فرمود که این خجسته منظر
بر خلق پس از من است رهبر

بر دامن او هر آن که زد دست‏
چون ذره به آفتاب پیوست

**************************

تنها در غدیر !!

دشت غوغا بود ، غوغا بود ، غوغا در غدیر
موج مى ‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ‏
بى‏ گمان بارى رقم مى‏ خورد فردا در غدیر

اى فراموشان باطل سر به پایین افکنید
چون پیغمبر دست حق را برد بالا در غدیر

حیف اما کاروان منزل به منزل مى ‏گذشت‏
کاروان مى ‏رفت و حق مى‏ ماند تنها در غدیر !!

" علیرضا سپاهى لائین "

**************************

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ جمعه 12 آبان 1391 ] [ 07:36 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

ولادت امام هادی (ع) ؛ تداوم خط امامت

وجود تابناک امام هادی (ع) ، روشنی بخش جهان پر از ظلم و ستم و جهل و بی ایمانی و مایه افتخار و مباهات دوستداران اهل بیت (ع) بود. وی رسالت امامان پیش از خود را به خوبی به انجام رسانید.

امام هادی (ع) صبح روز پانزدهم ذیحجه سال 212 هجری به دنیا آمد. نخستین فرزند پیشوای نهم شیعیان در اطراف مدینه ، شهر نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام و در محلی به نام " صریا " دیده به جهان گشود.(1)

نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام، علی است و مشهورترین القاب ایشان
" نقی " و " هادی " می باشد و کنیه اش ابوالحسن است.

پدر بزرگوار امام هادی، حضرت امام محمد تقی جواد الائمه (ع) و مادر بزرگوارش سمانه کنیزی با فضیلت و با تقوا بود. (2)

با شهادت امام جواد (ع) در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند.

حضرت هادی 42 سال عمرکرد، اما دوران امامت 34 ساله ایشان نسبت به برخی دیگر از ائمه (علیهم السلام) طولانی‌تر است . امام جواد (ع) در زمان حیات خود بارها به امامت فرزندش تصریح فرموده بود.

 همسر و فرزندان امام (ع)

حضرت هادی علیه السلام حدود هجده سالگی یعنی تقریباً در سال 230 هـ. ق با زنی به نام حدیث یا سوسن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام است. فرزندان دیگر امام عبارتند از : حسین، محمد ،جعفر کذاب و دختری به نام علیّه یا عایشه.


شرایط اجتماعی ، سیاسی دوره امام (ع)

1- از بین رفتن عظمت خلافت عباسی : خلافت در دوره اموی و عباسی همواره زمامداران ، با شکوه و باهیبت داشت ، اما در این دوره بر اثر نفوذ ترکان و بردگان در دستگاه خلافت ، عظمت آنان از بین رفت و خلیفه عباسی عملاً تبدیل به یک مقام تشریفاتی شده بود.

2- هوسرانی درباریان : خلفای عباسی عمده وقت خود را به خوشگذرانی و میگساری می گذراندند و دربار غرق در گناه و فساد بود.

3- ظلم و ستم به مردم : غارت بیت المال و مصرف آن در عیاشی ها و هوسرانی ها به همراه ظلم و ستم ، مردم را ناراضی و شاکی می کرد.

4- افزایش نهضت های علوی : دولت عباسی همواره تلاش می کرد که با ایجاد نفرت نسبت به علویان در جامعه ، آن ها را سرکوب کندو چون قدرت خود را متزلزل می دید از وقوع این نهضت ها می ترسید.

 انتقال امام هادی (ع) از مدینه به سامراء

عبدالله بن محمد هاشمی ، فرماندار وقت مدینه ، طی نامه های متوکل ، خلیفه عباسی را از اقدامات سیاسی امام نگران کرد و پایگاه اجتماعی امام را برای متوکل تشریح کرد.(3)

متوکل عباسی برای این که فعالیت های امام را زیر نظر و تحت مراقبت شدید قرار دهد ، وی را از مدینه به سامرا منتقل کرد.

امام ، از نیت متوکل آگاه بود ولی چاره ای جز رفتن به سامرا نداشت ، در واقع نپذیرفتن دعوت متوکل باعث تحریک بیشتر وی می‌شد و بهانه به دست او می داد تا مشکلات بیشتری را برای حضرت فراهم آورد.


امام هادی (ع) در زندان متوکل

متوکل عباسی ، کینه شدیدی از امام به دل داشت و همیشه در صدد آزار و اذیت آن حضرت بود. با آن که با امام در سامرا مانند یک زندانی برخورد می کرد ولی پس از احضار امام (ع) از مدینه به سامرا ، دستور داد که مدتی حضرت را زندانی کنند.

متوکل در آخرین روزهای عمرش به پیشکار خود ، سعید بن حاجب دستور دادتا امام را به قتل برساند. (4)

 مکتب های کلامی در زمان امام هادی (ع)

مکاتب متعدد به ویژه معتزله و اشاعره رواج یافته بود و نظریات کلامی فراوان در زمان امامت امام علی النقی (ع) جامعه اسلامی پدید آمده بود. مباحثی مانند جبر ، تفویض ، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا،جسمیت خدا . بنابراین امام (ع) می بایست هدایت و رهبری فکری شیعیان را شدت می بخشید و آرا و نظریات مطرح شده را با استدلال های قاطع و محکم ، باطل می نمود.

اکثر مناظرات امام ، پیرامون موضوعات کلامی بود و در نهایت ، برتری مبانی اعتقادی شیعه ثابت می شد. به عنوان مثال می توان به نامه امام در پاسخ سؤال مردم اهواز درباره موضوع جبر و تفویض اشاره کردکه به موجب آن ، نظریه درست را که نه جبر است و نه تفویض ، به اثبات رسید. (5)

هم چنین گروه باطل و منحرف غلات در دوران امامت امام هادی (ع) فعال ، با افکار پوچ و بی اساس بودند و خود را شیعه معرفی می کردند. آنان در باره امام غلو می کردند و گاهی خود را منصوب از طرف امام قلمداد می کردند . بدین وسیله موجبات بدنامی شیعیان را فراهم می آوردند. امام هادی (ع) از این گروه تبری جسته و با آن مبارزه می کرد.

 فضایل امام

امام هادی علیه السلام با توجه به شرایط مختلف مکانی و زمانی، با استفاده از نفوذ معنوی و تأثیر فوق‌العاده خویش صحنه هایی را برای اتمام حجت و تبیین حق و هدایت افراد به تماشا می‌گذاشت.

تدبیر و نگرش توحیدی و نحوه برخورد صحیح امام در زمان حکومت عباسیان موجب گردید تا دقیق‌ترین معارف توحیدی و اعتقادی را به مسلمانان بشناساند.

پاسخ امام هادی علیه السلام به پرسش‌های گوناگون مردم ، احتجاجات آن حضرت در زمینه‌های
مختلف و زیارت معروف به جامعه کبیره که معرفی و تبیین مقام رفیع امامان معصوم (علیهم السلام) است نیز از سخنان ارزشمندی است که از ایشان به یادگار مانده است.

از حضرت هادی (ع) همچون سایر امامان شیعه نمونه‌های فراوانی از معجزات و کرامات ، مکارم اخلاق، استجابت دعاها ،کلمات و سخنان آموزنده و حیات‌بخش در موضوعات مختلف در تاریخ اسلام به ثبت
رسیده است .

 شاگردان مکتب امام (ع)

فضای جامعه در عصر امام هادی (ع)پر از خفقان و وحشت بوده و قابل مقایسه با دوران امامت امام باقر و صادق (ع) نبود. اما حضرت درهمان شرایط نامساعد ، علاوه بر فعالیت های فرهنگی از طریق مناظره ، مکاتبه ، پاسخگویی به سؤالات و شبهات و توضیح بینش صحیح در مقابل مکاتب منحرف ، راویان و محدثان شیعه را تربیت کرد و علوم اسلامی را به آنان آموزش می داد.

شیخ طوسی ، دانشمند جهان اسلام ، تعداد شاگردان آن حضرت را در زمینه های گوناگون علوم اسلامی 185 نفر می داند. (6)

در میان شاگردان امام ، چهره های درخشان علمی مانند فضل بن شاذان ، حسین بن سعید اهوازی و عبدالعظیم حسنی به چشم می خورد که برخی از آنان دارای تألیفات ارزشمند و آثار و خدمات علمی هستند که در کتب رجال عنوان شده است.


امام هادی و شیعیان ایشان در ایران

در قرن نخست اغلب شیعیان از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق (علیهما السلام)به بعد ، لقب" قمی" در آخر اسامی تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینان اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند. در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط خوبی میان شیعیان این شهر و ائمه (ع) وجود داشت. شهر کاشان نیز تحت تأثیر تعلمیات شیعی قرار داشته و مردم این شهر از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند.

مردم قم ، هم چنین برای زیارت مرقد مطهر امام علی بن موسی الرضا (ع) به مشهد مسافرت می کردند که امام هادی نیز آنها را در قبال این عمل "مغفور لهم" وصف کرده اند. (7)

 احادیث امام هادی (ع)

فروتنى‌ آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ چنان‌ كنى‌ كه‌ دوست‌ دارى‌ با تو چنان‌ باشند.

 هر كس‌ از خدا بترسد ، مردم‌ از او بترسند ، و هر كه‌ خدا را اطاعت‌ كند ، از او اطاعت‌ كنند ، و هر كه‌ مطیع‌ آفریدگار باشد ، باكى‌ از خشم‌ آفریدگان‌ ندارد ،وهر كه‌ خالق‌ را به‌ خشم‌ آورد ، باید یقین‌ كند كه‌ به‌ خشم‌ مخلوق‌ دچار مى‌شود.

شخص‌ شكرگزار ، به‌ سبب‌ شكر ، سعادتمندتر است‌ تا به‌ سبب‌ نعمتى‌ كه‌ باعث‌ شكر شده‌ است‌ ، زیرا نعمت‌ كالاى‌ دنیاست‌ و شكرگزارى‌ ، نعمت‌ دنیا و آخرت‌ است‌ .

خداوند دنیا را سراى‌ امتحان‌ و آزمایش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سراى‌ رسیدگى‌ قرار داده‌ است‌ ، و بلاى‌ دنیا را وسیله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را عوض‌ بلاى‌ دنیا قرار داده‌ است‌.

نارضایتى‌ پدر و مادر ، كم‌ توانى‌ را به‌ دنبال‌ دارد و آدمى‌ را به‌ ذلت‌ مى‌كشاند.

مردم‌ در دنیا با اموالشان‌ و در آخرت‌ با اعمالشان‌ هستند.

شخصیت معنوی و موقعیت اجتماعی امام و مبارزه و عدم همکاری وی با خلفای زمان ، برای آنان غیر قابل تحمل بودو در نهایت تنها راه را خاموش نمودن نور خدا می دانستند. بدین ترتیب امام نیز همانند پدران خویش با شهادت به سوی معبود شتافت. وی در شهر سامرا توسط" معتز" ، حاکم عباسی مسموم و به شهادت رسید و در خانه خویش به خاک سپرده شد.

 

منابع :

1- علامه طبرسی ، اعلام الوری ، ص 355

شیخ مفید ، الارشاد ، ص 327 -2

3-علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج 50 ، ص200

4- علی بن عیسی الاربلی ، کشف الغمه ، ج 3 ، ص 184

5- حسن بن علی بن شعبه ، تحف العقول ، ص 475-458

6- رجال ، شیخ طوسی ، ص 422-409

7- عیون اخبار الرضا ، ج2 ، ص 260

منبع سایت سازمان تبلیغات اسلامی استان تهران




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ سه شنبه 9 آبان 1391 ] [ 08:56 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

عید سعید قربان

عید طاعت و عید خلوص و گاه قدم گذاردن در مسیر قرب الهی،

    بر تمامی پیروان آیین ابراهیمی فرخنده باد.

 از عید خون تا عید خدا

عید خون همان «عید اضحى»، به معنى قربانى كردن است. در سرزمین مِنا با قربانى گوسفند، «مَنْ» به «ما» تبدیل مى‏شود؛ زیرا فلسفه عمل حج‏گزار و قربانى كننده این است كه او با تمسك به حقیقت «ورع» گلوى دیوِ طمع را مى‏برد و آنچه از قربانى به خداى سبحان مى‏رسد، گوشت و خون نیست، بلكه روح كردار و جان عمل (تقوا) است و حاجى وارث ابراهیم خلیل الرحمن علیه‏السلام است كه اسماعیل نفسش را به قربانگاه مى‏برد و آن را ذبح مى‏كند و به لقاءالله مى‏رسد. این سخن رهبر فقیدمان است كه فرموده است:

«عید سعید قربان، عیدى است كه انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اندازد. قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى‏دهد.»

قربانى در مِنا مقدمه رسیدن به غدیر است؛ چرا كه اگر هواى نفس در مِنا قربانى نشود، در غدیرخم تسلیم حق شدن مشكل است و حضرت ابراهیم علیه‏السلام با ذبح اسماعیل مسلمانان را بیمه كرد كه به جاى فرزندانشان، گوسفند قربانى كنند و حضرت محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله بشریت را بیمه كرد كه به جاى پیروى از ناحق از حق؛ كه همان على است،(2) تبعیت كنند. و این چنین از پیوند قربان با غدیر، دین كامل شد.

عید سعید قربان، عیدى است كه انسانهاى آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمى مى‏اندازد. قربانگاهى كه درس فداكارى و جهاد در راه خداى بزرگ را به فرزندانِ آدم و اصفیاء و اولیاء مى‏دهد.

و در فضیلت این ایام همین بس كه امام هشتم حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام فرموده است:

«إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ زُفَّتْ أَرْبَعَةُ أَیَّامٍ إِلَى اللهِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى خِدْرِهَا قیلَ ما هذِهِ الاْیّامُ قالَ: یَوْمُ الاَْضْحَى وَ یَوْمُ الْفِطْرِ وَ یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ یَوْمُ الْغَدِیرِ وَ إِنَّ یَوْمَ الْغَدِیرِ بَیْنَ‏الاَْضْحى وَ الْفِطْرِ وَ الْجُمُعَةِ كَالْقَمَرِ بَیْنَ الْكَوَاكِبِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِى نَجَافِیهِ اِبْرَاهِیمُ الْخَلِیلُ مِنَ النَّارِ فَصَامَهُ شُكْرا للهِ وَ هُوَ الْیَومُ الَّذِى اَكْمَلَ اللهُ بِهِ الدِّینَ فِى اِقَامَةِ النَّبِىِّ صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله عَلِیّا اَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ عَلَما وَ اَبَانَ فَضِیلَتَهُ وَ وَصَاءَتَهُ فَصَامَ ذَلِكَ الْیَوْمَ وَ اِنَّهُ لَیَوْمُ الْكَمَالِ وَ یَوْمُ مَرغَمَةِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ تَقَبُّلِ اَعْمَالِ الشِّیعَةِ وَ مُحِبِّى آلِ مُحَمَّدٍ.

در هنگام قیامت، چهار روز را آرایش كرده نزد خداى سبحان مى‏آورند؛ چنان كه عروس را به حجله مى‏برند. از حضرت پرسیده شد: این ایام كدام‏اند؟ فرمود: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدیر است. و روز «غدیر» بین روزِ فطر و روز جمعه مثل ماه است در میان ستارگان. آن روزى است كه حضرت ابراهیم خلیل علیه‏السلام از آتش نجات پیدا كرد و روزه گرفت و از خدا تشكر كرد. روز غدیر روزى است كه خداوند به وسیله آن دین را كامل كرد و پیامبر اكرم صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله على علیه‏السلام را به عنوان امیرالمؤمنین معرفى كرد و فضائل وى را برشمرد و جانشین بودن وى را [از طرف خداى سبحان به همگان] اعلام كرد و به میمنت این روز، روزه گرفت؛ چرا كه روز كمال است و روز ناامیدى شیطان و روز قبولى اعمال شیعیان و دوستداران آل محمد صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله است.»

منبع: سایت منتدیات یاحسین




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ پنجشنبه 4 آبان 1391 ] [ 08:48 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

لوای حضرت باقر

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر

كه گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر

ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا

كسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

ز بهر رفع حاجات و نیاز خویش گردیده

سلاطین جهان یكسر گداى حضرت باقر

زبان از وصف او لكن، قلم از مدح او عاجز

كه جز حق كس نمى ‏داند بهاى حضرت باقر

نزاید مادر گیتى ز بهر خدمت مردم

به جود و بخشش و لطف و سخاى حضرت باقر

به ذرات جهان یكسر بود او هادى و رهبر

كه جان عالمى گردد فداى حضرت باقر

برو كسب فضیلت كن چو مردان خدا اى دل

ز بحر دانش بى منتهاى حضرت باقر

اگر گردد شفیع ما بنزد خالق یكتا

بهر هر دردى شفا بخشد دعاى حضرت باقر

شاعر: ژولیده نیشابوری

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری

منبع: سایت تبیان

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 08:24 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

 «اول ذی الحجه،سالروز ازدواج حضرت علی وحضرت زهرا علیهم السلام»


فاطمه زهرا علیهاالسلام دختر پیغمبر اكرم و از دوشیزگان ممتاز عصر خویش بود. پدر و مادرش از اصیل ترین و شریف ترین خانواده های قریش بودند. از حیث جمال ظاهری و كمالات معنوی و اخلاقی از پدر و مادر شریفش ارث می برد. و به عالیترین كمالات انسانی آراسته بود.

شخصیت و عظمت پیامبر اكرم روز به روز در انظار مردم بالا می رفت و قدرت و شوكت او زیادتر می شد به همین علت دختر عزیزش زهرا (علیها السلام) همواره مورد توجه بزرگان قریش و رجال با شخصیت و ثروتمند قرار داشت هر از چندگاه از او خواستگاری می كردند اما پیامبر با خواستگاران طوری رفتار می كرد كه می پنداشتند مورد غضب پیامبر قرار گرفته اند.

رسول خدا فاطمه را برای علی (علیه السلام) نگاه داشته بود و مایل بود از جانب او پیشنهاد شود. پیامبر از جانب خدا مأمور بود كه نور را با نور به ازدواج در آورد.

خواستگاری علی علیه السلام

پس علی به خواستگاری آمد وقصد آمدن را بیان کرد

فرمود: صبر كن تا از فاطمه اجازه بگیرم.

پیغمبر نزد فاطمه (سلام الله علیه) رفت، فرمود: دخترم! علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به خوبی می شناسی برای خواستگاری آمده است. آیا اجازه می دهی ترا به عقدش در آورم؟ فاطمه از خجالت سكوت كرد و چیزی نگفت. پیغمبر چون آثار خشنودى را در چهره او دید گفت: الله اكبر و سكوت او را علامت رضایت دانست .

توافق:

رسول اكرم (صلی الله علیه وآله) پس ازكسب اجازه به نزد علی آمد و با لبی خندان گفت: یا علی! آیا برای عروسی چیزی داری؟ پاسخ داد: یا رسول الله پدر و مادرم قربانت، شما از وضع من كاملاً اطلاع دارید. تمام ثروت من عبارت است از یك شمشیر، یك زره و یك شتر.

فرمود: تو مرد جنگ و جهادی و بدون شمشیر نمی توانی در راه خدا جهاد كنی، شمشیر از لوازم و احتیاجات ضروری تو است. شتر نیز از ضروریات زندگی تو محسوب می شود، باید به وسیله آن آبكشی كنی و امور اقتصادی خود و خانواده ات را تأمین كنی و برای اهل و عیالت كسب روزی نمایی و در مسافرت بارت را بر آن حمل كنی، تنها چیزی كه می توانی از آن صرف نظر كنی همان زره است. منهم به تو سخت نمی گیرم و به همان زره اكتفا می نمایم. یا علی آیا اكنون بشارتی به تو بدهم و رازی را برایت آشكار بسازم؟!

عرض كرد: آری یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت، شما همیشه نیك خوی و خوش زبان بوده اید.

فرمود: پیش از آنكه به نزد من بیایی جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد! خدا ترا از بین مخلوقاتش برگزیده و به رسالت انتخاب كرد. علی (علیه السلام) را برگزید و برادر و وزیر تو قرار داد. باید دخترت فاطمه را به ازدواج او درآوری. مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است. خدا فرزندان پاك و نجیب و طیب و طاهر و نیكو به آنان عطا خواهد نمود یا علی هنوز جبرئیل بالا نرفته بود كه تو درب منزل را زدی .

خطبه عقد:

پیغمبر صلی الله علیه وآله فرمود: یا علی تو زودتر به مسجد برو و من نیز از عقب تو می آیم، تا در حضور مردم مراسم عقد را برگزار كنیم و خطبه بخوانیم.

علی (علیه السلام) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حركت نمود. ابوبكر و عمر را در بین راه ملاقات كرد، آنها از جریان كار جویا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزویج كرد، هم اكنون پیامبر در راه است تا در حضور جمعیت، مراسم عقد و خطبه خوانی را انجام دهد.

پیغمبر (صلی الله علیه وآله) در حالی كه صورتش از سرور و شادمانی می درخشید به مسجد تشریف برد، ‌و به بلال فرمود: مهاجر و انصار را در مسجد جمع كن. هنگامی كه مردم جمع شدند، بر فراز منبر رفت و پس از حمد و ثنای فرمود: ای مردم آگاه باشید كه جبرئیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام آورد كه مراسم عقد ازدواج علی و فاطمه علیها السلام در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده كه در زمین نیز آن مراسم را انجام دهم، و شما را بر آن گواه بگیرم. سپس نشست و به علی (علیه السلام) فرمود: برخیز و خطبه عقد را بخوان.

علی علیه السلام برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و شهادت می دهم كه بغیر از او خدایی نیست. شهادتی كه مورد پسند و رضایت او واقع شود. درود بر محمد صلی الله علیه وآله، درودی كه مقام و درجه اش را بالا برد. ای مردم! خدا ازدواج را برای ما پسندیده و بدان دستور داده است. ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر كرده و بدان امر نموده است. ای مردم! رسول خدا فاطمه را به عقد من در آورد و زره ام را از بابت مهر قبول كرد. از آن حضرت بپرسید و گواه باشید.

مسلمانان به پیغمبر (صلی اله علیه وآله) عرض كردند: یا رسول الله! فاطمه را با علی كابین بسته ای؟

رسول خدا پاسخ داد: آری. پس تمام حضار دست به دعا برداشته گفتند: خدا این ازدواج را بر شما مبارك گرداند و در میانتان دوستی و محبت افكند.

مذاكره عروسی:

علی علیه السلام می فرماید: حدود یك ماه طول كشید و من خجالت می كشیدم با پیغمبر درباره فاطمه صحبت كنم، ولی گاهی كه خلوت می شد می فرمود: یا علی چه همسر نیكو و زیبائی نصیبت شد؟ بهترین زنان عالم را تزویج تو كردم.

روزی برادرم عقیل پیش من آمد و گفت: برادر جان! من از ازدواج تو بسیارمسرور هستم. چرا از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) خواهش نمی كنی كه فاطمه را به خانه ات بفرستد تا بوسیله عروسی شما، چشم ما روشن گردد؟ پاسخ دادم: خیلی میل دارم عروسی كنم اما از رسول خدا خجالت می كشم. عقیل گفت: تو را به خدا سوگند! هم اكنون با من بیا تا خدمت پیغمبر (صلی الله علیه وآله) برویم.

علی با برادرش عقیل آهنگ منزل رسول خدا نمودند. در بین راه به «ام ایمن» برخورد كرده جریان را برایش گفتند. ام ایمن گفت: اجازه بدهید من با رسول خدا در این باره مذاكره كنم.

ام سلمه و سایر زنان از قضیه خبردار شدند و خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف گشتند. عرض كردند: یا رسول الله! پدر و مادرمان به فدایت، برای موضوعی خدمت شما رسیده ایم كه اگر خدیجه زنده بود چشمش بدان روشن می شد. وقتی پیغمبر (صلی الله علیه واله) نام خدیجه را شنید اشكش جاری شد و فرمود: خدیجه؟! كجا مانند خدیجه پیدا می شود؟ هنگامی كه مردم مرا تكذیب نمودند مرا تصدیق كرد و برای ترویج دین خدا، اموالش را در اختیار من قرار داد. خدیجه زنی بود كه خدا بر من وحی فرستاد كه بدو بشارت دهم خانه ای از زمرد در بهشت بدو عطا خواهد كرد.

ام سلمه عرض كرد: پدرم و مادرم فدایت شود، شما هرچه درباره خدیجه می فرمایید صحیح است. خدا ما را با او محشور گرداند. یا رسول الله! برادر و پسر عموی شما میل دارد همسرش را به منزل ببرد.

فرمود: پس چرا خودش در این باره صحبتی نمی كند؟ عرض كرد: از كمروئی اوست.

پیغمبر (صلی الله علیه وآله) به ام ایمن فرمود: علی را نزد من حاضر كن.

وقتی علی (علیه السلام) خدمت پیغمبر مشرف شد فرمود: یا علی! آیا میل داری همسرت را به منزل ببری.

عرض كرد: آری یا رسول الله.

فرمود: خدا مبارك كند، همین امشب یا فردا شب وسائل عروسی را فراهم می كنم.

سپس به همسرانش فرمود: اطاقی را برای فاطمه فرش كنید تا مراسم عروسی را برگزار كنیم . مراسم ازدواج برترین بندگان خداوند در روز اول یا ششم ذی الحجه سال دوم یا سوم هجری انجام گرفت.

منبع: سایت شبكه جهانی سلام

 

 

 

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ سه شنبه 25 مهر 1391 ] [ 09:11 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

مرثیه شهادت امام جواد (ع)

دل افســــرده ام با غــم قــــرین اســــت     كه در فكر جواد العارفیـــــن اســــــت

چــرا غمگیــــن در این عالــم نبـاشــم         پریشان قلب ختم المرسلیـــــن اســــت

شــد از زهر جفــــا و كینــه مسمـــــوم     جهان از ماتمش با غم قــــرین اســـت

بــه هنگــام شبــاب ، از كـیـــد دشمــن       خزان ، گلزار سلطان مبیـــــن اســـــت

میـــان حــــجـــــره در بســـتــه بــــراو         زاهش ، لرزه بر عرش بریــن اســــت

غبار غـــم نشســتــــه بــــر رخ مـــــاه      گه قتل شـــه دنیــــــا و دیـــن اســــــت

لبــش عطشان و جانـش بر لبــــش بود       چنان جدش كه دریا افریــــــن اســـــت

هنــــوزم در تمــــام كــــون ، قطــــــره               بپا شور عـزا در شهر دیــــن اســـــت

منبع: سایت تبیان زنجان

 

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ دوشنبه 24 مهر 1391 ] [ 08:10 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

دحو الارض به روایت یک عارف

اعمال روز 25 ذی القعده در «المراقبات» آقا میرزا جواد ملکی تبریزی

 حاج میرزا اقا جواد ملکی تبریزی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عمده مطالب پیش روی بر گرفته از ترجمه کتاب «المراقبات» عارف بزرگ، آقا میرزا جواد ملکی تبریزی است؛ این نوشتار با استفاده از ترجمه آقای ابراهیم محدث بندرریگى آماده شده است. با توجه به اینکه روز دحوالارض، بسیار مورد توجّه اهل بیت علیهم السلام بوده است و احادیثی درباره فضیلت‌ها و اعمال این روز، وارد شده است، به این مهم میپردازیم.

مفهوم‌شناسی دَحْوُ الأرْض (1)

دحوالارض را به گسترش زمین از زیر کعبه تفسیر کرده‌اند. (2)

امام رضا علیه السلام دراین‌باره می‌فرماید: «روز بیست و پنجم ذیقعده روز ولادت ابراهیم خلیل ‌(علیه السلام) و عیسی مسیح‌ (علیه السلام) است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شده است». (3)

همچنین نقل شده است که در چنین روزی حضرت آدم ‌(علیه السلام) به زمین هبوط کرده است. (4)

دَحْوُ الأرْض در کلام خدا

به گفته مفسّران، آیه شریفه «وَ الْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها» (6) اشاره به دحوالارض دارد و گفتهاند: «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب‌ها به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.» (7) و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه بوده است.

در این‌باره در آیه دیگری به بیانی دیگر می‌خوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ» (8)

در تفسیر این آیه نیز آمده است: «خداوند زمین را به‌گونه‌ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودال‌ها و سراشیبی‌های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه‌ها و تبدیل سنگ‌ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالی‌که چین‌خوردگی‌های نخستین آن، به‌گونه‌ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی‌دادند». (9)

برخی از اعمال و آداب روز بیست و پنجم ذی‌القعده: (10)

1. روزه گرفتن که این روز، یکی از چهار روزی است که در تمام سال، به فضیلت روزه ممتاز است.

2. ذکر فراوان خدا

3. خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت: در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره الشّمس بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلی العظیم» و سپس این دعا را بخواند: یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَالْجَلالِ وَ الْاِکْرام. (11)

4. خواندن دعایی که با این عبارت شروع می‌شود: اللّهمّ یا داحِی الْکعبهَ وَ فالِقَ الْحَبَّة... (12)

اعمال روز دحو الأرض در کتاب «المراقبات» (13)

1. آگاهی از نعمتهای الهی این روز

كار مهم در این ماه آگاهى از نعمتهایى است كه خداوند در روز «دحوالارض ؛ گسترش زمین» به بشر ارزانى داشته است. زیرا آگاهى از نعمت و كم و كیف آن اولین مرتبه شكر است. همانگونه كه در روایات بر این مطلب تصریح و در علم اخلاق ثابت شده است.

در روایات زیادى آمده است كه در بیست و پنجم ذى القعده كعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسى (علیهما السلام) متولد شدند و رحمت پخش شده است.

از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است كه فرمودند: «اولین رحمتى كه از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذى القعده بود. كسى كه این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهى كه در این روز براى ذكر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراكنده نمى گردند مگر این كه خواسته آنان داده مى شود. در این روز یك میلیون رحمت نازل مى شود كه نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران این روز و عبادت كنندگان این شب خواهد بود.»

2. دو ركعت نماز در این روز

که در بالا گذشت

3. نیز مستحب است دعایى را كه اول آن «یا داحى الكعبة» است بخواند.

اکنون بیان مفصل و عالی آقا میرزا جواد ملکی رحمه الله را درباره دحو الأرض و گسترش رحمت الهی و نعمتهای بزرگ این روز میخوانیم:

المراقبات

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین (14)

نعمت نصب كعبه و گسترش زمین شكلى دارد و ماهیتى. شكل ظاهرى آن همانگونه كه در «اقبال» به آن اشاره شده این است كه خداى متعال در این روز زمین را براى سكونت و زندگى انسانها آفرید و از رحمتى كه در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بهوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس، نوع و صفت، كه كسى قادر به شمارش آن نیست، در این روز فرود آمده و پخش شده است.

بنابر این لازم است بندهاى كه مراقب مولایش بوده و در پى شكر نعمتهاى اوست، درباره نعمتهایى كه از آن آگاهى داشته و با آفرینش زمین و آنچه در آن است از آن بهرهمند گردیده، بیاندیشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نماید كه با فراوانى و لطافت آن قطعا نمىتواند تمام آن نعمتها را درك كند كه براى توضیح بیشتر مىتوان به علم تشریح پزشكى مراجعه نمود. در كتاب جدیدى از یكى از نویسندگان اروپایى عكسهایى دیدم كه پوشش عضوى را با عضو دیگر و رگها و مویرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى دیگر بدن را نشان مىداد بهگونه اى كه انسان و حتى پزشك به شگفت مىآید كه چگونه تمام اینها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در سلامتى آن عضو و بهطور غیرمستقیم در سلامتى مزاج انسان مؤثرند. و بالاخره نعمتهایى كه با حس درك مىشوند بالغ بر چند میلیون هستند. و از اینجا مىتوانیم بفهمیم نعمتهاى غیر محسوس بیش از نعمتهاى محسوس است.

این گونهاى از نعمتهاى بدنى است كه انواع دیگرى نیز دارد كه شاید تعداد آن بیشتر و عجیبتر از این باشد. از جمله نعمتها نیروهایى نامرئى است كه در این اجزاء با تكثیر، تحریك، شكل دادن، تغذیه، رشد، هضم، دفع و... فعالیت مىكنند. و هر كدام علامت و آثار خاص خود را دارند. یكى دیگر از نعمتها وجود ملكوتى این نیروها، قوایى كه از آنها تبعیت نموده، كاركرد و تأثیر آن بر كار نیروهاى نامرئى كه به شرایط زمانى، مكانى، وضعیت جسمى و روحى و سایر شرایط خارجى بستگى دارد، مى باشد؛ كه هیچكس قادر به شمارش عناوین اینگونه نعمتها نمىباشد، مگر خدا یا كسى كه از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تك تك آن. و اگر انسان شكل ارتباط عوالم با یكدیگر را بفهمد، بهروشنى مىیابد كه تمام این عوالم در سلامتى كامل هر كدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مىفهمد كه خداوند متعال براى اعطاى یك نعمت بهظاهر جزئى به او این همه مقدمات را ایجاد نموده است.

آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبیل خوردنى، نوشیدنى، لباس، چیزهایى كه در آن دخل و تصرف مىكند و حواس ظاهرى و باطنى كه در عوالم مختلف هستند اندیشه نماید، فرموده خداوند: «قادر به شمارش ‍ كامل نعمتهاى خدا نیستید» و «لشكریان پروردگارت را بهجز خود او كسى نمى داند» را بهتر درك مى كند.

یكى از عالَمهایى كه انسان با نیروى خیال در آن دخل و تصرفات جزیى دارد عالم مثال است كه بشر توانایى فهم و و گستردگى آن را ندارد؛ چه رسد به دخل و تصرفاتى كه با عقل محیط خود در تمام این عالمها، مىنماید.

اى مسكین ! تو كجا و فهم تفصیلى یكى از امور یكى از عالمهایى كه عقل تو در آن دخل و تصرف مىكند كجا؟ به این نعمتها بنگر و خود قضاوت كن كه چگونه باید شكر این نعمتها را به جا آورى.

تازه اینها ظاهر نعمتهایى است كه آفریننده زمین با گسترش زمین به تو عنایت نموده است و اگر درباره عطایاى مالك دنیا و آخرت كه با آفریدن زمین به تو عنایت نموده، اندیشه كرده و آن را كاملا درك كنى، شگفتیت افزون خواهد شد.

در این مورد بهاختصار مىتوان گفت: آنچه اهل حق و مكاشفه دریافته و روایات اهل بیت وحى (علیهم السلام) به آن اشاره دارد این است كه خداى متعال آدم را آفریده و او را در عالم مثال قرار داد - عالمى كه در بعضى از روایات از آن به بهشت و در بعضى دیگر به شهر «جابلقا» تعبیر شده است. و این همان بهشت آدم است كه از آن به زمین فرود آمده، تا با عبور از این دنیا از نعمتهاى مثالى، كه در عالم برزخ براى او آماده شده بهرهبردارى كند؛ كه این عالم در برابر بهشت آدم بوده و «جابلسا» نامیده مىشود؛ و نیز به این جهت فرود آمد كه در عالم آخرت و در بهشتهاى جاوید از نعمتهایى كه براى او مهیا شده، استفاده نماید. و اگر آدم به این دنیا نمىآمد، هیچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمىرسید؛ و تمام نعمتهایى كه خداوند به پیامبران، جانشینان آنان، اولیاء و مؤمنین وعده داده است، از فواید سفر به این عالم بوده و این عالم ایستگاهى از ایستگاههاى سفر آخرت مىباشد. حتى از یك جهت منشأ و سرچشمه نعمتهاى آن است. به همین جهت نیز در روایات «مزرعه آخرت» نامیده شده است. و شاید این آیه قرآن نیز به همین مطلب اشاره داشته باشد: «این همان چیزى است كه قبلا روزى ما بوده و اكنون مانند آن روزى ما شده است.»

بنابراین تمام نعمتهاى جاوید و فنا ناپذیر كه قابل مقایسه با نعمتهاى این دنیاى پست نمى باشد - و خالق آن از هنگام آفرینش دنیا هیچگاه به آن نظر نكرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نیست - منشأ و سرچشمه آن همین عالم دنیا است. بنابراین عارف مراقب در روز «دحوالارض ؛ گسترش زمین» بر خود لازم مى بیند كه در مقابل تمام این نعمتها شكرگزارى نماید.

و در این هنگام به خوبى مىیابد كه نمىتواند حق مقدار كمى از اجزاى گوشه كوچكى از آن را ادا نماید؛ گرچه تمام عابدین شاكر را به كمك طلبیده و تا ابد مشغول شكرگزارى گردند. نه به این جهت كه شكر این نعمتها نیز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نیز شكرى واجب است، بلكه به خاطر بزرگى، فراوانى، ظرافت و دیده نشدن آن نعمتهاست. و آنگاه كه بنده به این شناخت رسیده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت، نشانه كسانى را كه بهخوبى ناتوانى و كوتاهى خود را در شكرگزارى خداى متعال فهمیدهاند پیدا كرده و خجالت مىكشد كوشش خود را -هر مقدار كه باشد- شكرگزارى بداند. و مىفهمد كه خداوند با قبول این شكرگزارى كم و ناچیز این نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى این انجام دادن این شكرگزارى، سپاس مىگوید. و معنى شكور (بسیار شكرگزار) را كه از نامهاى خداوند است، تا اندازهاى مى فهمد. گرچه شناخت كنهِ اسماء خداوند متعال محال است.

از بزرگترین نعمتهاى این روز این است كه كعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است كه مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان مىپذیرد. و این نهایت لطف، مهربانى و كرم است. آنگاه كه انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تأمل نماید به لطف بزرگ خدا پى مىبرد. و بالاتر از این، مىیابد كه او تا چه اندازه دوست دارد كه دست عنایت خود را روى سر مؤمنین نگهدارد. نیز نهایت عنایت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزدیكى و پناه خود را درك كرده و قدر نعمت وجود این پیامبر بزرگوار را كه بهواسطه آن ما را به این عالمهاى گرانقدر هدایت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده، و این دلهاى مرده را با نور ایمان حیات بخشیده و گمراهى آن را با نور یقین تبدیل به هدایت نموده، خواهد دانست.

بهطور اختصار درباره نعمت نصب كعبه مىتوان گفت: خداوند متعال انسان را از خاك آفریده و او را به دیدار و پناه خود دعوت نمود. نزدیكى و پناه او نیز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنویت است. و به جهت این كه انسان در اوایل كار، به جهت فرو رفتن در تاریكیهاى عالم طبیعت و اسارت در كره خاكى و میان آب و گل، به این عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ایجاد مكانى آباد كرده و آن را خانه خود نامید. و آن را زیارتگاه زائرانش و طالبین حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخیده، زیارتش كرده، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان مأنوس ‍ شده و با این امور آماده عالمهاى قدس و نزدیك شدن به خدا گردند. براى این زیارت نیز عبادتهایى مقرر فرموده كه تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاكى به عالم ملكوت، جبروت و لاهوت است. به عبارت دیگر این عبادتها عبادت كننده را آماده زیارت كعبه حقیقى مىنماید كه درباره آن در روایت آمده است: «زمین و آسمانم گنجایش من را ندارد بلكه قلب بنده مؤمنم گنجایش مرا دارد». به عبارت دیگر این عبادات باعث شناخت نفس مى شود كه شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه كه در مناجات شعبانیه به آن اشاره شده است: «چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا دیدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره كرده و آنگاه به معدن بزرگى رسیده و روحهاى ما به پاكى گرانقدرت آویزان گردد.»

انسان به خاطر حجابهاى تاریكى و نورى نمى تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاریكى همان عالم طبیعت است كه آن را دیده و حس مىكنیم البته بعضى از عالمهاى مثال نیز به حجابهاى تاریكى ملحق مىشوند. حجابهاى نورى نیز از آنجا شروع مىشود كه انسان با واگذاشتن ماده و شكل از عالم طبیعت ترقى، نفس خود را مجرد از این دو دیده، نفس و حقیقت او بدون پوسته ماده و شكل براى او آشكار شده و نفس خود را امر بزرگى ببیند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف كشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه به اندازهاى كه این حجابها كنار رفته و در عوالم نورى اندیشه نماید، علم به مبدأ، معاد و حقایق مقامات دینى كه در این آیه آمده است: «و كسى كه به خداوند، فرشتگان، كتابها و پیامبران او و روز قیامت ایمان آورد...» براى او منكشف مى شود. تا جایى كه دیدگان دلها حجابهاى نورى را پاره كرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در این هنگام به مقام قرب رسیده، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرین و پناه داده شدههاى او محسوب مىگردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل این عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فیض زیارتش محروم نمانده و براى این خانه نیز عباداتى را مقرر داشته كه باعث آماده نمودن دیدار كننده و شایسته گرداندن او براى دیدار خانه حقیقى اش مى گردد.

                                                                الحمد لله ربّ العالمین

منبع: سایت تبیان

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ پنجشنبه 20 مهر 1391 ] [ 01:11 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

پاسخ آیت‌الله بهجت درباره دیدار امام زمان

مرحوم آیت‌الله بهجت در جواب اینکه چرا به صاحب الزمان(عج) دسترسی نداریم، فرمود: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

 به گزارش مشرق به نقل از فارس، معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

 پژوهشکده مهدویت در کتاب «مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به برخی از شبهات این گونه پاسخ می‌دهد:

راه‌های تشخیص صدق و کذب دیدار افراد با امام زمان(عج)

*رؤیت حضرت به چند طریق امکان دارد و تشخیص صدق و کذب آن چگونه است؟

 رؤیت حضرت در عصر غیبت کبرا به سه صورت ممکن است:

 الف) در عالم خواب؛

 ب) در حال مکاشفه؛

 ج) در حال بیداری.

 که در حال بیداری از نظر کیفیت و نحوه دیدار سه گونه دارد:

 1 ـ دیدار با حضرت با عنوان غیرحقیقی؛ به گونه‌ای که دیدار‌کننده هنگام ملاقات و بعد از آن، هیچ گونه توجهی به شخص حضرت ندارد و ایشان در این دیدار، فردی عادی و ناشناس تلقی می‌شود، این رؤیت ممکن است برای بسیاری از افراد به طور تصادفی و ناشناس رخ دهد و حضرت با افراد برخورد داشته باشد، ولی هرگز او را نمی‌شناسند.

 2ـ دیدار حضرت همراه با شناخت؛ یعنی شخص دیدار کننده حضرت را به هنگام دیدار بشناسد، این نوع رؤیت، بسیار اندک و انگشت شمار است؛ زیرا چنین رؤیتی با فلسفه غیبت منافات دارد و در عصر غیبت، اصل بر این است که حضرت از چشمان مردم پنهان باشد، مگر در مواردی که مصلحت مهم‌تری اقتضا کند و حضرت بنا به مصالحی خود را بشناساند که این نوع دیدار فو‌ق‌العاده اندک است؛

 3ـ رؤیت حضرت در حال غفلت از حضور امام، یعنی شخص حضرت مهدی(عج) را ملاقات می‌کند، ولی در آن حال به حضور حضرت توجهی ندارد و وی را فردی عادی می‌پندارد، اما پس از ملاقات با توجه به دلایل و شواهد موجود، یقین پیدا می‌کند که وی امام عصر(عج) بوده است.

 بیشتر تشرفاتی که در کتاب‌ها نقل شده است، از این نوع است و نشناختن نیز یا به دلیل غفلت شخص دیدار کننده در آن حال است و یا به دلیل اینکه حضرت در او تصرفات تکوینی و ولایی کرده و اجازه شناخت را به وی نمی‌دهد؛ ولی بعد از جدایی، از قراین دیگر قطع پیدا می‌کند که وی امام بوده است.

 اما تشخیص صدق و کذب چنین رؤیت‌هایی، به دلیل یقینی و صدق گوینده نیاز دارد، چنین ادعاهایی از افراد ناموثق و بی‌تقوا پذیرفتنی نیست و اصل بر تکذیب مدعی چنین دیدارهایی است، مگر اینکه به صحت گفتار وی یقین داشته باشیم.

 دلیل ناشناس بودن امام زمان(عج) در عصر غیبت

 *چرا افراد هنگام ملاقات امام را نمی‌شناسند؟

 زیرا غیبت که به معنای ناشناس بودن حضرت است، اقتضا می‌کند که دیگران حضرت را نشناسند، پس نشناختن حضرت در چنین ملاقات‌هایی طبق قانون غیبت بوده و دلیل نمی‌خواهد؛ زیرا ایشان در حال غیبت‌اند و نباید غیبت و ناشناس بودن، به ظهور و شناسایی تبدیل شود.

 در عین حال با اینکه در زمان غیبت به دلایلی که موجب غیبت شده، امام مهدی(عج) باید از دیده‌ها مخفی باشند، ممکن است کسانی که مشکل بزرگی دارند یا به مقامات معنوی عالی دست یافته‌اند، به محضر آن حضرت شرف‌یاب شوند.

 البته این شرف‌یابی می‌تواند متفاوت باشد، برخی حضرت را می‌بینند ولی نمی‌شناسند؛ گروهی می‌بینند و می‌شناسند و حضرت هم با آنان سخن می‌گوید؛ برخی او را می‌بینند و می‌شناسند و اجازه می‌یابند که با ایشان سخن بگویند، این تفاوت‌ها به دلیل اختلاف درجات معنوی افراد است.

 در هر حال دلیل اینکه افراد کمی هنگام ملاقات، آن حضرت را می‌شناسند، آن است که شایستگی دیدن همراه با شناخت، در افراد کمی وجود دارد.

 چرا نباید برای دیدن بقیة‌الله(عج) اصرار کرد

 *آیا دیدن امام زمان(عج) دارای شرایط خاصی است و نصیب هر کسی می‌شود؟ و آیا ندیدن آن حضرت مصلحتی دارد؟

 دیدن امام زمان(عج) در عصر غیبت کبری امکان داشته و اگر کسی توفیق یابد، سعادت بزرگی نصیبش شده است، اما همه سعادت این نیست که انسان شبانه‌روز تلاش کند و خواهان دیدن امام باشد، البته دیدن حضرت سبب نمی‌شود که انسان گناه نکند؛ زیرا برخی انسان‌های معاصر دیگر امامان(ع) با وجد دیدن امام معصوم باز هم گناه می‌کردند و حتی گاهی با آنها مخالفت می‌کردند.

 دیدن حضرت تأیید بر کردار درست انسان نیست؛ اگر چه نصیب هر کس نمی‌شود، ندیدن حضرت هم دلیل بر خرابی اعمال نیست، بسیاری از بزرگان، علما و مجتهدان، امام زمان(عج) را ندیدند، ولی چه بسا افرادی که مسلمان هم نبودند، ولی چون به مقام اضطرار رسیدند، حضرت از آنها دست‌گیری کرده و از این جهت امام را دیده باشند.

 مهم این است که اگر ما او را نبینیم، او ما را می‌بیند و همین اعتقاد برای ترک گناه کافی است.

 احمد ‌بن حسن بن ابی‌صالح خجندی، مدتی در جست‌وجوی امام زمان(عج) شهرها را می‌گشت و بسیار جدی بود و اصرار داشت که به حضور آن حضرت مشرف شود، عاقبت نامه‌ای از طریق حسین‌بن روح به این مضمون برای حضرت مهدی(عج) نوشت: «دل من، شیفته جمال تو گشته و همواره در فحص و طلب تو می‌کوشم، تمنا دارم جوابی مرحمت فرمایید که قلب من ساکن شود و دستوری در این باره فرمایید».

 جواب آمد: «هر کس در خصوص من جست‌وجو و تجسس کند، مرا می‌طلبد و هر کس مرا بیابد، به دیگران بنماید و هر کس مرا به دیگران بنماید، مرا به کشتن دهد و هر کس مرا به کشتن دهد، مشرک شود».

 بنابراین احتمال دارد که به صلاح ما نباشد آن حضرت را ملاقات کنیم، چه بسا دیدار حضرت مایه عجب، تکبر و خودپسندی ما شود که خود مایه هلاکت انسان است.

 نظر آیت‌الله بهجت درباره علت نقاب دیدار ما با امام زمان(عج)

 *آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

 قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

 آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

 بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(ع) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

 از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(ع) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

 بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 07:53 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

با سلام و ارادت

اولین جلسه طلاب و فضلای دیباج و حومه  در سال تحصیلی 1391 در منزل سرور ارجمند حضرت حجت الاسلام  و المسلمین جناب حاج شیخ عباسعلی الیاسیان برگزار می گردد.

زمان: جمعه 14/7/91 ساعت 9 صبح

مكان: نیروگاه خیابان جواد الائمه كوچه 19 پلاك 19

 

دبیرخانه مجمع طلاب و فضلای دیباج و حومه 




طبقه بندی: راجع به جلسات،
[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 07:21 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]

السلام علیك یا علی بن موسی الرضا

 تو را با نام آهو می شناسند

رضای حضرت هو می شناسند

تمام رعیت ملک عظیمت

به نام شاه خوشرو می شناسند

کجا اینگونه سلطان را همیشه

به خم های دو ابرو می شناسند

همه از بس که یار بی کسانی

شهی بازور و بازو می شناسند

تمام دلبران اینجا شما را

به زیبایی گیسو می شناسند

تمام راه را تا روز محشر

زمهتاب تو مه رو می شناسند

به عشق مادرت ام الائمه

تو را فرزند بانو می شناسند

حریمت را به عشق قبر زهرا

به نام خانه ی او می شناسند

مسیر پنجره فولاد صحنت

گدایانت زهر سو می شناسند

تمام آستان و صحن ها را

همه پهلو به پهلو می شناسند

همه ما را میان صحن هایت

گدای آب و جارو می شناسند

بیا اینجا غریبان یاردارند

که ماها را در این تو می شناسند

همه اینجا تو را از بس رئوفی

ضمانت خواه آهو می شناسند

سروده کمال مومنی

 




طبقه بندی: هیئت حضرت محمد بن جعفر (دیباج)،
[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 07:33 قبل از ظهر ] [ علیرضا نصیری نیا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
به نظر شما کدام فرد پیروز انتخابات ریاست جمهوری 96 خواهد بود







دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ