تبلیغات
حدیث موضوعی بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج

بَشــــــِـــیرٰان دِیـبـٰاج
((( فرصتی ناب برای دوست داران فرهنگ دیباج )))

یادداشت حجت الاسلام پناهیان پس از جنایات اخیر عربستان/" دعوت زائران «عمره» به بازخوانی روضۀ «ترویه»"

  • PDF: دریافت [A5 | A4]
هفتۀ اخیر در کنار حرم اباعبدالله الحسین(ع) می‌شنیدم اینجا بحث از ممنوعیت و یا ترک عمره است...شاهد صندوق‌هایی بودم که برای کمک به بسیج مردمی عراق در گوشه و کنار حرم گذاشته بودند و فکر می‌کردم اینجا یک زائر به چه کسانی کمک می‌کند و آنجا یک زائر به کدام جریان کمک می‌کند/شاید زیباتر از اینکه دولت اقدام کند و جلوی عمره را بگیرد، این باشد که خود مردم انصراف خود از عمره را اعلام نمایند.

حجت الاسلام پناهیان پس از جنایات اخیر سعودی‌ها یادداشتی در پایگاه اطلاع رسانی «بیان معنوی» منتشر کرد. متن این یادداشت را در ادامه می‌خوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعوت زائران «عمره» به بازخوانی «روضۀ ترویه»

هفتۀ اخیر در کنار حرم اباعبدالله الحسین(ع) می‌شنیدم اینجا بحث از ممنوعیت و یا ترک عمره است. آنجا زائران ایرانی کم‌شمار بودند و مؤمنان عراقی بسیار بیشتر از قبل به حرم‌ها پناه می‌آوردند. این روزها زیارت حرم امام حسین(ع) رنگ و بوی دیگری دارد و سرشار از حماسه است. شما می‌توانید در حالی‌که شاهد رفت و آمد رزمندگان جوان و شهیدان پاکی هستید که در راه اباعبدالله الحسین(ع) قدم گذاشته‌اند، برای حضرت علی اکبر(س) اشک بریزید؛ و در میان اذکار و زیارت‌نامه‌ها شنوندۀ شعارهای حماسی فراوانی باشید که علیه ظلم زمان به‌ویژه ظالمانی همچون آل‌سعود سرداده می‌شود.

در حرم مطهر حضرت ابوالفضل(ع) وقتی به این مطلب می‌اندیشیدم که «آیا اگر با عمره که یک عمل مستحب است، کمک به نظام ظالم سعودی در این شرایط بشود، اشکال شرعی ندارد؟»، شاهد صندوق‌هایی بودم که برای کمک به «الحشد الشعبی»(بسیج مردمی عراق) در گوشه و کنار حرم گذاشته بودند و فکر می‌کردم اینجا یک زائر به چه کسانی کمک می‌کند و آنجا یک زائر به کدام جریان کمک می‌کند. برای کسانی که سرمایۀ خود و ارز ممکلت را که هیچ، عزت جامعۀ اسلامی را فدای بی‌توجهی به اولویت‌ها می‌کنند حسرت می‌خوردم.

شاید زیباتر از اینکه دولت اقدام کند و جلوی عمره را بگیرد، این باشد که خود مردم انصراف خود را از رفتن به عمره اعلام نمایند. نه فقط به‌خاطر رفتار شنیع مأموران سعودی، که جنایتهای نظام سعودی در منطقه را نیز در نیّت شریف خود در نظر بگیرند و کمی به کودکان یمن و یتیمان فراوان عراق و شام هم بیندیشند. مردم هیچ‌گاه مانند مسئولان مجبور به برخی مصلحت‌اندیشی‌ها نیستند و می‌توانند حقیقت قهر انقلابی خود را فراتر از هر مصلحتی به نمایش بگذارند. حتی اگر آن دو مأمور متجاوز سعودی مجازات شوند و رسماً عذرخواهی شود، صرف جنایات سعودی‌ها در یمن و دیگر کشورهای اسلامی برای این تصمیم انقلابی کفایت می‌کند.

درست است که آرزوی پاک زیارت حرم پیامبر(ص) در دل هر مؤمنی موج می‌زند، اما در این شرایط که برای ما بهانۀ ملی ایجاد شده است تا با قهر انقلابی خود، به مردم ستمدیدۀ یمن کمک کنیم و با برخورد قاطع، بر رسوایی نظام فکری و فرهنگی سعودی‌ها بیفزاییم، آیا هنوز باید به زیارت حرمین شریفین مدینه و مکه مبادرت بورزیم؟ آن‌هم در جایی که اساساً ثواب زیارت حرم مطهر اباعبدالله الحسین(ع) در روایات متعدد و معتبر از کلمات معصومین(ع) بیشتر از دهها حج و عمره اعلام شده است.

هر کس به دلیل جنایات نظام سعودی در منطقه به‌ویژه یمن و خیانت شنیع مأموران آل سعود عمره خود را تبدیل به زیارت حرم امام حسین(ع) کند، بی‌شک ثوابی مضاعف دریافت خواهد کرد و اقدام او از جانب شخص نازنین پیامبر اکرم(ص) بی‌جواب نخواهد ماند. به یاد روضۀ یوم الترویه میافتادم که امام حسین(ع) حج را نیمه‌تمام رها کرد و راه کربلا را پیش گرفت. وقتی عبدالله بن زبیر از امام(ع) پرسید: آیا حج را ترک می‌کنی؟! امام فرمودند: دفن شدن کنار فرات را بر دفن شدن کنار خانۀ کعبه ترجیح می‌دهم.(لَأَنْ أُدْفَنَ بِشَاطِئِ الْفُرَاتِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُدْفَنَ بِفِنَاءِ الْکَعْبَة؛ کامل الزیارات/73)

همیشه روضۀ یوم الترویه برایم یادآور این ابیات زیباست که از کودکی آن را می‌شنیدم:

به یوم الترویه محمل ببستند/خواتین اندر آن محمل نشستند

حرم را از حرم کردند بیرون/ همه سرگشته اندر دشت و هامون

کسانى را که بر عالم پناهند/ برون کردند از بیت خداوند

علیرضا پناهیان

23 /1 / 94




طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، مناسبت ها،
[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 06:54 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
رقص عربی آری ؛ دین عربی خیر
وقتی که صحبت از دین است و نماز است و دعا و عبادت ، آن رگ آریائیشان گل می کند که مگر ما آریایی نیستیم ؟ پس چرا باید به زبان اعراب با خدا سخن بگوئیم ؟ چرا باید به زبان عربی نماز بخوانیم ؟ چرا باید قبله مان با قبله اعراب یکی باشد،مگر ما ایرانی نیستیم ؟ مگر دین اجدادمان کوروش و داریوش چه اشکالی داشت که دین اعراب را به ما تحمیل کرده اند؟اصلا خدای ما الله نیست ، اهورا مزداست
و دهها چرا و مگر و اگر دیگر که در یک آن برایت ردیف می کنند ! اما...
اما نکته جالب اینجاست که وقتی پای رقص و بزم و آوازه خوانی به میان می آید همه شان می شوند کشته مرده نانسی و هیفا و زبان عربیی که در این مورد خاص برایشان چه زیبا می شود و چه فصیح و چه بلیغ !همه مات و مبهوت حروف و کلمات این زبان می شوند که چه زیبا و ملیح از دهان این رقاصه ها و آوازه خوانان ادا می شود ! همه شان به دنبال فراگیری رقص عربی هستند تا در مجالس عروسی از یکدیگر کم نیاورند
اینان همان هایی هستند که تبریک کریسمس و ولنتاین و مناسبت های غربی را روشنفکری می دانندو تبریک عید غدیر و مبعث و نیمه شعبان را بیگانه پرستی...
اینان همان هایی هستند که فحاشی شاهین نجفی و شارلی ابدو را آزادی بیان می دانند و هنر هنرمندانی چون حامد زمانی را چاپلوسی و نان خوری حکومت !
لخت شدن گلشیفته فراهانی را مظهر ازادگی و انتقاد و آزادی خواهی می نامند و چادری شدن الهام چرخنده را جوگیری و ریاکاری و چاپلوسی !
سجده بر مقبره کوروش را یکتاپرستی می نامند و بوسه بر ضریح مبارک حضرت عباس (ع) را بت پرستی !
زدن نارنجک و... به در و دیوار مردم در چهارشنبه سوری را جشن ایرانی ، باستانی می نامند و مراسم هیئات عزاداری را سلب آسایش از مردم !
نشر جملاتی جعلی و بی منبع منتسب به کوروش را افتخار می دانند و در مقابل نهج البلاغه علی (ع) سکوت می کنند !
امثال صادق هدایت و نیچه را الگو می نامند و حضرت علی(ع) را که فخر بشریت هست خیر !
رستم و آرش و افسانه های باستان را می پرستند و شهید همت را فقط در حد نام یک اتوبان می شماسند !
راهپیمایی آنور آبی ها را آزادی بیان می نامند و راهپیمایی 22بهمن را اجتماع ساندیس خورها !
در سرمای زمستان با ساپورت در خیابان احساس سرما نمی کنند اما اگر در تابستان روسری بر سر داشته باشند از گرما هلاک می شوند
همانهایی که از فقر و بیچارگی کودکان ایرانی می نالند ولی کوچکترین احساسی به نابودی کودکان فلسطینی ندارند ..
و این ها همان جماعت بهانه گیر هستند.



طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان،
[ سه شنبه 4 فروردین 1394 ] [ 01:54 قبل از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
نمیدانم تا حالا این جمله رو شنیدید یا نه.
که بعضی ها میگن چرا ما بریم حج و پول خودمونو بریزیم تو جیب عرب ها؟؟


مگه تو مملکت خودمون فقیر نداریم؟؟؟به اینها کمک کنیم.
من که خودم خیلی این سوال رو شنیدم و در حد توان، وقت و شرایط پاسخ دادم و امروز میخواهم اینجا مطرح کنم و پاسخ من دیدگاه یک دانشجوی علوم حدیث یا طلبه نیست این پاسخ یک دانشجوی مهندسی شیمی می باشد که بسته به وضعیت جامع و دید خود از اطراف هست.
حج یکی از واجبات الهی و فروعات دین می باشد و نمی شود این واجب زا با هر عمل دیگر عوض کرد همانگونه که در آیه 97 سوره مبارکه آل عمران به آن اشاره شده است.
برخی افراد مغرض و گاه دوستان نا آگاه با هدف ترک امر مهم حج و تضعیف اسلام با بهانه های مختلف از جمله رفع گرفتاری مستمندان سعی در کمرنگ کردن این واجب دینی را دارند.
اما پیرامون بحث کمک به فقیران و مستمندان که وظیفه هر مسلمان است که در آیات و روایات فراوان به آن پرداخته شده است اما به نظر بنده مقایسه حج با کمک به فقیران مغلطه ای پیش نیست.
نکته قابل تحمل از سوی مطرح کنندگان اینجاست که چرا فقط بحث حج پیش می آید همه یک دفعه حس انسان دوستی شان شکوفا می شود و باد کمک به فقرا می افتند.
اما موقع خرید ماشین،عروسی ها و سفرهای اروپایی چند صد میلیونی و کلی خرج و تجملات دیگر کسی یاد فقران نیست.

جالب اینجاست که تعداد حجاج ایرانی الان حدود 61 هزار نفر می باشد(1)
و آن طرف در کشور سالیانه 5 میلیون نفربه سفرهای توریستی تفریحی در کشورهای مختلف آسیایی و اروپایی می روند که متاسفانه خیلی از این کشورها مرکز فحشا هستند(البته استثنا هم وجود داردو این استثنا متاسفانه شامل اندکی قلیل می شود) و اگر هر مسافر هزار دلار هزینه کند سالیانه 5 میلیارد دلار از کشور برای تفریح خارج می شود(2)
و بر اساس آمار خانواده های ایرانی در تابستان 1391 پیش از 600 میلیارد تومان را خرج سفرهای خارجی خویش کرده اند(3) و در یک آمار دیگر که کشور ترکیه بطور رسمی اعلام کرده است. یک میلیون و 500 هزار ایرانی درسال 2011 به ترکیه سفر کرده اند که گردشگران ایران بعد آلمان، روسیه و انگلیس بیشترین گردشگران ورودی به ترکیه محسوب می شوند.
بعضی افراد که دیگه نمی توانند حرف اصلی خود را انکار کنند و با حس ملی گرایانه(به گفته خودشان اما من میگم نژاد پرستی) بیان دارند که چرا ما پول خودمان را بریزیم جیب عربها؟؟؟
اینجا باید گفت مگه اماراتی ها عرب نیستند؟؟؟
چرا کسی در مورد سفر دبی حرف نمیزند یا شاید جیب کشورهای ترک زبان با جیب ملت ایران یکی است.البته بعضی ها هستند که می گویند ما سفر خارجی نمی رویم اما به نظر من این دلیلی بر عدم حج رفتن و کمک به فقیران نیست و اکثر این افراد در سال حداقل چندبار به سفرهای داخلی می روند.
آیا تا بحال کسی به اینها گفته شما از سفرهای تفریحی خود برای کمک به فقیران و مستمندان کم کنید؟؟؟
اگر دقت کرده باشید همین افراد اکثرا که چنین صحبت هایی رو می کنند خود اهل سفرهای و خرج های آنچنانی هستند و هیچ کمکی به فقیران نمی کنند و قوانین خمس و زکات اسلامی را انجام نمی دهند چون می گویند پول خودمان است چرا به کسی بدهیم؟؟؟
اما در آن طرف اکثر کسایی که حج رفته اند از لحاظ کمک مالی دست و دل باز تر نسبت به بقیه هستند و بیشتر به فقیران کمک می کنند و زکات، خمس خودشان را پرداخت میکنند.
حال سوال اصلی این است که چرا هیچ فرد یا گروهی خواستار تعطیلی این سفرها و صرف هزینه های کلان آن که گاها با هزینه های حج قابل مقایسه نیست نمی شود.
در آخر این نکته رو عرض کنم که من موافق ریخت و پاش های قبل و بعد سفر حج نیستم.
مخصوصا سوغات های زیاد و تا آنجایی که در توانم باشد افراد را به عدم خرج های اضافی توصیه میکنم اما مخالف مخالفتهای مغرضانه بعضی ها با خود سفر حج به هر اسمی که میخواهند هستم.
خلاصه کلام آنکه به تنهایی و در پستو های خانه نیز میتوان نماز را اقامه کرد.
و به تنهایی در سرزمین خود هزاران فقیر را سیر کرد اما ابر قدرت ها بزرگ دنیا را جز با وحدت، برادری، اتحاد و مقاومتی که در حج به نمایش جهانی گذاشته می شود نمی توان شکست داد و این همان فلسفه حج است.
نه کمک نه فقیر، نه قربانی، نه نماز،نه روزه و نه هیچ کدام نمی توانند جایگزین یکدیگر شوند. 




طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، پاسخ به شبهات،
برچسب ها: حج، فقرا، سفرهای اروپایی حوزه خلیج فارس،
دنبالک ها: http://www.ammarname.ir/node/61232، [1]. http://khabarkhoon.com/s/4316052، [2]. http://www.asriran.com/fa/news/223656/%DB%B5، [3]. http://isna.ir/fa/news/92052111695،
[ دوشنبه 27 بهمن 1393 ] [ 08:22 بعد از ظهر ] [ محمود اعتصامی فر ]
 

شدّت فتنه ها و كثرت ابتلائات و فزونى مشاكل و انحرافات در دوره غیبت حضرت مهدى(علیه السلام)، اقتضا مىكند كه ایمان آوردگان و پیروان ولایت همواره بر حذر بوده، و نسبت به عقیده و عمل خویش مراقبت بیشترى داشته باشند. در این باب، نكاتى چند از كلام معصومین سلام اللّهعلیهم، دقت و تعمّق بیشترى مىطلبد:

الف) تمسك به ریسمان ولایت:

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«یأتى على النّاس زمان یغیب عنهم امامهم»، زمانى بر مردم فرا رسد كه پیشواى شان غایب گردد.

زراره پرسید: در آن زمان مردم چه كنند؟ فرمود:

«یتمسّكون بالأمر الذى هم علیه حتّى یتبیّن لهم»، به همان امر ولایتى كه دارند چنگ زنند، تا بر ایشان تبیین شود.

و در كلامى دیگر فرمود: «طوبى لشیعتنا المتمسكین بحبلنا فى غیبة قائمنا».

خوشا به حال شیعیان ما ! آنان كه در زمان غیبت قائم ما به ریسمان ولایت ما تمسك مىجویند.

راستى در آن زمان كه امام و پیشواى مردم، در دسترس آنان نباشد و دامهاى شیطان براى جدا كردن آنان از ولایت اهلبیت (علیهم السلام) كه همان صراط مستقیم خداست، در همه جا پراكنده شده باشد، چه وسیلهاى مطمئنتر از «حبل ولایت» مىتوان یافت كه بتواند از «افتادن به چاه ضلالت» و «گرفتار شدن به دام انحراف» جلوگیرى كند؟!

ب) تمسك به تقوى:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «إن لصاحب هذا الامر غیبةً فلیتّق اللّه عبدٌ و لیتمسّك بدینه».

«به یقین صاحب این امر را غیبتى هست، پس هر بندهاى باید به تقواى الهى روى آورد و به دینش چنگ زند

همین تقواست كه روشن بینى و رزق بىحساب و گشایش الهى را نصیب انسان مىسازد، و همین تقواست كه در لحظههاى خوف و خطر دل را آرامش مىدهد، و همین تقواست كه در دوران فتنه خیز غیبت، مایه رستگارى انسانهاست.

ج) طلب معرفت:

زراره گوید: به امام صادق(علیه السلام) عرض كردم اگر زمان غیبت فرزندت مهدى (علیه السلام) را درك كردم چه كنم؟

فرمود: این دعا را بخوان; «اللّهم عرّفنى نفسك، فانّك إن لم تعرّفنى نفسك لم اعرف رسولك، اللّهم عرّفنى رسولك فانّك إن لم تعرّفنى رسولك لم اعرف حجّتك اللّهم عرّفنى حجّتك فانّك إن لم تعرّفنى حجّتك ضللت عن دینى».

«خدایا خودت را به من بشناسان كه اگر تو خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نتوانم شناخت. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر تو پیامبرت را به من نشناسانى، حجّتت را نتوانم شناخت. خدایا حجت خود را به من بشناسان كه اگر تو حجّتت را به من نشناسانى از دینم گمراه خواهم شد

1 ـ معرفتها را از خدا باید طلبید.

2 ـ شناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) تابع شناخت خدا، و شناخت حجّت متفرّع برشناخت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) است.

3 ـ اگرچه بدون شناخت خدا و پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، شناخت حجّت ممكن نیست، امّا گمراهى از دین در اثر عدم شناخت حجّت لازم مىآید.

به عبارت دیگر، عدم گمراهى از دین، بدون شناخت حجّت، تضمین نمىشود.

وبدیهى است كه هردعایى، تنها پشتوانه حركت به حساب مىآید، اصل دعاء ابراز نیاز درونى و طلب تأیید الهى، در حركت بیرونى است.

نیاز به معرفت كه احساس شد و حركت براى كسب معارف كه توسط بنده آغاز گردید. اگر دل با خدا باشد و گام در راه او قرار گیرد وصول به معرفت تضمین شده است.

«قل ما یعبؤ بكم ربّى لولا دعاؤكم».

«بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگار من به شما عنایتى نكند

هـ ) تقیّه به عنوان سلاح مقاومت:

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «لا دین لمن لاورع له، و لا ایمان لمن لاتقیّة له إن اكرمكم عند اللّه أعملكم بالتّقیّة فقیل له: یابن رسول اللّه إلى متى؟ قال: إلى یوم الوقت المعلوم، و هو یوم خروج قائمنا اهل البیت

«كسى كه از گناه نپرهیزد، دین ندارد و كسى كه تقیّه نداشته باشد، ایمان ندارد همانا گرامىترین شما نزد خدا، كسى است كه به تقیّه بیشتر و بهتر عمل كند

گفته شد: اى فرزند رسول خدا تا كى؟

فرمود: «تا روز «وقت معلوم» كه همان روز ظهور و زمان قیام قائم ما اهلبیت است.

«تقیّه» هرگز به معناى «دم فروبستن» و «بىتفاوت ماندن» و بنا به «مصلحت اصطلاحى» رفتار كردن و «نان به نرخ روز خوردن» نیست.

«تقیّه» هرگز به معناى «دست كشیدن از آرمانها» و همراه شدن با هركس و ناكس نیست. تقیّهاى كه از وظایف شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدى(علیه السلام) شمرده شده و ارزشى هم سنگ با «تقوى» دارد وعدم رعایتش مساوى «با بىایمانى» شمرده شده، نوعى سلاح مقاومت است.

امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیات (95 تا 97) سوره كهف كه در باره بناى سدّ، توسط ذوالقرنین است و طى آنان از سدّى بلند كه دشمنان نتوانند بر فرازش روند و از شكافتنش ناتوان باشند حكایت شده است مىفرماید:

«اذا عَمِلتَ بالتقیّة لم یقدروا لك على حیلة و هو الحصن الحصین وصار بینك و بین اعداء اللّه سداً لایستطیعون له نقباً».

هنگامى كه به تقیّه عمل كنى چارهاى علیه تو نمىیابند ونمىتوانند با تو نیرنگ بازند، و آن به مانند دژى استوار و محكم است و بین تو و دشمنان خدا سدّى نفوذ ناپذیر ایجاد مىكند

پس تقیه، چارهاى براى در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتى براى قدرت یافتن خویش است تا نیروها بیهوده هدر نروند و در موقع مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.

هـ) انتظار آگاهانه:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اقرب، ما یكون العباد من اللّه جلّ ذكره و أرضى ما یكون عنهم اذا افتقدوا حجّة اللّه جلّ و عزّ و لم یظهر لهم و لم یعلموا مكانه و هم فى ذلك یعلمون أنّه لم تَبطُل حجّة اللّه جلّ ذكره و لامیثاقه، فعندها فتوقّعوا الفرج صباحاً و مساءً...»

«زمانى كه بندگان به خداى بزرگ نزدیك ترند و خدا از ایشان بیشتر راضى است، زمانى است كه حجت خداى تعالى از میان آنان ناپدید گردد و ظاهر نشود و آنان جایش را هم ندانند. با این همه بدانند كه حجت و میثاق خدا از بین نرفته و باطل نشده است. در آن حال، در هر صبح و شام، چشم انتظار فرج باشید».

فضیلت بندگان خدا در این زمان و رضایت بیشتر خداوند از آنان، بدین جهت است كه آنان بىآنكه امام خویش را ببینند و معجزاتش را مشاهده كنند و در حیرتها به درخانهاش پناهنده شوند، تنها با اعتماد به خدا و پایبندى به تقوى و دوستى اهلبیت، میثاق الهى را نگاهبانى كرده ومرزهاى عقیده را پاس مىدارند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا ابا بصیر! طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره، اولئك اولیاء اللّه الذین لاخوف علیهم و لاهم یحزنون

«اى ابوبصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در دوران غیبت او در انتظار ظهورش به سر مىبرند و در دوران ظهورش به اطاعت او روى مىكنند، آنان اولیاى خدا هستند كه هیچ ترس و اندوهى بر ایشان نیست

باهم آمدن دو وصفِ «انتظار در غیبت» و «اطاعت در ظهور»، براى شیعیان حضرت قائم(علیه السلام)، نشان دهنده نوعى ملازمت بین ایندو وصف است. به این معنا كه شیعیان منتظر در دوران غیبت چنان امام خود را شناخته و در اطاعتش مىكوشند كه اگر دوران ظهور تحقق مىیافت، در زمره مطیعین حقیقى او بودند.

هـ ) حزن و اندوه بر مصائب غیبت و دعا براى ظهور :

سدیر صیرفى گوید: با برخى از اصحاب بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم، او را نشسته بر خاك دیدیم، در حالى كه عبایى خشن با آستین كوتاه پوشیده و با قلبى سوخته، همچون مادر فرزند از دست داده، مىگریست، رنگ چهرهاش تغییر كرده و اندوه از گونههاى مباركش پیدا بود و اشكهایش، لباسش را خیس كرده بود وناله مىكرد:

«مولاى من! غیبت تو، خواب را از چشمانم ربوده و زمین را بر من تنگ نموده و آسایش دلم را از من گرفته است!

مولاى من! غیبت تو، بلا و مصیبت مرا به فاجعههاى ابدى پیوند داده، و از دست دادن یاران، یكى پس از دیگرى، اجتماع و شماره ما را از بین برده، هنوز سوزش اشكى كه از چشمم مىریزد و نالهاى كه از دلم بر مىخیزد با یاد بلاها و سختىهاى ـ دوران غیبت تو ـ پایان نیافته كه درد و رنج شدیدتر و دردناكترى در برابر دیدگانم شكل مىگیرد

سدیر گوید: شگفت زده پرسیدیم این ماتم وگریه براى چیست؟!

امام صادق(علیه السلام) آهى عمیق و سوزناك كشید و فرمود:

اى واى! صبح امروز، در كتاب جفر نظر مىكردم و در باره ولادت و غیبت طولانى و طول عمر قائم ما و بلاهاى مؤمنین در آن زمان و ایجاد شك و تردید در اثر طول غیبت و ارتداد اكثریت مردم از دین و خروج آنان از تعهد به اسلام، تأمل و دقتى داشتم، در اثر آن، رقّت مرا فرا گرفت و حزن و اندوه بر من چیره شد

وقتى حال امام صادق(علیه السلام) ـ كه حدود یكصد سال قبل از آغاز دوره غیبت مىزیسته است ـ چنین باشد، باید دید حال سرگشتگان دوران غیبت و دورماندگان از چشمه زلال ولایت چگونه باید باشد، بیهوده نیست كه در هر مناسبتى شادى آفرین یا غمبار، سفارش به قرائت دعاى ندبه شدهایم كه حدیث اشك و سوز دل منتظران حضرت مهدى(علیه السلام) است.

وبى مورد نیست كه این چنین بر دعاى براى فرج در زمان غیبت، تأكید شده است.

امام زمان(علیه السلام) مىفرماید: «اكثر و الدعاء بتعجیل الفرج».

«براى نزدیك شدن ظهور و فرج، بسیار دعا كنیممنبع:سایت جمکران-




طبقه بندی: مقالات دینی مذهبی،
[ جمعه 29 شهریور 1392 ] [ 12:15 بعد از ظهر ] [ عباسعلی فرمانیان ]
تنهایی ریشه تمامی گناهان و درد هاست ؛

چوپان را "تنهایی"دروغگو کرد ...

خدایم آرزوست .





طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، داروخانه معنوی،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 07:50 بعد از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]
بعداز جریان داستان موسی و شبان هنگامیکه به موسی وحی می شود که چرا بنده را از خدا راندی و آن را آزرده خاطر کردی؛
 
موسی به دنبال شبان می گردد
 
و سرانجام آن را می یابد و با بشارت به شبان می گوید:
 
هیچ آدابی وترتیبی مجوی
 
باز چوپان هر چه می خواهد دل تنگت بگوی
 
و چوپان اینگونه نجوای درونی و درد و دل هایش را بیان می کند:
 
نه از افسانه می ترسم نه از شیطان
نه از کفر و نه از ایمان
نه از آتش نه از حرمان
نه از فردا نه از مردن
نه از پیمانه می خوردن
خدا را می شناسم من از شما بهتر
شما را از خدا بهتر
خدا از هرچه پنداری جدا باشد
خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد
نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد
که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ای وحشت نما باشد
هراس از وی ندارم من
هراسی را از این اندیشه ها در پی ندارم من
در عالم بیم از آن دارم
مبادا رهگذاری را بیازارم
نه جنگی با کسی دارم
نه کس با من ...




طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان،
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 05:30 بعد از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]

چه زیبا خالقی دارم

 چه بخشنده خدای عاشقی دارم


كه می خواند مرا،با آنكه می داند گنهكارم


اگر رخ بر بتابانم،دوباره می نشیند بر سر راهم

دلم را می رباید با طنین گرم و زیبایش


كه در قاموس پاك كبریایی،قهر،نازیباست


چه زیبا عاشقی را دوست می دارم


دلم گرم است،می دانم كه می داند بدون لطف او تنهای تنهایم


خدای من،خدایی خوب می داند


و می داند كه سائل را نباید دست خالی راند


چه ترس از ظلمت شبها به هنگامی كه می گوید


عزیزم،حاجتی داری اگر،اینك بخوان ما را

كه من حاجت روا كردن برای بنده ام را دوست دارم

 




طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان،
[ سه شنبه 13 فروردین 1392 ] [ 01:05 بعد از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]

گروه اینترنتی ایران سان | www.IranSun.net

جواب سلام را با علیک بده ،
 
  جواب تشکر را با تواضع،
 
   جواب کینه را با گذشت،
 
  جواب بی مهری را با محبت،  
 
   جواب ترس را با جرأت،
 
    جواب دروغ را با راستی،
 
     جواب دشمنی را با دوستی،
 
       جواب زشتی را به زیبایی،
 
        جواب توهم را به روشنی،
 
        جواب خشم را به صبوری،
 
        جواب سرد را به گرمی،
 
          جواب نامردی را با مردانگی،
 
          جواب همدلی را با رازداری،
 
         جواب پشتکار را با تشویق،
 
          جواب اعتماد را بی ریا،
 
          جواب بی تفاوت را با التفات،
 
          جواب یکرنگی را با اطمینان،
 
          جواب مسئولیت را با وجدان،
 
            جواب حسادت را با اغماض،
 
           جواب خواهش را بی غرور،
 
           جواب دورنگی را با خلوص،
 
         جواب بی ادب را با سکوت،
 
         جواب نگاه مهربان را با لبخند،
 
         جواب لبخند را با خنده،
 
           جواب دلمرده را با امید،
 
             جواب منتظر را با نوید،
 
           جواب گناه را با بخشش،




طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، منابر مکتوب، داروخانه معنوی،
[ سه شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 02:30 بعد از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]
آیت الله بهجت (ره):

از ما، عمل چندانی نخواسته اند!

مهم تر از عمل کردن، "عمل نکردن" است!

تقوا یعنی "عمل گناه را مرتکب نشدن!

همه میپرسند چه کار کنیم؟

من میگویم: بگویید چه کار نکنیم؟

و پاسخ اینست:

گــــــــنــــــــــــاه نــــکــنــیــد.

شاه کلید اصلی رابطه با خدا " گــنــاه نــکــردن " است.




طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، منابر مکتوب،
دنبالک ها: سلام علی آل یاسین،
[ سه شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 01:54 قبل از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]
وقتی همه چیز روبراه است که امیدواری معنا ندارد ،

امید زمانی ارزشمند است که همه چیز در بدترین شرایط است؛

پس

هیچ وقت نا امید نشو ،

بویژه در اوج تاریکی و تنهایی و تلخی ...
جملات زیبا گیله مرد



طبقه بندی: دلنوشته ها، مقالات دینی مذهبی، ویژه جوانان، داروخانه معنوی، مشاوره،
[ سه شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 01:51 قبل از ظهر ] [ ابوالفضل غزالی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 10 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره سایت




آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
دانلود بهترین کتابهای موبایلی
نظر سنجی
نظر شما راجع به بشیران دیباج






دانلود نرم افزار های کابردی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
جعبه حدیث

چت آنلاین



جستجو
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
قرآن آنلاین

http://zibasazweb.persiangig.com/9.9.JPG

كد موسیقی برای وبلاگ